
عنوان بصری ج4
جلد چهارم از مجموعۀ «عنوان بصری» حاصل مجالس حضرت آیتاللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللَهسرّه در «شرح حدیث عنوان بصری» میباشد که طی سالیانی متمادی برای رفقا و شاگردان سلوکی و پویندگان مکتبِ عرفان و توحید ایراد فرمودهاند، که همراه با ویرایش به زیور طبع آراسته شده است. تبیین ظرائف ژرفِ تربیتی و سلوکی با بیانی روان و شیوا، همراه با ذکر مصادیق، امثله و حکایات متنوّع از شاخصههای این کتاب شریف بوده که در نوع خود بینظیر میباشد. مجلد چهارم از این مجموعه، در موضوع «تزکیه و تهذیب» و تبیینِ «حقیقت عبودیّت» و «تحصیل علم و فهم حقیقی» به ساحت علم و فضیلت تقدیم میگردد. اهم مطالب مندرج در این مجلد: • بیفایدگی جمعآوری محفوظات و مطالب در حصول علم حقیقی • اهمیت تزکیه و تهذیب در فراگیری علوم • ملاک رحمانی یا نفسانی بودن علوم • بهخدمت گرفتن علم در راستای افکار شیطانی توسّط برخی علماء • علم بدون عبودیّت یعنی علم همراه با نفسانیّت • راه خدا و راه سلوک به اسم نیست؛ کار میخواهد • ظهور و بروز فرعونهای درونی افراد در مواقع مختلف • لزوم بکارگیری علم در غیر مسیر هوای نفسانی • لزوم صدق در عبودیّت و محبّت • همّت عالی یعنی وصول به مرتبۀ ذات احدیّ • آرامش و تسلیم قلب به پیشگاه الهی، حاصل فهم درست • وظیفۀ سالک در مواجعه با عناوین و القاب • اختصاصداشتن عناوینی مثل «علی زمان» به امامزمان علیهالسلام • اثرات منفی ملقّبشدن به القاب تکبّرآور برای نفس • بطلان تعبّد کورکورانه نسبت به مبانی فقهی، عرفانی و عقیدتی • شخصیتزدگی مانع رشد فکری و ارتقاء فرهنگی جامعه
عنوان بصری ج4
164﴿وَقَالُوٓاْ إِنۡ هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا ٱلدُّنۡيَا وَمَا نَحۡنُ بِمَبۡعُوثِينَ﴾؛1
«اینها کسانی هستند که زمانی که در دنیا زندگی میکردند، میگفتند: حیات و زندگی ما عبارت از همین دنیا است و ما هیچگاه در آخرت مبعوث نمیشویم.»
بعد دوباره خداوند تکرار میکند و میفرماید:
﴿وَلَوۡ تَرَىٰٓ إِذۡ وُقِفُواْ عَلَىٰ رَبِّهِمۡ قَالَ أَلَيۡسَ هَٰذَا بِٱلۡحَقِّ قَالُواْ بَلَىٰ وَرَبِّنَا قَالَ فَذُوقُواْ ٱلۡعَذَابَ بِمَا كُنتُمۡ تَكۡفُرُونَ﴾؛2
«ای پیامبر، ای کاش میدیدی هنگامی که کفار در مقابل پروردگارشان3 میایستند و خداوند به آنها میگوید: ”آیا قیامت و لقای خدا حق نبود؟!“ آنها میگویند: ”قسم به پروردگارِ ما همۀ اینها حق بود!“ خداوند میفرماید: ”حال که اینطور است پس به کیفر کفرتان عذاب را بچشید!“»
مقصود خداوند از عذاب، خصوص آتش جهنم نیست، بلکه همان حسرت عدم دیدار پروردگار، عذاب است. عذاب آن است که خدا در دنیا به آنها سرمایه داده و فرموده که مجّانی این سرمایه را بگیر و با آن کار کن، ولی آنها آن سرمایه را از دست دادند!
این یک ساعت قبل از اذان صبح سرمایه است، چرا این را بهکار نمیگیری؟! این بینالطلوعین سرمایه است، چرا این را به کار نمیگیری؟! این زبان تو سرمایه است، این فکر تو سرمایه است، این مغز تو سرمایه است، این ارتباطات تو سرمایه است، این موقعیت تو سرمایه است، چرا اینها را بهکار نمیگیری؟! اینها که مجّانی است!
حافظ ـ علیه الرّحمة ـ میفرماید:
هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ *** از یُمن دعای شب و ورد سحری بود4 - سوره انعام (٦) آیه ٢٩.
- سوره انعام (٦) آیه ٣٠.
- در آنجا ﴿عَلَى ٱلنَّارِ﴾ بود و در اینجا ﴿عَلَىٰ رَبِّهِمۡ﴾ است؛ یعنی در قبال پروردگار ایستادند.
- دیوان حافظ (قزوینی)، غزل ٢١٦.
