اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

آموزه های ولایت ج 1

بیانات عید غدیر خم

0
جلد ها

جلد اول از مجموعۀ ارزشمند «آموزه‌های ولایت» حاصل سخنرانی‌ها و مواعظ حضرت آیت‌اللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس‌اللَه‌سرّه بوده که در سنوات مختلف در اعیاد غدیر برای برادران ایمان و شاگردان سلوکی و عموم مؤمنین ایراد فرموده‌اند. مطالبی بس دقیق در تفسیر و شرحِ حقیقت ولایت و کشف حقایق و رموز آن، و کیفیت تجلّی آن در نفوس شیعیان بلکه همۀ انسان‌ها با هر آیین و کیش و مذهب و ملیّتی، و شرح و بسط این معنا از زوایای مختلف عرفانی، حکمی و اخلاقی، در قوالب مختلف و امثلۀ متفاوت و حکایات دلنشین و با اتکا بر آموزه‌های برخاسته از حقیقت قرآن و عترت، و ایراد آن به زبانی رسا و شیوا، و بیانی روان و سلیس از خصوصیات این اثر ذی‌قیمت و بی‌بدیل است. مهمترین مباحث مندرج در این اثر: • معنای حقیقی عید در مکتب عرفان • ولایت مسئله‌ای عقلائی، نه تعبّدی • کمال انسان در گرو پذیرش ولایت امیرالمؤنین علیه‌السلام • انتقال ولایت رسول‌اللَه به امیرالمؤمنین در روز غدیر • اولیای‌الهی تنها ادراک‌کنندگان حالِ امیرالمؤمنین در روز غدیر • ضرورت حفظ حریم امام علیه‌السلام • منصب ولایت، منصب تحمّل سختی‌ها • غدیر، روز آزادی از تعلّقات و افکار باطل • غدیر، روز شکوفایی عقل و رهایی از نفس • هدف از غدیر، دعوت به تعقّل و فهم • تفسیری شیوا از اشعار مولانا دربارۀ عید غدیر • عبادت منهای ولایت یعنی عبادت یک رُبات • بندۀ امیرالمؤمنین شدن یعنی آزادی و سعادت • غدیر روز غلبه عقل بر احساسات • روز غدیر روز تجدید بیعت با امام زمان علیه‌السلام • روز غدیر، روز معرّفی مربّی نفوس، نه بیان‌کنندۀ احکام شرعی

آموزه های ولایت ج 1

112
  • دارم. البته در مکّه خیلی‌ها به احترام بیت، عمامه‌شان را برمی‌دارند؛ ولی من در خود مدینه هم اغلب اوقات عمامه ندارم و با همین لباس عادی عربی و چفیه می‌روم. البته یک مسئلۀ دیگر هم هست که چون این‌قدر با عمامه، مسائل و گرفتاری‌هایی برایمان پیش آمده است ـ این شخص می‌بیند: آقا سلام علیکم! کجا هستید؟ کجا نیستید؟ کجا ببینیم؟ و... ـ که ما از زیارت و همه چیز می‌افتادیم.

  •  یک سال که حج مشرّف شده بودم و زودتر به مدینه رفتم، قصد داشتم در تمام مدّت در مدینه عمامه داشته باشم. دو روز نگذشته بود که دیدم فایده‌ای ندارد، اصلاً زیارت ما رفت. نصف روز با این آقا و نصف روز با آن، خب علیٰ‌کلّ‌حال نمی‌شود دیگر! از روز سوّم عمامه را برداشتیم و دیگر کسی ما را نمی‌شناخت، حتی از یک متری ما رد می‌شدند و ما را نمی‌شناختند و مثل همه بودیم. آنجا تازه آن حالی را که افراد غیر معمّم در ایران دارند، احساس کردم و آن‌موقع احساس کردم که اگر انسان مثل بقیه باشد، نه کسی به او کار دارد و نه کسی متوجّه می‌شود، راحت می‌رود و می‌آید و زندگی می‌کند؛ نه حرفی و نه نَقلی. ولی یک شخص معمّم دائماً یا باید برود در یک گوشه و یا اگر بخواهد در اجتماع زندگی کند ـ خب همۀ افراد اجتماع که افراد مثقّف1 و مؤدّب و با فرهنگ نیستند، همه‌طور وجود دارد ـ طبعاً آن‌قِسم مسائل برای اینها پیدا خواهد شد.

  •  الآن در چنین وضعیّتی آیا اینها این احساس را ندارند؟! خوب هم دارند؛ اما آمدند و روی نفس پا گذاشتند. خیلی‌ها هستند که همین درس طلبگی را می‌خوانند و می‌گویند: «ما به عمامه نیاز نداریم و این‌طوری بهتر می‌توانیم کار کنیم و بیشتر می‌توانیم فایده برسانیم.» نه آقاجان، به‌خاطر راحتی و کیف خودشان است، به‌خاطر رسیدن به مسائل دیگر خودشان است. اگر از این اشخاص بپرسی: «تو به‌خاطر خدا می‌خواهی این کار را بکنی یا به‌خاطر خودت؟» می‌گوید: «به‌خاطر خدا!» می‌گوییم:

    1. ثِقافَة: فرهنگ؛ مُثَقَّف: با فرهنگ. (محقّق)