اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج7

0
اعتقادات

جلد هفتم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش دوم از موضوع غدیر: بحثی مبسوط درباره حدیث ولایت» و «تفسیر آیۀ تبلیغ» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • نصب امیرالمؤمنین در روز غدیر به ولایت عامّه مطلقه  • ابلاغ ولایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام در طول دوران نبوت  • موارد مخالفت صریح عمر با رسول خدا صلی الله علیه و آله  • نظریه عمر در امامت، نظریه ماکیاول است  • مشکلات و پیامدهای تحمّل ولایت  • شرح واقعۀ عظیم و تاریخی غدیر خم و خطبه‌های رسول الله صلی‌الله علیه و‌ آله  • بحث و تحقیق در شأن نزول و مفاد «آیه تبلیغ»  • تحقیقی بلیغ در سند و مفادِ حدیث ولایت: مَن کُنتُ مَولاه فعَلیٌّ مولاه  • راویان و لغویین و دانشمندانِ علوم مختلف که واقعۀ غدیر خم را نقل کرده‌اند  • تحقیق معنای حقیقی «مولیٰ» و «ولایت» در لغت و موارد استعمال آنها  • مقصود از «مولا» در حدیث غدیر، همراه با ذکر ادله و شواهد بر اثبات معنایِ صحیح آن

امام شناسی ج7

94
  • پسندیده است. اى زیاد (أبو الجارود) سوگند به خدا که این امانت منحصر در على بود؛ و به خدا سوگند آن حضرت (رسول الله) هیچیک از خلایق را در این أمر با على شریک قرار نداد.

  • و چون زمان ارتحال عَلى رسید، پسران خود را خواست؛ و آنان دوازده نفر بودند؛ و به آنها گفت: اى پسران من! خداوند چنین تقدیر و إراده کرده است که در من سُنّتى را از حضرت یعقوب قرار دهد. حضرت یعقوب پسران خود را که دوازده نفر بودند، إحضار کرد؛ و آنها را به إطاعت از یکى که معیّن کرده بود أمر کرد. اى پسران من، من شما را به اطاعت از ولىّ و مولاى شما أمر مى‌کنم.

  • آگاه باشید که این دو نفر: پسران رسول خدا: حَسَن و حُسَین علیهما السّلام‌اند. از این دو نفر إطاعت کنید؛ و گوش به فرمان آنها بدهید؛ و ایشان را کمک و معاونت کنید! زیرا من آنها را مورد أمانت و أمین امّت دانستم در آنچه رسول خدا مرا مورد أمانت و أمین امّت دانست در آن چیزهائى که خداوند رسول خود را أمین امّت و مورد أمانت خود دانست، از بندگانش، و از غیبش، و از دینش: آن دینى که بر آن رضایت داشت؛ و مورد پسند و إمضاى خود دانست.

  • و بنابر این همان منزله و مقامى را که خداوند بر على نسبت به رسول خدا معیّن کرد؛ همان منزله و مقام را براى حَسَنَیْن نسبت ‌به عَلِی مقرّر کرد؛ و هیچکدام از این دو (حسنین) بر یکدیگر فضیلت و برترى ندارند، مگر به زیادى سنّ. و روى همین زمینه هر وقت حسین علیه السّلام در مجلس حسن علیه السّلام حاضر مى‌شد، به احترام برادر بزرگتر هیچ سخنى نمى‌گفت، تا از آن مجلس برخیزد.

  • و چون زمان رحلت حسن علیه السّلام رسید، این امر ولایت را به حسین علیه السّلام سپرد. و چون زمان رحلت حُسَین علیه السّلام رسید؛ دختر بزرگ خود: فَاطِمَةُ بِنْتُ الْحُسَیْنْ را خواست؛ و نامه‌اى پیچیده و سربسته با وصیّت ظاهر و آشکارى را به او سپرد. چون در وقت ارتحال حسین علیه السّلام حضرت سجّاد به مرض دل درد و شکم درد (إسهال) مبتلا بود؛ و دشمنان همان مرض را براى او کافى دانستند، که با آن رحلت کنند؛ و متعرّض کشتن او نشدند.

  • فَاطِمَةُ بِنْتُ الْحُسَیْنْ آن نامه و وصیّت را به عَلِیُّ بْنُ الْحُسَینْ سپرد؛ و سوگند به‌