اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

عنوان بصری ج4

0
جلد ها

جلد چهارم از مجموعۀ «عنوان بصری» حاصل مجالس حضرت آیت‌اللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس‌اللَه‌سرّه در «شرح حدیث عنوان بصری» می‌باشد که طی سالیانی متمادی برای رفقا و شاگردان سلوکی و پویندگان مکتبِ عرفان و توحید ایراد فرموده‌اند، که همراه با ویرایش به زیور طبع آراسته شده است. تبیین ظرائف ژرفِ تربیتی و سلوکی با بیانی روان و شیوا، همراه با ذکر مصادیق، امثله و حکایات متنوّع از شاخصه‌های این کتاب شریف بوده که در نوع خود بی‌نظیر می‌باشد. مجلد چهارم از این مجموعه، در موضوع «تزکیه و تهذیب» و تبیینِ «حقیقت عبودیّت» و «تحصیل علم و فهم حقیقی» به ساحت علم و فضیلت تقدیم می‌گردد. اهم مطالب مندرج در این مجلد: • بی‌فایدگی جمع‌آوری محفوظات و مطالب در حصول علم حقیقی • اهمیت تزکیه و تهذیب در فراگیری علوم • ملاک رحمانی یا نفسانی بودن علوم • به‌خدمت گرفتن علم در راستای افکار شیطانی توسّط برخی علماء • علم بدون عبودیّت یعنی علم همراه با نفسانیّت • راه خدا و راه سلوک به اسم نیست؛ کار می‌خواهد • ظهور و بروز فرعون‌های درونی افراد در مواقع مختلف • لزوم بکارگیری علم در غیر مسیر هوای نفسانی • لزوم صدق در عبودیّت و محبّت • همّت عالی یعنی وصول به مرتبۀ ذات احدیّ • آرامش و تسلیم قلب به پیشگاه الهی، حاصل فهم درست • وظیفۀ سالک در مواجعه با عناوین و القاب • اختصاص‌داشتن عناوینی مثل «علی زمان» به امام‌زمان علیه‌السلام • اثرات منفی ملقّب‌شدن به القاب تکبّر‌آور برای نفس • بطلان تعبّد کورکورانه نسبت به مبانی فقهی، عرفانی و عقیدتی • شخصیت‌زدگی مانع رشد فکری و ارتقاء فرهنگی جامعه

عنوان بصری ج4

70
  • این آینه از خودش هیچ ندارد و وقتی که نور به آن می‌خورد همان‌طور که به آن خورده این نور را رفلکس می‌کند و برمی‌گرداند و منعکس می‌کند. بعضی از آینه‌ها هستند که وقتی آدم در آن نگاه می‌کند، یک‌دفعه می‌بیند که صورت کج می‌شود، چون این آینه آن صورت را عوض می‌کند؛ حالا به این بستگی دارد که چقدر موج داشته باشد لذا این فتوکپی از اصل حکایت نمی‌کند!

  •  اما در آینۀ دل و نفس پیغمبر و امام علیهما السلام همیشه فرع از اصل حکایت می‌کند و همان‌طور که می‌آید برمی‌گردد. البته مثال فتوکپی یک جنبۀ تشبیه دارد و در عین‌حال یک مقدار مزاح است!

  •  وقتی که می‌گویند: «یا رسول‌اللَه، فلان مقدار مال و خراج از یمن آمده است!» همۀ آن مقدار مال و خراج از یمن در نفس پیغمبر می‌آید و همان‌طور به بیت‌المال می‌رود و به پیغمبر کاری ندارد.

  •  وقتی که می‌گویند: «یا رسول‌اللَه، این اُسرا آمده‌اند و در میان آنها عده‌ای کنیز هم وجود دارد!» همین‌که در نفس پیغمبر می‌آید جزء سرمایۀ مسلمین می‌شود و در نفس پیغمبر نمی‌ایستد.

  •  یا وقتی که می‌گویند: «یا رسول‌اللَه، فلان شخص معاند و دشمن با اسلام را گرفته‌ایم او را چه‌کار کنیم؟» حضرت همین‌طور آرام می‌نشینند! پیغمبر که حقد و کینه ندارد! دشمن است، باشد! این دشمنی در دل او جا باز نمی‌کند! اما برخی افراد وقتی که جنگ احد می‌شود، تا سه روز با همان هم‌پالکی خود به بیرون مدینه فرار می‌کنند و بعد برمی‌گردند، ولی وقتی که یک اسیر را در میان افراد می‌آورند، شمشیر می‌کشد و می‌گوید: «یا رسول‌اللَه، بگذار تا گردنش را بزنم!»1 به او می‌گوییم که تو تا به‌حال کجا بودی؟!

    1. رجوع شود به امام شناسی، ج ١٣، ص ٥٨ ـ ٦٤؛ تاریخ الإسلام، ذهبی، ج ٢، ص ٥٩ و ١٢٠. با قدری اختلاف در مصادر.