اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

امام شناسی ج7

34٬608
اعتقادات

جلد هفتم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش دوم از موضوع غدیر: بحثی مبسوط درباره حدیث ولایت» و «تفسیر آیۀ تبلیغ» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • نصب امیرالمؤمنین در روز غدیر به ولایت عامّه مطلقه  • ابلاغ ولایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام در طول دوران نبوت  • موارد مخالفت صریح عمر با رسول خدا صلی الله علیه و آله  • نظریه عمر در امامت، نظریه ماکیاول است  • مشکلات و پیامدهای تحمّل ولایت  • شرح واقعۀ عظیم و تاریخی غدیر خم و خطبه‌های رسول الله صلی‌الله علیه و‌ آله  • بحث و تحقیق در شأن نزول و مفاد «آیه تبلیغ»  • تحقیقی بلیغ در سند و مفادِ حدیث ولایت: مَن کُنتُ مَولاه فعَلیٌّ مولاه  • راویان و لغویین و دانشمندانِ علوم مختلف که واقعۀ غدیر خم را نقل کرده‌اند  • تحقیق معنای حقیقی «مولیٰ» و «ولایت» در لغت و موارد استعمال آنها  • مقصود از «مولا» در حدیث غدیر، همراه با ذکر ادله و شواهد بر اثبات معنایِ صحیح آن

سرای جاوید

امام شناسی ج7

176
  •  و نیز در «مناقب» ابن مَغَازلى با سند متّصل خود حدیث مى‌کند از جابر بن عبد اللَه که رسول خدا در خمّ فرود آمد؛ و مردم از آن حضرت دور شدند؛ و علىّ بن أبی‌طالب با آن حضرت فرود آمد؛ و این دور شدن و کنار افتادن مردم بر رسول خدا گران آمد؛ و على را امر کرد تا آنها را جمع کند؛ و چون مجتمع شدند در میان ایشان در حالى که بر علىّ بن أبی‌طالب تکیه کرده بود ایستاد و حمد و ثناى خدا را بجاى آورد، و پس از آن گفت: أیُّهَا النَّاسُ إنَّهُ قَدْ کَرِهْتُ تَخَلُّفَکُمْ عَنِّی حَتَّی خُیِّلَ إلَیَّ أنَّهُ لَیْسَ شَجَرَةٌ أبْغَضَ إلَیْکُمْ مِنْ شَجَرَةٍ تَلِینِی؛ ثُمَّ قَالَ: لَکِنْ عَلِیُّ‌بْنُ أبِیطَالِبٍ أنْزَلَهُ اللَهُ مِنِّی بِمَنْزِلَتِی مِنْهُ؛ فَرَضِیَ اللَهُ عَنْهُ کَمَا أنَا عَنْهُ رَاضٍ فَإنَّهُ لاَ یَخْتَارُ عَلَی قُرْبِی وَ مَحَبَّتِی شَیْئًا. ثُمَّ رَفَعَ یَدَیْهِ وَ قَالَ: مَنْ کُنْتُ مَوْلاَهُ فَعَلِیٌّ مَوْلاَهُ؛ اَللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاَهُ، وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ.

  •  قَالَ: فَابْتَدَرَ النَّاسُ إلَی رَسُولِ اللَهِ صلّی اللَه علیه و آله و سلّم یَبْکُونَ وَ یَتَضَرَّعُونَ وَ یَقُولُونَ: یَا رَسُولَ اللَهِ! مَا تَنَحَّیْنَا عَنْکَ إلّاَ کَرَاهِیَةَ أنْ نَثْقُلَ عَلَیْکَ! فَنَعُوذُ بِاللهِ مِنْ شُرُورِ أنْفُسِنَا وَ سَخَطِ رَسُولِ اللَهِ. فَرَضِیَ رَسُولُ اللَهِ عَنْهُمْ عِنْدَ ذَلِکَ‌1.

  •  «اى مردم! من تخلّف شما را از خودم ناپسند داشتم؛ تا به حدّى که پنداشتم هیچ درختى مبغوض‌تر در نزد شما نیست از این درختى که در جوار من است؛ و سپس فرمود: و لیکن منزله‌اى را که خداوند به علىّ بن أبی‌طالب داده است نسبت به من؛ همان منزله‌اى است که من نسبت به خدا دارم؛ و بنابراین خداوند از او راضى است، همچنان که من از او راضى هستم، چون على غیر از محبّت من و قرب من چیزى را اختیار نمى‌کند. و سپس دست خود را بلند کرده و گفت: هر کس که من مولاى او هستم على مولاى اوست؛ بار پروردگارا تو ولایت کسى را داشته باش که على را ولىّ خود دارد، و دشمن باش با کسى که على را دشمن دارد! 

  •  جابر گفت: در این حال مردم به سوى رسول خدا شتافته و مبادرت مى‌کردند؛ و گریه مى‌نمودند و تضرّع و زارى مى‌کردند؛ و مى‌گفتند: اى رسول خدا ما از تو

    1. «غایة المرام» ص ٨٢، حدیث سى‌ام؛ و «مناقب ابن مغازلى»، ص ٢٥ و ص ٢٦، حدیث شمارۀ ٣٧.
/ 0