
امام شناسی ج7
جلد هفتم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش دوم از موضوع غدیر: بحثی مبسوط درباره حدیث ولایت» و «تفسیر آیۀ تبلیغ» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • نصب امیرالمؤمنین در روز غدیر به ولایت عامّه مطلقه • ابلاغ ولایت امیرالمؤمنین علیهالسلام در طول دوران نبوت • موارد مخالفت صریح عمر با رسول خدا صلی الله علیه و آله • نظریه عمر در امامت، نظریه ماکیاول است • مشکلات و پیامدهای تحمّل ولایت • شرح واقعۀ عظیم و تاریخی غدیر خم و خطبههای رسول الله صلیالله علیه و آله • بحث و تحقیق در شأن نزول و مفاد «آیه تبلیغ» • تحقیقی بلیغ در سند و مفادِ حدیث ولایت: مَن کُنتُ مَولاه فعَلیٌّ مولاه • راویان و لغویین و دانشمندانِ علوم مختلف که واقعۀ غدیر خم را نقل کردهاند • تحقیق معنای حقیقی «مولیٰ» و «ولایت» در لغت و موارد استعمال آنها • مقصود از «مولا» در حدیث غدیر، همراه با ذکر ادله و شواهد بر اثبات معنایِ صحیح آن
امام شناسی ج7
52بیا تو ای صبا که از تو بوی یار میرسد *** نوید وَصل یار من زِهَر کنار میرسد خوش آن دمیکه بینمش نشسته در کنار من
صبا درود بیکران بحیث یَمْلأُ الْفَضَا *** بکن نثار آستانۀ علیّ مرتضی ولیّ کارخانۀ قدر مُهَیْمِن قضا *** محیط معرفت، مدار حلم و مرکز رضا که کعبۀ درش بود مَطاف و مُستجار من
به مشهد شهود او تجلّیاتِ ذات بین *** ز بود حقّ نمود او حقائق صفات بین زنسخۀ وجود او حروف عالیات بین *** مُفَصَّل از حدود او تمام مجملات بین مُنَزَّه است از حدود اگرچه آن نگار من
مُؤسّس مبانی و مؤصِّل اُصول شد *** مصوّر معانی و مفصِّل فصول شد حقیقة المثانی و مکمِّل عقول شد *** به رتبه حقّ ثانی و خلیفۀ رسول شد خلافت از نخست شد به نام شهریار من
بود غدیر قطرهای ز قُلْزُم مناقبش *** فروغ مهر ذرهّای ز نور نجم ثاقبش نعیم خُلد بهرهای زسفرۀ مواهبش *** اگر مرا به نظرهای کشد دَمی به جانبش به فرق فَرْقَدان رسد کلاه افتخار من
چه نسبت است باهُما بهائم ووحوش را *** به بیخرد مکن قرین خدای عقلوهوش را به دُردنوشخود فروش پیر میفروش را *** اگر موحّدی بشو ز لوح دل نقوش را که مُلک دل نمیسزد مگر به رازدار من
ولایتش که در غدیر شد فریضۀ اُمَم *** حدیثی از قدیم بود ثبت دفترِ قِدَم که زد قلم به لوح قلب سیّد اُمَم رَقَم *** مکَمِّل شریعت آمد و مُتمّم نِعَم شد اختیار دین به دست صاحب اختیار من
به أمر حقّ أمیر عشق شد وزیر عقل کل *** أبوالفتوح گشت جانشین خاتم رسل رسید رایة الهُدای به دست هادی سبل *** که لطف طاعتش بود نعیم دائم الاُکُل جَحیمْ شعلهای ز قهر آن بزرگوار من
به مَحفلی که شَمْع جمع بود شاهد ازل *** گرفت دست ساقی شراب عشق لم یزل مُعَرِّف وَلایتش شد و مُعیِّن مَحلّ *** که اوستجانشین من ولیّ أمر عقد و حلّ به دست او بود زمام شرع پایدار من
