اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

قواعد فقهیه ج1

قاعدۀ لا ضرر و لا ضرار (بخش اول)

0
فقه واصول
جلد ها

روایاتِ شیعه و سنی به‌عنوان دو گروه که با هم ارتباط اجتماعی داشته‌‌اند، همراه با یکدیگر مورد بررسی قرار گرفته است و در ضمنِ تحلیل روایات، به فضای تاریخی و قرائن خارجیِ صدور روایت، توجه شده است. علاوه بر اقوال بزرگانی مثل میرزای نائینی و آخوند خراسانی، آرائی از فقهای معاصر مانند آیةالله سیستانی نیز مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. علاوه بر مثال‌های فردیِ «لا ضرر»، دیدگاه کلان و تطبیقاتِ اجتماعی این قاعده نیز بیان شده است. در ضمن بیان مباحث فقهی، برخی آراء اصولی‌‌ِ آیت‌الله طهرانی و همچنین مباحث بدیع اجتماعی و معرفتی نیز مطرح گردیده است.

قواعد فقهیه ج1

105
  • هلال جزء رجال کامل الزیارات ابن‌قولویه1 و از مشایخ محمّد بن حسین بن أبی‌الخطاب است که ایشان از اجلاء مشایخ طبقۀ سابعه بوده است و محمّد بن حسین بن أبی‌الخطاب، مردی به این جلیل‌القدری2 هیچ‌وقت از شیخی که مورد وثوقش نیست، این‌همه روایت نقل نمی‌کند،3 لذا قطعاً ایشان مورد وثوقش بوده است.

  • دلالت إکثار روایات اجلاّء از فردی بر توثیق آن فرد

  •  به نظر می‌رسد اینهایی که در باب رجال به ایشان اشکال کرده‌اند و این بحث‌ها را مطرح کرده‌اند، اصلاً همین‌طوری سخن گفته‌اند! آخر یک‌چنین شخص جلیل‌القدری، از فردی که او را نمی‌شناسد همین‌طوری روایات نقل می‌کند؟! اصلاً مگر این‌طور می‌شود؟! آخر انسان این‌قدر بی‌ملاحظه می‌شود؟!

  •  برخی افرادی که مطلبی نقل می‌کنند، با اینکه خوب هستند ولی افراد عادی‌اند. خودمان هم این افراد را می‌بینیم، مثلاً همین دوستان و رفقایی که با ما هستند آدم‌های عادی هستند و همان‌طوری‌که آن روز عرض کردم، بنده خودم آن‌قدر مطلب خلاف از اینها شنیده‌ام، که دیگر یک روز در یک جلسه گفتم که من تا خودم حرفی را با گوشم از مرحوم آقا نشنوم، از هیچ‌کسی قبول نمی‌کنم؛ هرکه می‌خواهد باشد! به‌خاطر اینکه آن‌قدر مطلب خلاف و برعکس شنیدم، که هر کسی هر حرفی را از قول مرحوم آقا نقل کند اصلاً گوش نمی‌دهم، مگر اینکه برای انسان وثوق بیاورد. چون خیلی اوقات راوی بنا بر فهم خودش حرفی را نقل کرده است، بعد می‌بینیم این کلام اصلاً با مسلک ایشان نمی‌سازد و تعجب می‌کنیم که چطور ایشان این را فرموده‌اند؛ بعد می‌بینیم که مطلب مرحوم آقا اصلاً طور دیگری بوده است و ایشان چیز دیگری گفته‌اند، ولی راوی چیز دیگری نقل کرده است!

    1. کامل الزیارات، ص ٢٣ و ٢٦.
    2. رجال النجاشی، ص ٣٣٤؛ رجال الطوسی، ص ٣٧٩ و ٣٩١؛ فهرست کتب الشیعة، ص ٤٠٠؛ الرجال، ابن‌داود، ص ٣٠٤؛ رجال العلامة الحلی، ص ١٤١.
    3. رجال النجاشی، ص ٣٣٤:
      «جلیل من أصحابنا، عظیم القدر، کثیر الروایة، ثقة عین، حسن التصانیف، مسکون إلی روایته.»