
امام شناسی ج7
جلد هفتم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش دوم از موضوع غدیر: بحثی مبسوط درباره حدیث ولایت» و «تفسیر آیۀ تبلیغ» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • نصب امیرالمؤمنین در روز غدیر به ولایت عامّه مطلقه • ابلاغ ولایت امیرالمؤمنین علیهالسلام در طول دوران نبوت • موارد مخالفت صریح عمر با رسول خدا صلی الله علیه و آله • نظریه عمر در امامت، نظریه ماکیاول است • مشکلات و پیامدهای تحمّل ولایت • شرح واقعۀ عظیم و تاریخی غدیر خم و خطبههای رسول الله صلیالله علیه و آله • بحث و تحقیق در شأن نزول و مفاد «آیه تبلیغ» • تحقیقی بلیغ در سند و مفادِ حدیث ولایت: مَن کُنتُ مَولاه فعَلیٌّ مولاه • راویان و لغویین و دانشمندانِ علوم مختلف که واقعۀ غدیر خم را نقل کردهاند • تحقیق معنای حقیقی «مولیٰ» و «ولایت» در لغت و موارد استعمال آنها • مقصود از «مولا» در حدیث غدیر، همراه با ذکر ادله و شواهد بر اثبات معنایِ صحیح آن
امام شناسی ج7
46از سلمان فارسى نمىپرسند: چرا مانند أمیرالمؤمنین نیستى؟! مىپرسند: آیا تمام استعدادها و قوائى را که خداوند بخصوص تو داده است، در راه رضاى او اعمال کردى یا نه؟!
از أبوذر نمىپرسند: چرا سلمان فارسى نیستى؟! مىپرسند: آیا أبوذر کامل شدهاى یا نه؟!
فَعَلىهذا عصمت و طهارتى که در أنبیاء موجود است؛ و به ارادۀ حضرت إلهى به آنها داده شده است، موجب عصمت قهریّه و طهارت قهریّه نمىشود؛ بلکه مُنافى آنست. و مىتوان عصمت و طهارت اختیاریّه را معلول و مُسَبَّب از نفس شریف و فرمانبردار و مطیع، و از ملکات حمیده بر أثر خصال خجستۀ ناشى از أعمال و کردار صالحۀ آنان دانست.
و روایاتى که نشان دهندۀ آنست که خداوند به دو هزار سال، و یا به هفت هزار سال، و یا به هفتاد هزار سال، قبل از خلقت آدم، و یا خلقت عوالم، آنها را آفرید؛ منظور قبلیّت زمانى نیست؛ بلکه قبلیّت رُتبى و عِلّى در عوالم مجرّده است؛ و منظور از این طول مدّت، سعۀ عوالم نوریّه و مجرّده است نسبت به عوالم طبع و طبیعت.
پیامبران در صفات بشرى مانند سایر مردماند
از این بیان مىفهمیم که: أنبیاء مانند سایر افراد بشر داراى غرائز و صفات و اختیار و سایر اُمور معنوى و حسّى و مادّى هستند و به تمام معنى الکلمة بشر مىباشند. داراى غریزۀ عفّت و حیا، داراى صفت هَیبت و خَشیت، داراى سُرور و حُزن، داراى گریه و خنده. همچنان که بدن دارند؛ غذا مىخورند؛ گرسنه مىشوند؛ تشنه مىگردند؛ سیر و سیراب مىشوند؛ غریزۀ نکاح و حبّ جنْس دارند.
احساس درد و ألَمْ مىکنند، إحساس فراق و هجران مىنمایند، إحساس مسرّت و شادى مىکنند. غایة الأمر تمام این کارها، و این صفات و غرائز، و این احساسها را در راه رضاى معبود استخدام نموده وَ ابْتِغَآءً لِوَجْهِهِ الْکَریم إعمال مىکنند.
رسول خدا پیامبر گرامى ما: خاتم الأنبیاء و المرسلین، از این قاعده مستثنى نبوده، و همچون سایر پیامبران داراى صفات بَشَرى بودهاند. در تبلیغ أحکام
