کتاب شریف «جلوههای معرفت» متن خطبههای حضرت آیةاللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللَهسرّه در «اعیاد فطر و قربان» میباشد که به بیان اسرار و رموز این دو عید بزرگ اسلامی و تبیین ظرائف سلوک الی اللَه و چگونگی دریافت حقایق باطنی و کشف حجابهای راه و وصول به بالاترین مقام معرفت و عقلانیت با لسانی رسا و بیانی شیوا میپردازند. تبیین «حقیقت توحید و جنبۀ باطنی ولایت و تأثیر آن در تبدّل جوهری انسان» و «تبعیت از قرآن و عترت» و «جایگاه انسان در عالم هستی» و «نحوۀ نگرش اولیایالهی نسبت به دنیا» از شاخصههای این اثر ارزشمند است که برای طالبان وصول به حقیقت راهگشا و راهنماست. مهمترین مباحث این اثر: • تفاوت علمای الهی و علمای اهل ظاهر • توجه به باطن از اساسیترین شرایط سلوک • ابتلائات الهی، عامل تزکیه و ارتقاء رتبۀ مؤمن • ولایت، ظهور کلمۀ توحید در تمام تعیّنات • تأثیر همّت انسان در سیر و سلوک الی اللَه • پیامبر و اهلبیت شایستهترین اسوه در مسیر لقاء الهی • تفاوت ضیافت ماه رمضان با دیگر ضیافتها • اتصال به حبل ولایت، عیدی پروردگار در عید فطر • در تحت ولایت و دستور ولیّ بودن، شرط قبولی عبادت • لزوم استمرار حال و هوای ماه رمضان در سایر ایّام • اهمیّت امید به رحمت و غفران الهی • لقای پروردگار بالاترین عنایت حق در عید فطر • صداقت در راه و تعظیم ولیّ الهی، شرط اساسی هدایت • اهمیت مسئله یقین در سیر و سلوک الی اللَه • عامل سربلندی حضرت ابراهیم در ابتلاء به ذبح اسماعیل • توجه صرف به محبوب، اثر دین حقیقی
جلوههای معرفت
111به ارادتمندانشان تذکر میدادند و میفرمودند:
وقتی در نجف اشرف بودم، خود من هم به این مسئله عمل میکردم و حدّاقل هفتهای دوبار این روایت را نگاه میکردم.1
﴿وَذَكِّرۡ فَإِنَّ ٱلذِّكۡرَىٰ تَنفَعُ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ﴾؛2 انسان باید دائماً متذکّر باشد.
در این روایت، تمام همّ و غمّ امام صادق برای عنوان بصری این است که خود را عبد و بندۀ خدا بدان. اگر مالی بهدست میآوری بدان این مال، مال خدا است و تو فقط واسطه و وکیل هستی؛ تو موکّل نیستی. اگر ازدواج میکنی بدان که تو در تحت قیّومیت و ملکیّت پروردگار هستی و نمیتوانی سر خود با زن و بچۀ خود هر کاری میخواهی بکنی و نمیتوانی سر خود هر امر و دستوری را که میخواهی به آنها بدهی! در تحت ولایت پروردگار حق داری که امر و نهی و تربیت کنی؛ نه بیشتر و نه کمتر. امانت الهی در دست تو است و تو بهمقدار امر و حکم شرع و رضای پروردگار باید در مقام تربیت آنها برآیی؛ اگر زیادهروی کردی، در حقّ مولای خود تصرّف کردهای و اگر در تربیت کوتاهی کردی، باز در حقّ مولای خود تصرّف کردهای و خلاف امر و نهی او را انجام دادهای. وقتی با مردم معامله میکنی باید بدانی هم خودت عبدی و هم تمام افرادی که با آنها معامله میکنی عبد هستند. مبادا در معامله غِشّ روا داری و مبادا در معامله و تجارت خلاف بگویی؛ خلاف و غشّ در معامله، غشّ کردن و کلاه بر سر خدا گذاشتن است. تو داری با بندۀ خدا معامله میکنی، با بندهای که او هم اختیاری از خود ندارد و او هم در تحت تکفّل خدا است؛ میخواهی بر سر چه کسی کلاه بگذاری؟! میخواهی چه شخصی را گول بزنی؟! میخواهی بندۀ خدا را گول بزنی؟! اشتباه میکنی! تو داری خدا را گول میزنی و
- رجوع شود به آیین رستگاری، ص ١٦٨.
- سوره ذاریات (٥١) آیه ٥٥. نور ملکوت قرآن، ج ١، ص ١٤٨:
«و تو (ای پیامبر) تذکر بده! زیرا تذکر دادن و یاد خدا نمودن برای مؤمنین بهره دارد.»

