
آموزههای معرفت ج 2
شرح دعای ابوحمزه ثمالی
جلد دوم از مجموعۀ ارزشمندِ «آموزههای معرفت» حاصل مجالس حضرت آیتاللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرا رهپویانِ مکتب عرفان و توحید ایراد فرمودهاند که همراه با ویرایش به زیور طبع آراسته شده است. از آنجا که خود مرحوم مؤلّف بارها این دعای شریف به با نام «آییننامه سلوک» یاد کردهاند، از اینرو در شرح این نی قدّساللَهسرّه در «شرح دعای ابوحمزۀ ثمالی» است که طیّ سالیان متمادی، در شبهای ماه رمضان برای رفقا و شاگردان سلوکی و دعا، به طرح مباحث دقیق عرفان عملی پرداخته و سرمایۀ عظیمی برای مشتاقان لقای محبوب و دلدادگان حریم معبود بهجای گذاشتند، که به تصدیق اهل معرفت، در نوع خود بینظیر و بیبدیل است. جلد دوم مربوط به شرح این دعای شریف در طی سالهای 1418 و 1419 هجریقمری میباشد. اهم مطالب مندرج در این مجلّد: • برهان صدّیقین و محوریّت عرفانالهی • بیدردی و بینیازی انسان، دلیل بیالتفاتی و بیتوجهی او • وجه تمایز علوم حقیقی از مجازی • هدف از جعل غرائز و شهوات در نفس عقلانی انسان • دیدگاه اهل معرفت پیرامون مسئله «ازدواج مجدّد» و «متعه» • حکومت غلبۀ احساسات بر عقل در میان مردم دنیا • علت عدم امکان بیان برخی احکام شرعی • لزوم اجتناب از اوهام شیطانی برای حفظ وحدت میان رفقای سلوکی • اهمیّت حاکمیت حالات توحیدی در انسان • جایگاه اجتهاد و تقلید در مکتب عرفان • لزوم اتحاد با اولیای الهی برای ادراک حقیقت کلام و فعل آنها • کیفیت شناخت اسماء و صفات پروردگار • حقیقت استجابت دعا • کیفیت مناجات ظاهری و باطنی با پروردگار • راهکارهای اسلام در جلوگیری از سوء استفاده از سنّتهای اسلامی
آموزههای معرفت ج 2
173اختیار نکند؛ بنابراین معنا ندارد که اسلام بیاید و جنگ بکند و افراد را بکشد! این تحمیل است؛ ﴿لَايُكَلِّفُ ٱللَهُ نَفۡسًا إِلَّا وُسۡعَهَا﴾،1 ﴿لَآإِكۡرَاهَ فِي ٱلدِّينِ﴾؛2 «در دین اکراهی نیست.»
این مطلب غلط است. چون اینها از پایین دارند به این مسئله نگاه میکنند، و از جنبۀ خلقی و عبدی دارند به این مطلب نگاه میکنند؛ از این جنبه که شخص نمیخواهد خودش را در هر کیفیّتی قرار بدهد و میخواهد آزاد عمل کند و میخواهد در این دنیا راحت سیر کند، و دین را یک تحمیل میداند. اینها از این نقطهنظر تحلیل میکنند که هر شخصی که بتواند، انجام دهد و اگر نتواند، انجام ندهد؛ اگر بتواند، قبول بکند و اگر نتواند، قبول نکند؛ لذا حق دارند این را بگویند.
ولی اگر ما مطلب را از بالا مورد توجه قرار بدهیم که آن مقام لطف و عنایت پروردگار است که میخواهد افراد را بهطرف خود بکشاند، دیگر نباید نگاه کند که الآن این را میخواهد یا این را نمیخواهد؛ او میخواهد این را بکشاند، و در سایۀ این کشاندن، این مواهب را بدهد. مانند بچهها که چیزی را نمیخواهند، اما پدر بهخاطر عطوفتی که دارد، میخواهد این نعمت را به او بدهد، و این مرض را از او بزداید و زائل کند؛ لذا آمپول میزند، تزریق میکند و قرص تلخ میدهد. اینها برای این است که در اینجا مسئله در جهت ربّی قرار میگیرد؛ لذا میبینیم قضیّه بهطور کلی عوض میشود و مسئله بهطور کلی فرق میکند.
لذا اسلام، جهادش هم برای لطف است.3 اسلام میگوید: ما نمیخواهیم شما نادان و جاهل بمانید؛ اما اینها میگویند: ما میخواهیم بمانیم! میگوییم: شما بچه هستید، شما عقل ندارید، شما صلاح و فساد خودتان را نمیفهمید، شما به مسائل
- سوره بقره (٢) آیه ٢٨٦. روح مجرد، ص ٤١٣:
«خداوند بر کسی تکلیف نمینماید مگر بهقدر سعه و گسترش او.» - سوره بقره (٢) آیه ٢٥٦.
- جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به نور ملکوت قرآن، ج ٣، ص ٤٧ ـ ٥٩.
- سوره بقره (٢) آیه ٢٨٦. روح مجرد، ص ٤١٣:
