
امام شناسی ج7
جلد هفتم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش دوم از موضوع غدیر: بحثی مبسوط درباره حدیث ولایت» و «تفسیر آیۀ تبلیغ» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • نصب امیرالمؤمنین در روز غدیر به ولایت عامّه مطلقه • ابلاغ ولایت امیرالمؤمنین علیهالسلام در طول دوران نبوت • موارد مخالفت صریح عمر با رسول خدا صلی الله علیه و آله • نظریه عمر در امامت، نظریه ماکیاول است • مشکلات و پیامدهای تحمّل ولایت • شرح واقعۀ عظیم و تاریخی غدیر خم و خطبههای رسول الله صلیالله علیه و آله • بحث و تحقیق در شأن نزول و مفاد «آیه تبلیغ» • تحقیقی بلیغ در سند و مفادِ حدیث ولایت: مَن کُنتُ مَولاه فعَلیٌّ مولاه • راویان و لغویین و دانشمندانِ علوم مختلف که واقعۀ غدیر خم را نقل کردهاند • تحقیق معنای حقیقی «مولیٰ» و «ولایت» در لغت و موارد استعمال آنها • مقصود از «مولا» در حدیث غدیر، همراه با ذکر ادله و شواهد بر اثبات معنایِ صحیح آن
امام شناسی ج7
34من همیشه او را غصّهدار و اندوهگین مىبینم؛ تو سبب غصّهاش را چه مىدانى؟!
من گفتم: اى أمیر مؤمنان! تو مىدانى که سببش چیست!
گفت: من چنین مىدانم که به سبب از دست رفتن خلافت، اینطور محزون و غمگین است.
من گفتم: به همین جهت است؛ او چنین مىداند که رسول خدا أمر خلافت را براى او مقرّر کرده است.
گفت: اى ابن عبّاس! اگر رسول خدا أمر خلافت را براى او بخواهد؛ و خداوند نخواهد در این صورت چه خواهد شد؟! رسول خدا أمرى را إراده کرد؛ و خداوند غیر آن أمر را اراده کرد؛ و بنابراین مراد خدا به تحقّق پیوست، و مراد رسول او عملى نشد؛ مگر هر چه رسول خدا بخواهد بشود، خواهد شد؟!
و این روایت را بدین عبارت نیز آوردهاند که: رسول خدا در مرض مرگش خواست أمر خلافت را براى او مقرّر کند؛ من از ترس پیدایش فتنه، جلوگیرى کردم؛ و به جهت انتشار أمر اسلام مانع شدم.
رسول خدا چون از این مَنْعِ من و ارادۀ قلبى من مطّلع شد، دست برداشت؛ و خداوند نیز آنچه را که مقرّر داشته بود عملى کرد.1
عبد الفتّاح عبد المقصود گوید: عُمَر به ابن عبّاس گفت: قریش کراهت داشت که نبوّت و خلافت در این خاندان جمع شود؛ بدین جهت فکر کرد و انتخاب کرد و موفّق شد.
ابن عبّاس در پاسخ گفت: اینکه گفتى: قریش کراهت داشت، خداوند دربارۀ مردمانى که استحقاق هلاکت دارند، آن استحقاق را منوط به کراهت داشتن ایشان از أحکام خدا مىکند، آنجا که فرماید:
﴿ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كَرِهُوا ما أَنْزَلَ اللَهُ فَأَحْبَطَ أَعْمالَهُمْ﴾2.
«این هلاکت و گم شدن أعمال به علّت آنست که ایشان کراهت داشتند آنچه
- «شرح نهج البلاغة» بیست جلدى، ج ١٢، ص ٧٨ و ص ٧٩.
- آیۀ ٩، از سورۀ ٤٧: محمّد صلّى الله علیه و آله.
