اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

آموزه‌های معرفت ج 1

شرح دعای ابو حمزه ثمالی

0
جلد ها

جلد اول از مجموعۀ ارزشمندِ «آموزه‌های معرفت» حاصل مجالس حضرت آیت‌اللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس‌اللَه‌سرّه در «شرح دعای ابوحمزۀ ثمالی» است که طیّ سالیان متمادی، در شبهای ماه رمضان برای رفقا و شاگردان سلوکی و رهپویانِ مکتب عرفان و توحید ایراد فرموده‌اند که همراه با ویرایش به زیور طبع آراسته شده است. از آنجا که خود مرحوم مؤلّف بارها این دعای شریف را با نام «آیین‌نامه سلوک» یاد کرده‌اند، از اینرو در شرح این دعا، به طرح مباحث دقیق عرفان عملی پرداخته و سرمایۀ عظیمی برای مشتاقان لقای محبوب و دلدادگان حریم معبود به‌جای گذاشته‌اند، که به تصدیق اهل معرفت، در نوع خود بی‌نظیر و بی‌بدیل است. جلد اول مربوط به شرح این دعای شریف در طی سالهای 1414 تا 1416 هجری‌قمری می‌باشد. اهم مطالب مندرج در این مجلّد: • اهمیت ادب در سلوک‌الی‌اللَه • تأکید اولیای‌الهی نسبت به سکوت و تفکر در ذات خویش • جایگاه عقل و حجّیّت آن، در مواجهه با دستورات اولیای‌الهی • اهمیّت فهم و ادراک ظرافت‌های سلوکی • لزوم آمادگی سالک برای امتحانات و ابتلائات • نزدیکی به پروردگار بر اساس میزان اعتراف انسان به فقر و نیاز خویش • خلوص و حال فقر، عمود خیمۀ سالک • لزوم خالی‌بودن ذهن و صفای ضمیر جهت حضور نزد اولیای‌الهی • اولیای‌الهی مجرای نزول مشیّت پروردگار • آینۀ وجود اولیای‌الهی، نشان‌دهندۀ باطن انسان‌ها • حالت پدرانۀ اولیای‌الهی نسبت به جمیع انسان‌ها • دلیل وحشت افراد از شنیدن کلمات توحیدی اولیای‌الهی • کیفیت دعای بنده و اجابت پروردگار • نحوۀ تربیت باطنی ولیّ‌خدا برای ایجاد استعداد تجلیات خداوند در انسان • حضرت حدّاد: «لطف اولیای‌الهی در ستاندن است نه دادن!»

آموزه‌های معرفت ج 1

158
  • در سورۀ قبل می‌گوید:

  • ﴿أَلَمۡ يَجِدۡكَ يَتِيمٗا فَ‍َٔاوَىٰ * وَوَجَدَكَ ضَآلّٗا فَهَدَىٰ * وَوَجَدَكَ عَآئِلٗا فَأَغۡنَىٰ﴾.1

  • تو گمراه بودی! خدا در اینجا مقام هویّت انسانی‌اش را دارد به رخ پیغمبر می‌کشد و می‌گوید: تو با سایر افراد چه فرقی داشتی؟! ﴿ضَآلّ خطاب به پیغمبر است، ولی منظور همۀ افرادند. لولا اتّصالٌ بمقامِ الرّبوبی، بین پیغمبر و بین یزید هیچ فرقی نمی‌کند، ابداً! وقتی پیغمبر می‌گوید:

  • رَبَّنا لا تَکِلنا إلی أنفُسِنا طَرفَةَ عَینٍ أبدًا فی الدَنیا و الآخِرَةِ!2

  • راست می‌گوید، درست می‌گوید، پیغمبر واقعاً این مسئله را فهمیده است!

  • حقیقت مقام ولایت

  • ولایتی‌ها آمدند بین توحید و بین کثرت فاصله انداختند و در این وسط یک برزخی را ایجاد کردند به نام «ولایت»، و گفتند: خدا همۀ اختیاراتش را به ولیّ واگذار کرده است و این یک مقامی است کذا و کذا!

  • اهل توحید نه‌تنها دارند این برزخ بین کثرت و بین وحدت را برمی‌دارند، بلکه اصلاً کثرت را هم دارند برمی‌دارند و می‌گویند کثرتی در کار نیست! ولیّ بدون نظر خدا هیچ‌کاره است! این مطلب را آنها می‌فهمند و ما خیال می‌کنیم مسامحه می‌کنند. مطلب حق است، واقعیّت است، شکّی در آن نیست؛ امّا ما خیال می‌کنیم آنها دارند مسامحه می‌کنند.

  • قرب به پروردگار براساس میزان اعتراف ذات انسان به فقر و نیاز خود

  • هر کسی به اندازۀ سر سوزنی بخواهد این مسئله را به خودش نسبت بدهد و

    1. سوره ضحی (٩٣) آیات ٦ ـ ٨. ترجمه:
      «آیا تو یتیمى نبودى که خدا تو را مأوىٰ داد؟! * و آیا تو گم نبودى که‌ خدا تو را هدایت کرد؟! * و آیا تو را تنگدست نیافت و بی‌نیازت نمود؟!» (محقّق)
    2. البلد الأمین، ص ٣٥١: «اللهُمَّ لا تَکِلنا إلَى أنفُسِنا طَرفَةَ عَینٍ و لا أقَلَّ مِن ذَلِک
      اسرار ملکوت، ج ٢، ص ٥٣٤: «خداوندا، ما را به اندازۀ یک چشم به‌هم‌زدن به خود وا مگذار!»