اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

قواعد فقهیه ج1

قاعدۀ لا ضرر و لا ضرار (بخش اول)

0
فقه واصول
جلد ها

روایاتِ شیعه و سنی به‌عنوان دو گروه که با هم ارتباط اجتماعی داشته‌‌اند، همراه با یکدیگر مورد بررسی قرار گرفته است و در ضمنِ تحلیل روایات، به فضای تاریخی و قرائن خارجیِ صدور روایت، توجه شده است. علاوه بر اقوال بزرگانی مثل میرزای نائینی و آخوند خراسانی، آرائی از فقهای معاصر مانند آیةالله سیستانی نیز مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. علاوه بر مثال‌های فردیِ «لا ضرر»، دیدگاه کلان و تطبیقاتِ اجتماعی این قاعده نیز بیان شده است. در ضمن بیان مباحث فقهی، برخی آراء اصولی‌‌ِ آیت‌الله طهرانی و همچنین مباحث بدیع اجتماعی و معرفتی نیز مطرح گردیده است.

قواعد فقهیه ج1

145
  • که می‌آیند و می‌خواهند مواشی‌شان را از این آبار و انهار سیراب کنند، عدم‌المنفعۀ از قبیل اوّل است یا عدم‌المنفعۀ مساوی با ضرر است. فرض کنید کسی که مواشی‌اش در همین حول و حوش است اگر بخواهد به دو فرسخی برود و آنها را سیراب کند، بر این مواشی ضرر وارد می‌شود؛ چون در این‌صورت آن مقدار کلائی که در اینجا رعی شده است از بین می‌رود و این شخص به عسر و حرج می‌افتد و مثلاً نمی‌تواند برای رعی مواشی خودش به آن محلی برسد که اینها باید سر موقع برسند. بنابراین عدم‌المنفعه در اینجا مساوق با ضرر است و اشکالی که از این نقطه‌نظر به این روایت شده است مندفع است.

  • اشکال دوّم بر روایت منع فضل ماء مبنی بر عدم حقّ غیر بر ماء مملَّک

  •  اشکال دوّمی که در اینجا مطرح شده و اشکال محکمی است این است:

  •  اگر این آبار صاحب و مالک داشته باشند، در این‌صورت مالک می‌تواند از این رعی و سقی مواشی جلوگیری کند. در اینجا آیا صاحبان مواشی بالنسبه به این آبار حق دارند یا حق ندارند؟ اگر نسبت به این بئرها و ماءها حق داشته باشند پس برای مالکان آبار جایز نیست که از اینها جلوگیری کنند، و اگر صاحبان مواشی نسبت به این چاه‌ها حق نداشته باشند و اینها در تملیک صاحبان آن محل باشد پس «لا ضرر و لا ضرار» در اینجا معنا ندارد، چون «لا ضرر و لا ضرار» در جایی می‌آید که آن شخص نسبت به این استفاده حقی داشته باشد و از حقّ او جلوگیری بشود تا اینکه ضرر متوجه او بشود.

  •  ما می‌بینیم که وقتی پیغمبر می‌فرمایند: «لا یُمنَعُ فَضلُ ماءٍ لِیُمنَعَ بِهِ فَضلُ کَلَإٍ»، نهی در اینجا تنزیهی است؛ به‌جهت‌اینکه اگر نهی تحریمی بود صاحبان اینها می‌توانستند بگویند که ما این آبار و چاه‌ها را کنده‌ایم و صاحب اینها هستیم و می‌توانیم به مصداق «الناس مسلّطون علیٰ أموالهم»،1 از اینها جلوگیری کنیم، چون

    1. عوالی اللئالی، ج ١، ص ٢٢٢؛ الخلاف، ج ٣، ص ١٧٦.