
عنوان بصری ج4
جلد چهارم از مجموعۀ «عنوان بصری» حاصل مجالس حضرت آیتاللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللَهسرّه در «شرح حدیث عنوان بصری» میباشد که طی سالیانی متمادی برای رفقا و شاگردان سلوکی و پویندگان مکتبِ عرفان و توحید ایراد فرمودهاند، که همراه با ویرایش به زیور طبع آراسته شده است. تبیین ظرائف ژرفِ تربیتی و سلوکی با بیانی روان و شیوا، همراه با ذکر مصادیق، امثله و حکایات متنوّع از شاخصههای این کتاب شریف بوده که در نوع خود بینظیر میباشد. مجلد چهارم از این مجموعه، در موضوع «تزکیه و تهذیب» و تبیینِ «حقیقت عبودیّت» و «تحصیل علم و فهم حقیقی» به ساحت علم و فضیلت تقدیم میگردد. اهم مطالب مندرج در این مجلد: • بیفایدگی جمعآوری محفوظات و مطالب در حصول علم حقیقی • اهمیت تزکیه و تهذیب در فراگیری علوم • ملاک رحمانی یا نفسانی بودن علوم • بهخدمت گرفتن علم در راستای افکار شیطانی توسّط برخی علماء • علم بدون عبودیّت یعنی علم همراه با نفسانیّت • راه خدا و راه سلوک به اسم نیست؛ کار میخواهد • ظهور و بروز فرعونهای درونی افراد در مواقع مختلف • لزوم بکارگیری علم در غیر مسیر هوای نفسانی • لزوم صدق در عبودیّت و محبّت • همّت عالی یعنی وصول به مرتبۀ ذات احدیّ • آرامش و تسلیم قلب به پیشگاه الهی، حاصل فهم درست • وظیفۀ سالک در مواجعه با عناوین و القاب • اختصاصداشتن عناوینی مثل «علی زمان» به امامزمان علیهالسلام • اثرات منفی ملقّبشدن به القاب تکبّرآور برای نفس • بطلان تعبّد کورکورانه نسبت به مبانی فقهی، عرفانی و عقیدتی • شخصیتزدگی مانع رشد فکری و ارتقاء فرهنگی جامعه
عنوان بصری ج4
162مینمودید و حرفی نمیزدید، همانا جبرائیل از آب بهشت برای وضوی ما آماده مینمود.“
(انس گوید:) همه وضو گرفتیم و نماز مغرب و عشا را بجای آوردیم تا اینکه شب به نیمه رسید.
حضرت فرمود: ”برخیزید و بر زیرانداز در جاهای خود قرار گیرید تا اینکه به مدینه باز گردیم و به نماز صبح یا بعضی از نماز صبح رسولاللَه صلّی اللَه علیه و آله و سلّم برسیم.“ سپس فرمود: ”ای باد، ما را به پرواز درآور!“ پس از گذشت زمانی خود را در مدینه کنار مسجد پیامبر یافتیم، درحالیکه رسول خدا یک رکعت از نماز صبح را بجای آورده بود، ما به پیامبر اقتدا نمودیم.
پس از اتمام نماز، رسول خدا صلّی اللَه علیه و آله و سلّم رو به من نمود و فرمود: ”ای أنس، آیا خبر میدهی به آنچه که در این سفر بر شما گذشت، یا من خبر دهم چه بر شما گذشته است؟“
عرض کردم: ”یا رسولاللَه، تقریر سرگذشت از زبان شما شیرینتر و گواراتر است.“ حضرت رسول شروع کردند به شرح ماجرا از اول حرکت تا آخر آن، طوریکه گویی از ابتدا با ما همسفر و جلیس بودهاند. سپس رسول اکرم فرمود: ”ای أنس، آیا شهادت میدهی به آنچه دیدی و بر تو گذشت در وقتی که پسر عمّ من علیّ بن ابیطالب علیه السلام تو را بر شهادت آن بطلبد؟!“
عرض کردم: ”بلی، ای رسول خدا!“ (أنس میگوید:) وقتی ابوبکر به خلافت رسید، من (در مسجد) نزد ابیبکر بودم که علی علیه السلام آمد، و مردم به دور ابابکر اجتماع نموده بودند؛ امیرالمؤمنین علیه السلام رو کرد به من و فرمود: ”ای انس، آیا شهادت نمیدهی برای من بر داستان و قضیۀ بساط رسول خدا (سفری که با آن زیرانداز معروف نمودی) و بر داستان عین الماء (چشمۀ آب) و پدیدار شدن چاه عمیق؟“
عرض کردم: ”ای علی، بهواسطۀ کهولت سن فراموش کردهام!“
در اینوقت امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: ”ای انس، اگر کتمان از روی مداهنه و عناد و عمد مینمایی، با اینکه رسول خدا از تو پیمان گرفت که آن را ادا نمایی در وقتی که من از تو درخواست مینمایم، خداوند تو را به
