
عنوان بصری ج4
جلد چهارم از مجموعۀ «عنوان بصری» حاصل مجالس حضرت آیتاللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللَهسرّه در «شرح حدیث عنوان بصری» میباشد که طی سالیانی متمادی برای رفقا و شاگردان سلوکی و پویندگان مکتبِ عرفان و توحید ایراد فرمودهاند، که همراه با ویرایش به زیور طبع آراسته شده است. تبیین ظرائف ژرفِ تربیتی و سلوکی با بیانی روان و شیوا، همراه با ذکر مصادیق، امثله و حکایات متنوّع از شاخصههای این کتاب شریف بوده که در نوع خود بینظیر میباشد. مجلد چهارم از این مجموعه، در موضوع «تزکیه و تهذیب» و تبیینِ «حقیقت عبودیّت» و «تحصیل علم و فهم حقیقی» به ساحت علم و فضیلت تقدیم میگردد. اهم مطالب مندرج در این مجلد: • بیفایدگی جمعآوری محفوظات و مطالب در حصول علم حقیقی • اهمیت تزکیه و تهذیب در فراگیری علوم • ملاک رحمانی یا نفسانی بودن علوم • بهخدمت گرفتن علم در راستای افکار شیطانی توسّط برخی علماء • علم بدون عبودیّت یعنی علم همراه با نفسانیّت • راه خدا و راه سلوک به اسم نیست؛ کار میخواهد • ظهور و بروز فرعونهای درونی افراد در مواقع مختلف • لزوم بکارگیری علم در غیر مسیر هوای نفسانی • لزوم صدق در عبودیّت و محبّت • همّت عالی یعنی وصول به مرتبۀ ذات احدیّ • آرامش و تسلیم قلب به پیشگاه الهی، حاصل فهم درست • وظیفۀ سالک در مواجعه با عناوین و القاب • اختصاصداشتن عناوینی مثل «علی زمان» به امامزمان علیهالسلام • اثرات منفی ملقّبشدن به القاب تکبّرآور برای نفس • بطلان تعبّد کورکورانه نسبت به مبانی فقهی، عرفانی و عقیدتی • شخصیتزدگی مانع رشد فکری و ارتقاء فرهنگی جامعه
عنوان بصری ج4
173من چون درس فقه آقای شاهرودی و آقا شیخ حسین حلّی میرفتم قبول نکردم، ولی آقای سیستانی بهاتفاق عدهای رفتند و آقای خوئی هم برای آنها فقه را شروع کردند.
و وضع ایشان طوری بود که تا آخر هم به درس فقه آقای خوئی نرفتند. خلاصه اینکه ایشان طلبهای وقتگذران و مُتلِف نبود.
درخواست مناظره علامه طهرانی از آیة اللَه خویی در مسائل علمی
شبی با مرحوم آقا در منزل آقای مطهّری بودیم، و ایشان این قضیه را پس از افطار برای آقای مطهّری بیان فرمودند:
ما یک شب همراه مرحوم آقای خوئی میرفتیم و صحبت از مسائلی پیش آمد؛1 تا اینکه بحث به مسائل عقلی کشیده شد و به نتیجهای رسیدیم و مطلب تمام شد. یکدفعه آقای خوئی رو کردند به ما و گفتند:
«آقا سید محمدحسین، طلبه نباید وقتش را به مطالب عرفانی و ذکر و فکر و مراقبه بگذراند، بلکه فقط باید درسش را بخواند؛ این مسائل برای انسان خودبهخود حاصل میشود. البته ما قادح عدالتِ اینها نیستیم. (یعنی ما عرفان را قادح عدالت اهل عرفان نمیدانیم، و مانند برخی از فقها که اهل عرفان را کافر میدانند، ما آنها را کافر نمیدانیم.)2 فلانی3 هم به این مسائل مشغول بود اما وقتی پدرش او را از رفتن به منزل آقای قاضی و پرداختن به این مطالب منع کرد، از پدرش اطاعت کرد و به محلّ خود برگشت.»
من به ایشان گفتم: اولاً اینکه شما میفرمایید: «طلبه باید به درس و بحث بپردازد» اگر کسی نداند، شما موقعیت من را خوب میدانید که در امر تحصیل تا چه اندازه مُجِدّ و تا چه اندازه جدّی هستم! اضافه بر این من حاضرم با شما در هر فرع فقهی که مورد نظر شما باشد، در حضور عموم بحث کنم.
- دأب و دَیدن ایشان این بود که اگر درس تمام میشد و اشکالی باقی میماند، آقای خوئی را تا منزل همراهی میکردند و در طیّ مسیر اشکال را پیگیری میکردند.
- آقایان متوجّه هستند که این حرف چه فحش بزرگی است که یک نفر میتواند بدهد!
- ایشان اسم بردند ولی حالا من دیگر اسم نمیبرم.
