اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

قواعد فقهیه ج1

قاعدۀ لا ضرر و لا ضرار (بخش اول)

0
فقه واصول
جلد ها

روایاتِ شیعه و سنی به‌عنوان دو گروه که با هم ارتباط اجتماعی داشته‌‌اند، همراه با یکدیگر مورد بررسی قرار گرفته است و در ضمنِ تحلیل روایات، به فضای تاریخی و قرائن خارجیِ صدور روایت، توجه شده است. علاوه بر اقوال بزرگانی مثل میرزای نائینی و آخوند خراسانی، آرائی از فقهای معاصر مانند آیةالله سیستانی نیز مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. علاوه بر مثال‌های فردیِ «لا ضرر»، دیدگاه کلان و تطبیقاتِ اجتماعی این قاعده نیز بیان شده است. در ضمن بیان مباحث فقهی، برخی آراء اصولی‌‌ِ آیت‌الله طهرانی و همچنین مباحث بدیع اجتماعی و معرفتی نیز مطرح گردیده است.

قواعد فقهیه ج1

184
  • الأعلی و یروی الماء إلی الکفین،1 ثمّ یسرح الماء إلَی الأسفل و کذٰلک حتیٰ تنقضی الحوائط و یغنی2 الماء.3

  • «[پیامبر قضاوت کردند که] وقتی آب کاملاً مشارب نخل را گرفت و همه را سیراب کرد و وقتی به دو کف بالا آمد و کاملاً به آن ریشه رسید، بعد آب را رها کنید تا به اسفل برسد تا اینکه همۀ این حائط‌ها و باغ‌ها و باغچه‌ها تمام بشوند و آب هم کفایت کند.»

  •  در این روایت هم حضرت فرموده‌اند: «لا ضرر و لا ضرار.» گرچه بعضی ممکن است بگویند که این روایت ظهوری ندارد و حضرت نفرموده‌اند که کسی نباید دیگری را منع کند؛ اما از ظهور این روایت در اینکه اوّل باید بالا را سیراب کنند و بعد پایین و همین‌طور تا پایین‌ترین آبادی، با آن جملۀ «لا ضرر و لا ضرار» استفاده می‌شود که بالایی‌ها حقّ منع پایینی‌ها را ندارند و نمی‌توانند از رسیدن آب به پایین جلوگیری کنند، یعنی گرچه آب در مرحلۀ بالا است و آنها نسبت به آب تقدّم دارند، ولی این تقدّم باعث نمی‌شود که حقوق بقیّه نسبت به این ماء در نظر گرفته نشود، بلکه تمام اینها علَی‌السّواء هستند، منتها از نقطه‌نظر اینکه آنها در ارتفاع واقع هستند حقّ آنها از این نقطه‌نظر مقدّم بر بقیّه است. لذا می‌توانیم بگوییم که از این نقطه‌نظر اشکالی به این روایت وارد نمی‌شود.

  •  این روایت را گرچه اهل‌تسنّن نقل کرده‌اند، ولی این روایت تأیید بر این است که نظیر روایات شفعه و رجل انصاری و منع فضل ماء و امثال‌ذلک که از ائمّه علیهم السّلام نقل شده است، از پیغمبر هم نقل شده است؛ مثلاً روایت منع فضل ماء از امام صادق علیه السّلام بود و نظیر آن را اهل‌تسنّن از پیغمبر هم نقل کرده‌اند.4

    1. خ ل: الکعبین.
    2. خ ل: یفنی.
    3. کنز العمال، ج ٣، ص ٩١٩.
    4. مسند أحمد، ج ٢، ص ٢٧٣؛ سنن ابن‌ماجة، ج ٢، ص ٨٢٨؛ السنن الکبری، بیهقی، ج ٦، ص ١٥٥؛ المصنَّف، صنعانی، ج ٨، ص ١٠٥؛ مسند الحمیدی، ج ٢، ص ٤٧٧.