
قواعد فقهیه ج1
قاعدۀ لا ضرر و لا ضرار (بخش اول)
روایاتِ شیعه و سنی بهعنوان دو گروه که با هم ارتباط اجتماعی داشتهاند، همراه با یکدیگر مورد بررسی قرار گرفته است و در ضمنِ تحلیل روایات، به فضای تاریخی و قرائن خارجیِ صدور روایت، توجه شده است. علاوه بر اقوال بزرگانی مثل میرزای نائینی و آخوند خراسانی، آرائی از فقهای معاصر مانند آیةالله سیستانی نیز مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. علاوه بر مثالهای فردیِ «لا ضرر»، دیدگاه کلان و تطبیقاتِ اجتماعی این قاعده نیز بیان شده است. در ضمن بیان مباحث فقهی، برخی آراء اصولیِ آیتالله طهرانی و همچنین مباحث بدیع اجتماعی و معرفتی نیز مطرح گردیده است.
قواعد فقهیه ج1
176حجاج بن أرطاه، یکی از اصحاب صادقین علیهما السّلام است.1 البتّه این روایت مرسل است و سندش خیلی محکم نیست و تا حجاج بن أرطاه منقطع است. در این روایت میفرماید:
[أنبأنا ابنالیمنی عن الحجاج بن أرطاة] قال: أخبرنی أبوجعفر علیه السّلام: «أنّ نخلة کانت بین رجلین فاختصما فیها إلَی النبی صلّی اللَه علیه و آله و سلّم، فقال أحدهما: اشققها نصفین بینی و بینه، فقال النبی صلّی اللَه علیه و آله: ”لا ضرر و لا ضرار فی الاسلام؛ یتقاومان فیها.“»2
«امام باقر علیه السّلام فرمودند: یک نخل بین دو نفر مشاع بود و هر دو مالک این نخل بودند. یکی از آنها گفته بود: من اصلاً میخواهم که این نخل را (که هنوز خشک نشده بود و سر جایش بود) نصفش کنم (چون من میخواهم از چوبش استفاده کنم). حضرت رسول اکرم فرموده بودند: ”اینکه میخواهی نصف بکنی باعث میشود که به آن دیگری ضرر وارد شود.“»
اینطور که از لسان روایت برمیآید این نخل خشک نبوده است؛ لذا وقتی گفته بود که نصفش را بده میخواهم از چوبش استفاده کنم، حضرت فرموده بودند: «اینکه میخواهی نصف بکنی، به حیات نخله ضرر وارد میشود و حق او از بین میرود.» شاید تو بخواهی از حقّت صرفنظر کنی، ولی او که نمیخواهد صرفنظر کند. لذا این نخله را باید قیمت کنند و این شخص نصف قیمت این نخلۀ سالم را به دیگری بپردازد و جلوی این ضرر گرفته شود. گرچه این نخل برای این دوتا است، ولی با نصف کردن آن، به این شخص ضرر وارد میشود.
در اینجا عبارت «لا ضرر و لا ضرار فی الاسلام» دارد؛ یعنی گرچه روایت مرسل است، ولیکن قید «فی الاسلام» دارد که حالا در بحث اینکه آیا این قاعده مذیّل به فی الاسلام است یا نه، و در دوران امر بین زیاده و نقیصه، إنشاءاللَه عنقریب بحث میکنیم.
- رجال الطوسی، ص ١٩٢ و ١٣٣.
- کنز العمال، ج ٥، ص ٨٤٣.
