
قواعد فقهیه ج1
قاعدۀ لا ضرر و لا ضرار (بخش اول)
روایاتِ شیعه و سنی بهعنوان دو گروه که با هم ارتباط اجتماعی داشتهاند، همراه با یکدیگر مورد بررسی قرار گرفته است و در ضمنِ تحلیل روایات، به فضای تاریخی و قرائن خارجیِ صدور روایت، توجه شده است. علاوه بر اقوال بزرگانی مثل میرزای نائینی و آخوند خراسانی، آرائی از فقهای معاصر مانند آیةالله سیستانی نیز مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. علاوه بر مثالهای فردیِ «لا ضرر»، دیدگاه کلان و تطبیقاتِ اجتماعی این قاعده نیز بیان شده است. در ضمن بیان مباحث فقهی، برخی آراء اصولیِ آیتالله طهرانی و همچنین مباحث بدیع اجتماعی و معرفتی نیز مطرح گردیده است.
قواعد فقهیه ج1
180به او میدهند و اگر سالم باشد باز سر و پوست را به او میدهند، پس او در اینجا هیچ ضرری نکرده است؛ پس این ضرر فقط متوجه آن شخصی میشود که هشت درهم داده است. آنوقت چون در اینجا موضوع شتر عوض میشود، از این نقطهنظر دیگر پول این شخص داخل بقیّۀ پولها میشود و مسئله، مسئلۀ خمس میشود.
این هم یک روایت که در آن باز «لا ضرر و لا ضرار» ناظر بر حکم وضعی است و حکم وضعی جعل میکند، و این روایت راجع به قسمت عین مشترک بود.
بررسی روایت عذق أبیلبابه در قاعدۀ لا ضرر
روایت دیگر روایت عذق أبیلبابه است که روایت معروفی است و آن را أبیداود در مراسیل خودش نقل کرده است:
قال: کان لِأبیلبابة عذق فی حائط رَجلٍ فکلّمه فقالَ: إنّکَ تطأُ حائطی إلیٰ عذقک فأنَا أُعطیکَ مثله فی حائطک.
«أبولبابه یک نخل در باغ و منزل شخصی داشت (حائط به آن چهار دیواری میگفتند که هم منزل بود و هم باغ بود). این شخص با أبولبابه صحبت میکند: تو در این حائط و باغچۀ من میآیی و حرکت میکنی و راه میروی! و من اینجا زن و بچه دارم! گاهی اوقات که میخواهی رد بشوی این باعث اذیّت من است که تو بدون در زدن، همینطوری در را باز میکنی و داخل میآیی! من در یک حائط دیگر و جای دیگری نظیر این عذق را با همین میوه و حتی بهتر از این دارم و آنجا مسئلهای نیست و بیرون است و زن و بچهای نیست و میتوانی بیایی و بروی و اشکالی ندارد.»
فأبیٰ علَیه، فکلّم النبیّ صلّی اللَه علیه و آله و سلّم فیه؛ «او اباء میکند، این شخص پیش پیغمبر میرود و شکایت میکند.»
فقال: «یا أبا لبابة، خُذ مثل عذقک فحزها إلیٰ مالک و اکفُف عن صاحبک ما یکره!»
«حضرت فرمودند: ”ای أبا لبابه، مثل درختت را بگیر و این را به مالت اضافه بکن و آنچه رفیقت دوست ندارد انجام نده!“»
فقال: ما أنا بفاعل؛ «من انجام نمیدهم!»
فقال: «فَاذْهبْ فَاخْرجْ له عذقًا مثل عذقه إلیٰ حائطه، ثمّ اضرب فوق ذلک
