اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

جلوه‌های معرفت

43٬491

کتاب شریف «جلوه‌های معرفت» متن خطبه‌های حضرت آیة‌اللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس‌اللَه‌سرّه در «اعیاد فطر و قربان» می‌باشد که به بیان اسرار و رموز این دو عید بزرگ اسلامی و تبیین ظرائف سلوک الی اللَه و چگونگی دریافت حقایق باطنی و کشف حجابهای راه و وصول به بالاترین مقام معرفت و عقلانیت با لسانی رسا و بیانی شیوا می‌پردازند. تبیین «حقیقت توحید و جنبۀ باطنی ولایت و تأثیر آن در تبدّل جوهری انسان» و «تبعیت از قرآن و عترت» و «جایگاه انسان در عالم هستی» و «نحوۀ نگرش اولیای‌الهی نسبت به دنیا» از شاخصه‌های این اثر ارزشمند است که برای طالبان وصول به حقیقت راهگشا و راهنماست. مهم‌ترین مباحث این اثر: • تفاوت علمای الهی و علمای اهل ظاهر • توجه به باطن از اساسی‌ترین شرایط سلوک • ابتلائات الهی، عامل تزکیه و ارتقاء رتبۀ مؤمن • ولایت، ظهور کلمۀ توحید در تمام تعیّنات • تأثیر همّت انسان در سیر و سلوک الی اللَه • پیامبر و اهل‌بیت شایسته‌ترین اسوه در مسیر لقاء الهی • تفاوت ضیافت ماه رمضان با دیگر ضیافت‌ها • اتصال به حبل ولایت، عیدی پروردگار در عید فطر • در تحت ولایت و دستور ولیّ بودن، شرط قبولی عبادت • لزوم استمرار حال و هوای ماه رمضان در سایر ایّام • اهمیّت امید به رحمت و غفران الهی • لقای پروردگار بالاترین عنایت حق در عید فطر • صداقت در راه و تعظیم ولیّ الهی، شرط اساسی هدایت • اهمیت مسئله یقین در سیر و سلوک الی اللَه • عامل سربلندی حضرت ابراهیم در ابتلاء به ذبح اسماعیل • توجه صرف به محبوب، اثر دین حقیقی

سرای جاوید

جلوه‌های معرفت

25
  • علیه السلام بود؛ بقیۀ اصحاب ـ با مراتب مختلفی که داشتند ـ تا حدودی اطلاع داشتند و مطّلع بودند، و عقد اخوّت براساس مشترکات بسته شده بود، نه براساس متمایزات!

  • توضیحی در رابطه با روایت «لو عَلمَ أبوذر ما فی قلبِ سلمان لکَفّره أو قَتلَه»

  •  ما می‌بینیم که حضرت می‌فرمایند: «اینها برادر ایمانی هستند!» اما [در جای دیگر می‌فرماید:]

  • لو عَلمَ أبوذر ما فی قلبِ سلمان، لکَفّره أو قَتلَه؛1 «اگر اباذر می‌دانست که در قلب سلمان چه می‌گذرد، یا سلمان را تکفیر می‌کرد و یا اینکه خودش را می‌کشت!»

  •  معنای روایت این نیست که سلمان را می‌کشت، بلکه معنایش این است که یا آن علم باعث می‌شد که اباذر از مسیر خودش حرکت نکند و آن مدرکات خودش را از دست ندهد که در این‌صورت حکم به تکفیر سلمان می‌کرد؛ و یا اینکه آنچه سلمان می‌دانست و یافته بود، در اباذر تغییر نهادی ایجاد می‌کرد و آن مدرکات خودش را از دست می‌داد و چون تحمّل نداشت، گیج می‌شد و آن علم، اباذر را از بین می‌بُرد!

  •  ضمیر «لَقتَله» به عِلم برمی‌گردد، یعنی یا سلمان ـ درصورتی‌که اباذر بر همان مدرکاتش بود ـ باعث می‌شد که اباذر او را تکفیر کند؛ و یا اینکه اباذر به سلمان اعتماد می‌کرد و مطالب سلمان را می‌پذیرفت، ولی چون تحمّلش را نداشت و نمی‌توانست سلمان را تکفیر کند، لذا این علم باعث می‌شد که خودش از بین برود. این همان معنایی است که مرحوم حضرت حداد فرمودند.

  •  روی این حساب، ما باید ببینیم که این راهی که خداوند متعال برای ما در نظر گرفته است و این مسائلی که ما با آنها دست به گریبان هستیم، آیا براساس مشترکات ما و براساس آنچه به‌عنوان یک عامّ واسع و وسیع در میان همۀ افراد جریان دارد در میان ما هست؛ یا اینکه این‌طور نیست و اگر ما بخواهیم خصوصیّات فردی هر کسی را در نظر بگیریم، مسئله دچار افتراق می‌شود؟

  •  از سابق این‌طور بوده و این‌طور هست و این‌طور هم خواهد بود که دو نفر در

    1. الکافی، ج ١، ص ٤٠١؛ الوافی، ج ١، ص ١١. با قدری اختلاف.
/ 613