اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج7

0
اعتقادات

جلد هفتم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش دوم از موضوع غدیر: بحثی مبسوط درباره حدیث ولایت» و «تفسیر آیۀ تبلیغ» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • نصب امیرالمؤمنین در روز غدیر به ولایت عامّه مطلقه  • ابلاغ ولایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام در طول دوران نبوت  • موارد مخالفت صریح عمر با رسول خدا صلی الله علیه و آله  • نظریه عمر در امامت، نظریه ماکیاول است  • مشکلات و پیامدهای تحمّل ولایت  • شرح واقعۀ عظیم و تاریخی غدیر خم و خطبه‌های رسول الله صلی‌الله علیه و‌ آله  • بحث و تحقیق در شأن نزول و مفاد «آیه تبلیغ»  • تحقیقی بلیغ در سند و مفادِ حدیث ولایت: مَن کُنتُ مَولاه فعَلیٌّ مولاه  • راویان و لغویین و دانشمندانِ علوم مختلف که واقعۀ غدیر خم را نقل کرده‌اند  • تحقیق معنای حقیقی «مولیٰ» و «ولایت» در لغت و موارد استعمال آنها  • مقصود از «مولا» در حدیث غدیر، همراه با ذکر ادله و شواهد بر اثبات معنایِ صحیح آن

امام شناسی ج7

33
  • آنچه رسول خدا ارادۀ نوشتن آن را کرده بود، شتاب نورزیدند.

  • موارد مخالفت صریح عمر با رسول خدا صلّى اللَه علیه و آله‌

  • و امّا عُمَر پیوسته در رأى خود ثابت بود که خدا در کتاب کریم خود گفته است: ما در کتاب از آوردن هیچ چیز کوتاهى نکرده‌ایم».

  •  چهارم: ابن عَسَاکِر، شش روایت آورده است که در روز طائف حضرت رسول خدا با حضرت أمیرالمؤمنین علیهما الصّلاة و السّلام مدّتى نجوى کرده و به پنهانى سخن مى‌گفتند؛ و چون به واسطۀ طول کشیدن زمان این رازگوئى، آثار کراهیت در چهرۀ بعضى از أصحاب (أبو بکر و عُمَر) ظاهر شد؛ بعداً که از رسول خدا دربارۀ این نجوى با أمیرالمؤمنین علیه السلام پرسیدند، رسول خدا فرمود: من با على، نجوى نکردم؛ بلکه خداوند با او نجوى کرد؛ و او را همراز و هم سرّ خود گرفت.

  • در یک روایت دارد: فَرَأَی الْکَرَاهِیةَ فِی وُجُوهِ رِجَالٍ فَقَالُوا: قَدْ أطَالَ مُنَاجَاتَهُ مُنْذُ الْیَوْمِ فَقَالَ: مَا أنَا انْتَجَیْتُهُ وَ لَکِنَّ اللَهَ انْتَجَاهُ.

  • «پیامبر در چهرۀ مردانى آثار کراهت و ناخوشایندى دید؛ و آنان مى‌گفتند: مناجات پیغمبر با على از اوّل روز تا به حال به طول انجامیده است؛ رسول خدا فرمود: من با او به پنهانى سخن نگفتم؛ بلکه خدا با او به پنهانى سخن گفت».

  • و در یک روایت دارد: فَلَحِقَ أبُوَبکْرٍ (ظ) وَ عُمَرُ فَقَالاَ: طَالَتْ مُنَاجَاتُکَ عَلِیًّا یَا رَسُولَ اللَهِ! قَالَ: مَا أنَا اُنَاجِیهِ (کذا) وَ لَکِنَّ اللَهَ انْتَجَاهُ.1 

  • «سپس ابو بکر و عمر خود را به رسول خدا رسانیده؛ و گفتند: اى رسول خدا: این رازگوئى و نجواى تو با على خیلى به درازا کشیده است! 

  • رسول خدا فرمود: من با او به پنهانى سخن نمى‌گویم؛ بلکه خداوند او را به مناجات خود مخصوص گردانیده و همراز خود کرده است».

  •  پنجم: ابن أبى الحدید مى‌گوید: ابن عبّاس گفت: من با عمر در یکى از سفرهایش، به شام مى‌رفتیم؛ اتّفاقاً روزى تنها بر روى شترش مى‌رفت، من به دنبال او رفتم، گفت: اى ابن عبّاس من از پسر عمویت (علىّ بن أبی‌طالب) به تو گله دارم؛ من از او خواستم که در این سفر با ما همراه باشد؛ و او از آمدن امتناع ورزید.

    1. «تاریخ دمشق» ج ٢، از ص ٣٠٧ تا ص ٣١١.