
امام شناسی ج7
جلد هفتم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش دوم از موضوع غدیر: بحثی مبسوط درباره حدیث ولایت» و «تفسیر آیۀ تبلیغ» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • نصب امیرالمؤمنین در روز غدیر به ولایت عامّه مطلقه • ابلاغ ولایت امیرالمؤمنین علیهالسلام در طول دوران نبوت • موارد مخالفت صریح عمر با رسول خدا صلی الله علیه و آله • نظریه عمر در امامت، نظریه ماکیاول است • مشکلات و پیامدهای تحمّل ولایت • شرح واقعۀ عظیم و تاریخی غدیر خم و خطبههای رسول الله صلیالله علیه و آله • بحث و تحقیق در شأن نزول و مفاد «آیه تبلیغ» • تحقیقی بلیغ در سند و مفادِ حدیث ولایت: مَن کُنتُ مَولاه فعَلیٌّ مولاه • راویان و لغویین و دانشمندانِ علوم مختلف که واقعۀ غدیر خم را نقل کردهاند • تحقیق معنای حقیقی «مولیٰ» و «ولایت» در لغت و موارد استعمال آنها • مقصود از «مولا» در حدیث غدیر، همراه با ذکر ادله و شواهد بر اثبات معنایِ صحیح آن
امام شناسی ج7
32محمد حسین هَیْکَل مىگوید: وَ فیمَا هُوَ فِی هَذِهِ الشِّدَّةِ وَ فِی الْبَیْتِ رِجَالٌ قَالَ: هَلُمُّوا أکْتُبْ لَکُمْ کِتَابًا لاَ تَضِلُّوا بَعْدَهُ أبَدًا.
قَالَ بَعْضُ الْحَاضِرینَ: إنَّ رَسُولُ اللَهِ صلّیاللهُ علیه (وآله) قَدْ غَلَبَهُ الْوَجَعُ؛ وَ عِنْدَکُمُ الْقُرْآنُ؛ وَ حَسْبُنَا کِتَابُ اللَهِ؛ وَ یَذْکُرُونَ أنَّ عُمَرَ هُوَ الَّذی قَالَ هَذِهِ الْمَقَالَةَ. وَ اخْتَلَفَ الْحُضُورُ، مِنْهُمْ مَنْ یَقُولُ: قَرَّبُوا یَکْتُبْ لَکُمْ کِتابَا لاَ تَضِلُّوا بَعْدَهُ؛ مِنْهُمْ مَنْ یَأْبَی ذَلِکَ مُکْتَفِیًا بِکِتَابِ اللَهِ؛ فَلَمَّا رَأَیَ مُحَمَّدٌ خُصُومَتَهُمْ قَالُوا: قُومُوا!1
و در آن حال شدّت مرض و غلبۀ کسالت که پیوسته در پهلوى آن حضرت آب خنکى مىگذاشتند؛ و پیوسته آن حضرت دست خود را در آن ظرف آب مىبرد و بر صورت خود مىکشید؛ و تب آنقدر زیاد بود که أحیاناً آن حضرت را بیهوش مىکرد، و سپس به هوش مىآمد؛ و پیامبر از آن تب، بزرگترین شدائد را تحمّل مىکرد؛ و در آن اطاق مردانى بودند، پیغمبر فرمود: «بیائید من براى شما نامهاى بنویسم که پس از آن هیچگاه گمراه نخواهید شد!
بعض از حاضران گفتند: درد و مرض بر رسول خدا غلبه کرده؛ و نزد شما قرآن است و کتاب خدا ما را بس است؛ و مىگویند که: عُمَر بود که این گفتار را گفت. حاضران اختلاف کردند، بعضى از ایشان گفتند: نزدیک آورید؛ براى شما نامهاى بنویسد که بعد از آن گمراه نشوید! و بعضى از ایشان امتناع کردند و گفتند: کتاب خدا کافى است. چون مُحَمَّد دشمنى و خصومّت آنان را دید، گفتند: برخیزید»!
هَیْکَلْ بعد از این عبارات بدون فاصله مىگوید: وَ مَا فَتِئَ ابْنُ عَبَّاسٍ بَعْدَهَا یَرَی أَنَّهُمْ أضَاعُوا شَیْئًا کَثِیرًا بِأنْ لَمْ یُسَارِعُوا إلَی کِتَابَةِ مَا أرَادَ النَّبِیُّ إمْلاَءَهُ.
أمَّا عُمَرُ فَظَلَّ وَ رَأیَهُ، أنْ قَالَ اللَهُ فِی کِتَابِهِ الْکَریمِ: مَا فَرَّطْنَا فِی الْکِتَابِ مِنْ شَیْءٍ.2
«پس از این قضیّه، ابن عبّاس، همیشه نظرش این بود و یادآور مىشد که: حاضران مجلس چیزهاى مهمّ و بزرگ و فراوانى را از دست دادند؛ به آنکه در
- «حیاة محمَّد» ص ٤٧٤ و ص ٤٧٥.
- «حیاة محمّد» ص ٤٧٥.
