اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

اجماع از منظر نقد و نظر

29٬485
فقه واصول

کتاب وزین «اجماع از منظر نقد و نظر» اثر نفیس حضرت آیة‌اللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس‌اللَه‌سرّه می‌باشد که نگرشی است بنیادین به «مسئله اجماع» به‌عنوان یکی از ادلّۀ اربعۀ فقاهت و اجتهاد، که بدون داشتن اصل و ریشه‌ای الهی، در فقه شیعه راه یافته و به معارضه با ادلّۀ الهیّه پرداخته است.در این رساله «جایگاه این اصل و میزان اعتبار آن، در فقه اهل‌بیت علیهم‌السلام و در مقام استنباط و فتوا» تبیین گشته، و در نهایت با ادلۀ متقن و شواهد عقلی و نقلی، همراه با نقد و بررسی آراء علمای شیعه و اهل‌سنت، به اثبات می‌رسد که اجماع در فقه شیعه به‌هیچ وجه ـ نه در مقام اجتهاد و نه در مقام فتوا ـ حجیّت ندارد؛ نهایتاً به عنوان مؤیّد و شاهدی ـ طبق ضوابط مقرّره ـ قابل استفاده است؛ نه به عنوان یک دلیل مستقل در عرضِ دیگر ادله. اهمّ مطالب مندرج در این اثر: • نقدِ «معنای اجماع در نزد اهل‌سنت» و نقدِ تمسّک به روایاتی چون «لاتجتمع امّتی علی ضلالة» در جهت اثبات حجیت اجماع • بررسی اجماع از منظر فقه شیعه • تحلیلِ «روایتِ لاتجتمع امتی علی خطاء، از جهت سند و دلالت» و « معنای اجماع در روایت عمربن‌حنظله» و و دیگر روایات • نقد و بررسی تقریرهای مختلف از اجماع • نگرشی نو بر «قاعدۀ لطف» و بررسی و تحلیل دیدگاه مشهور پیرامون این قاعده • عدم ملازمه بین «اجماع» و «کاشفیتِ آن از رأی معصوم» • عدم تطابقِ «اجماع‌های موجود در كتب فقهى» با «تعريفِ آن در علم اصول» • مختصری پیرامون «شهرت فتوایی»

سرای جاوید

اجماع از منظر نقد و نظر

213
  • اصحاب و روات حدیث منتقل نمایند.

  •  بنابراین می‌توان گفت: تا زمان صادقین علیهما السّلام اصلاً مکتبی به نام مکتب علمی و فقهی اهل‌بیت علیهم السّلام وجود نداشته است، و یا اگر بوده است بسیار محدود و در شدّت خفاء و تقیّه و نهایت کتمان و مضیقه بوده است.1 و بر این مسئله می‌توان بعد مسافات و صعوبت مسافرت به بلاد و دسترسی به منبع و شریعۀ فقه و مکتب را افزود؛ و این مسئله حتّی در زمان خود امامین همامین و پس از آنان نیز استمرار و استدامه داشته است، چنانچه در زمان پس از ائمّه علیهم السّلام إلی زماننا هذا مسئلۀ اختلاف حکم بین فقهاء تا حدّ تعارضِ تقابل و حرمت و وجوب نیز ثابت و محقّق است، و کم له من نظیر.

  • علّت اختلاف در حکم در زمان ائمّه علیهم السّلام توسّط آن حضرات

  •  و ثانیاً: مسئلۀ اختلاف در حکم در زمان ائمّه علیهم السّلام نه تنها امری مستبعد و دور از انتظار و توقّع نبوده، بلکه چه‌بسا این مطلب توسّط خود حضرات معصومین علیهم السّلام، حِفظاً لِدِماء الشّیعةِ و صیانتِهم عَن التَّعرُضِ و الصّدمةِ2 مطرح شده و دامن

  •  

    1. بحار الأنوار، ج ٢، کتاب العلم، ص ٢٣٧، ح ٢٥: ع أبی، عن أحمَدَ بنِ إدریسَ، عن أبی‌اسحاقَ الأرَّجائیِّ رَفَعَهُ قال: قال لی أبوعَبدِاللهِ علیه السّلام: أ تَدری لم اُمِرتُم بِالأخذِ بِخِلاَفِ ما تَقولُ العامَّةُ؟ فَقُلتُ: لا نَدری!
      فَقالَ: إنَّ عَلیًّا علیه السّلام لم یَکُن یَدینُ اللهَ بِدینٍ إلّا خالَفَ عَلَیهِ الاُمَّةُ إلَی غَیرِهِ إرادَةً لإبطالِ أمرِهِ، و کانوا یَسألونَ أمیرالمؤمنینَ علیه السّلام عن الشَّی‌ءِ لا یَعلَمونَهُ، فَإذا أفتاهُم جَعَلوا لَهُ ضِدًّا مِن عِندِهِم لِیَلبِسوا عَلَی النّاسِ.
    2. بحار الأنوار، ج ٢، کتاب العلم، ص ٢٣٦ و ٢٣٧:
      حدیث ٢٣ ـ ع: ابنُ الوَلیدِ، عن الصَّفّارِ، عن أحمَدَ بنِ محمّدٍ، عن ابنِ سِنانٍ عن الخَزّازِ عَمَّن حَدَّثَهُ، عن أبی الحَسَنِ علیه السّلام قال: اختِلافُ أصحابی لَکُم رَحمَةٌ، و قال: إذا کان ذَلِکَ جَمَعتُکُم عَلَی أمرٍ واحِدٍ، و سُئِلَ عن اختِلافِ أصحابِنا فَقالَ علیه السّلام: أنا فَعَلتُ ذَلِکَ بِکُم لَوِ اجتَمَعتُم عَلَی أمرٍ واحِدٍ لاُخِذَ بِرِقابِکُم.
      حدیث ٢٤ ـ ع: أبی، عن سَعدٍ، عن محمّدِ بنِ عَبدِ الجَبّارِ، عن الحَسَنِ بنِ فَضّالٍ، عن ثَعلَبَةَ، عن زُرارَةَ، عن أبی جَعفَرٍ علیه السّلام قال: سَألتُهُ عن مَسألَةٍ فَأجابَنی، قال: ثُمَّ جاءَ رَجُلٌ فَسَألَهُ عَنها فَأجابَهُ بِخِلافِ ما أجابَنی، ثُمَّ جاءَ رَجُلٌ آخَرُ فَأجابَهُ بِخِلافِ ما أجابَنی و أجابَ صاحِبی؛ فَلَمّا خَرَجَ الرَّجُلانِ قلتُ: یا ابنَ‌رسولِ‌الله! رَجُلانِ مِن أهلِ العِراقِ مِن شیعَتِکَ قَدِما یَسألانِ فَأجَبتَ کُلَّ واحِدٍ مِنهُما بِغَیرِ ما أجَبتَ بِهِ الآخَرَ، قال: فَقالَ: یا زُرارَةُ! إنَّ هذا خَیرٌ لَنا و أبقَی لَنا و لَکُم، و لَوِ اجتَمَعتُم عَلَی أمرٍ واحِدٍ لَقَصَدَکُمُ النّاسُ و لَکانَ أقَلَّ لِبَقائِنا و بَقائِکُم. قال: فَقُلتُ لأبی عَبدِ اللهِ علیه السّلام: شیعَتُکُم لَو حَمَلتُموهُم عَلَی الأسِنَّةِ أو عَلَی النّارِ لَمَضَوا و هُم یَخرُجونَ مِن عِندِکُم مُختَلِفینَ، قال: فَسَکَتَ فَأعَدتُ عَلَیهِ ثَلاثَ مَرّاتٍ، فَأجابَنی بِمِثلِ جَوابِ أبیهِ.
      حدیث ٢٦ ـ ع: جَعفَرُ بنُ عَلیٍّ، عن عَلیِّ بنِ عَبدِاللهِ، عن مُعاذٍ قال: قلتُ لأبی‌عَبدِاللهِ علیه السّلام: إنّی أجلِسُ فی المَجلِسِ فَیَأتینی الرَّجُلُ، فَإذا عَرَفتُ أنَّهُ یُخالِفُکُم أخبَرتُهُ بِقَولِ غَیرِکُم، و إن کان مِمَّن یَقولُ بِقَولِکُم اُخبِرُهُ بِقَولِکُم، فَإن کان مِمَّن لا أدری أخبَرتُهُ بِقَولِکُم و قَولِ غَیرِکُم فَیَختارُ لِنَفسِهِ. قال: رَحِمَکَ اللهُ هَکَذا فَاصنَع!
      حدیث ٢٧ ـ ع: أبی عن سَعدٍ، عن عَمرِو بنِ أبی المِقدامِ، عن عَلیِّ بنِ الحُسَینِ، عن أبی‌عَبدِاللهِ علیه السّلام، قال: إذا کُنتُم فی أئِمَّةِ الجَورِ فَامضوا فی أحکامِهِم و لا تَشهَروا أنفُسَکُم فَتُقتَلوا، و إن تَعامَلتُم بِأحکامِهِم کان خَیرًا لَکُم.
/ 235