اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

عنوان بصری ج4

0
جلد ها

جلد چهارم از مجموعۀ «عنوان بصری» حاصل مجالس حضرت آیت‌اللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس‌اللَه‌سرّه در «شرح حدیث عنوان بصری» می‌باشد که طی سالیانی متمادی برای رفقا و شاگردان سلوکی و پویندگان مکتبِ عرفان و توحید ایراد فرموده‌اند، که همراه با ویرایش به زیور طبع آراسته شده است. تبیین ظرائف ژرفِ تربیتی و سلوکی با بیانی روان و شیوا، همراه با ذکر مصادیق، امثله و حکایات متنوّع از شاخصه‌های این کتاب شریف بوده که در نوع خود بی‌نظیر می‌باشد. مجلد چهارم از این مجموعه، در موضوع «تزکیه و تهذیب» و تبیینِ «حقیقت عبودیّت» و «تحصیل علم و فهم حقیقی» به ساحت علم و فضیلت تقدیم می‌گردد. اهم مطالب مندرج در این مجلد: • بی‌فایدگی جمع‌آوری محفوظات و مطالب در حصول علم حقیقی • اهمیت تزکیه و تهذیب در فراگیری علوم • ملاک رحمانی یا نفسانی بودن علوم • به‌خدمت گرفتن علم در راستای افکار شیطانی توسّط برخی علماء • علم بدون عبودیّت یعنی علم همراه با نفسانیّت • راه خدا و راه سلوک به اسم نیست؛ کار می‌خواهد • ظهور و بروز فرعون‌های درونی افراد در مواقع مختلف • لزوم بکارگیری علم در غیر مسیر هوای نفسانی • لزوم صدق در عبودیّت و محبّت • همّت عالی یعنی وصول به مرتبۀ ذات احدیّ • آرامش و تسلیم قلب به پیشگاه الهی، حاصل فهم درست • وظیفۀ سالک در مواجعه با عناوین و القاب • اختصاص‌داشتن عناوینی مثل «علی زمان» به امام‌زمان علیه‌السلام • اثرات منفی ملقّب‌شدن به القاب تکبّر‌آور برای نفس • بطلان تعبّد کورکورانه نسبت به مبانی فقهی، عرفانی و عقیدتی • شخصیت‌زدگی مانع رشد فکری و ارتقاء فرهنگی جامعه

عنوان بصری ج4

185
  • ناتوانی و عجز خلیفۀ اول از پاسخ‌گویی به سؤالات عالم یهودی

  •  یک یهودی آمد و دید ابوبکر بالای منبر نشسته است. گفت: «خلیفۀ بعد از رسول خدا کیست؟»

  •  گفتند: «بالای منبر دارد صحبت می‌کند!»

  •  یهودی گفت: «من چند تا سؤال دارم؛ اول اینکه خدا کجا است؟» گفت: «﴿ٱلرَّحۡمَٰنُ عَلَى ٱلۡعَرۡشِ ٱسۡتَوَىٰ﴾؛1 خدا روی عرش است!»

  •  یهودی گفت: «پس فرش که زمین است خدا ندارد؟!» اینجا بود که از جواب دادن عاجز شد و گفت: «بزنید و بیرونش کنید!»

  •  گفت: «عجب! من فقط دارم سؤال می‌کنم! بزنید و بیرونش کنید یعنی چه؟! تو گفتی: خدا روی عرش است! و من فقط سؤال کردم که پس فرش خدا ندارد؟!»

  •  نظیر این مطلبی را که خدمتتان عرض کردم، خود علمای اهل تسنن در کتاب‌هایشان آورده‌اند.2

  •  ابوبکر باید بگوید: «نمی‌دانم!» یا بگوید: «از اهلش می‌پرسم!» یا بگوید: «بروید علی را صدا کنید تا بیاید!» نه‌آنکه او را بزنند و بیرون کنند! یهودی هم گفت: «اگر حکومت اسلام این است، پس خداحافظ، ما رفتیم!» رفتند سراغ علی که بیا به داد اسلام برس که تمام شد و رفت! امیرالمؤمنین هم در خانه نشسته بود و تا آنها به مشکل برمی‌خوردند، می‌آمد و قضیه را درست می‌کرد. حضرت بلند شد آمد و با او صحبت کرد، و بعد هم [آن یهودی] در انتهای صحبت‌هایش با امیرالمؤمنین، مسلمان شد و در جلوی ابوبکر و عمر شهادت به رسالت پیغمبر و خلافت بلا فصل امیرالمؤمنین داد!3

    1. سوره طه (٢٠) آیه ٥.
    2. جهت اطلاع بیشتر پیرامون این مطلب، رجوع شود به المجتنی، ابن درید، ص ٢٢؛ العسل المصفی، عاصمی، ج ١، ص ١٧٢؛ الغدیر، علامه امینی، ج ٦، ص ٤١٢ ـ ٤١٥ و ٤٢١ و ٤٢٢.
    3. الإرشاد، ج ١، ص ٢٠١.