
امام شناسی ج7
جلد هفتم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش دوم از موضوع غدیر: بحثی مبسوط درباره حدیث ولایت» و «تفسیر آیۀ تبلیغ» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • نصب امیرالمؤمنین در روز غدیر به ولایت عامّه مطلقه • ابلاغ ولایت امیرالمؤمنین علیهالسلام در طول دوران نبوت • موارد مخالفت صریح عمر با رسول خدا صلی الله علیه و آله • نظریه عمر در امامت، نظریه ماکیاول است • مشکلات و پیامدهای تحمّل ولایت • شرح واقعۀ عظیم و تاریخی غدیر خم و خطبههای رسول الله صلیالله علیه و آله • بحث و تحقیق در شأن نزول و مفاد «آیه تبلیغ» • تحقیقی بلیغ در سند و مفادِ حدیث ولایت: مَن کُنتُ مَولاه فعَلیٌّ مولاه • راویان و لغویین و دانشمندانِ علوم مختلف که واقعۀ غدیر خم را نقل کردهاند • تحقیق معنای حقیقی «مولیٰ» و «ولایت» در لغت و موارد استعمال آنها • مقصود از «مولا» در حدیث غدیر، همراه با ذکر ادله و شواهد بر اثبات معنایِ صحیح آن
امام شناسی ج7
257و عَبْدی کوفى از شعراء أهل بیت و معاصر حضرت صادق علیه السّلام در ضمن قصیدهاى طولانى چنین گوید:
وَ کَانَ عَنْهَا لَهُمْ فِی خُمِّ مُزْدَجِرٌ *** لَمَّا رَقَیأحْمَدُ الْهَادِی عَلَی قَتَبِ ١ وَ قَالَ وَ النَّاسُ مِنْ دَانٍ إلَیْهِ وَ مَنْ *** ثَاوٍ لَدَیْهِ وَ مِنْ مُصْغٍ وَ مُرْتَقِبِ٢ :قُمْ یَا عَلِیُّ فَإنِّی قَدْ اُمِرْتُ بِأنْ *** اُبَلِّغَ النَّاسَ وَ التَّبْلیغُ أجْدَرُبِی ٣ إنِّی نَصَبْتُ عَلِیًّا هَادِیًا عَلَمًا *** بَعْدِی وَ إنَّ عَلِیًّا خَیْرُ مُنْتَصِبِ ٤ فَبَایَعُوکَ وَ کُلٌّ بَاسِطٌ یَدَهُ *** إلَیْکَ مِنْ فَوْقِ قَلْبٍ عَنْکَ مُنْقَلِبِ ٥ عَافَوْکَ لاَ مَانِعٌ طَوْلًا وَ لاَ حَصَرٌ *** قَوْلًا وَ لاَ لَهَجٌ بِالْغِشِّ وَ الرِّیَبِ ٦ وَکُنْتَ قُطْبَ رَحَی الإسْلاَمِ دُونَهُمُ *** وَ لاَ تَدُورُ رَحیً إلّاَ عَلَی قُطْبِ ٧ وَ لاَ تُمَاثِلُهُمْ فِی الْفَضْلِ مَرْتَبَةً *** وَلاَ تُشَابِهُهُمْ فِی الْبَیْتِ وَالنَّسَبِ٨1 ١ ـ «و چون حضرت أحمد که هادى امّت است در خمّ بر روى کوهانهاى شتر بالا رفت، أفرادى از آن جماعت بودند که پیوسته مىخواستند خلافت را از على منع و طرد کنند و به دور افکنند.
٢ ـ و در حالى که بعضى از آن جماعت به پیامبر نزدیک بودند، و بعضى در کنار آن حضرت سکنى گزیده بودند، و بعضى گوش فرا مىدادند، و بعضى انتظار وقوع حادثهاى را داشتند، پیغمبر صلى اللَه علیه و آله گفت:
٣ ـ بپا خیز اى على! زیرا که من مأمور شدهام به اینکه تبلیغ کنم و به مردم برسانم؛ و تبلیغ براى من سزاوارتر است.
٤ ـ من على را به عنوان هدایت و عَلَم رهبرى بعد از خودم نصب کردم و بدرستى که علىّ بن أبیطالب بهترین فرد پسندیده و انتخاب شده و گزیده شده براى منصب إمامت است.
٥ ـ پس آن جماعت با تو (اى على) بیعت کردند و هر یک از آنها دست خود را براى بیعت به سوى تو دراز کرد؛ و لیکن این بیعت از فراز دل و قلب بود نه از درون آن؛ و خواسته آنان از تو منقلب و به سوى غیر تو منعطف و متوجّه بود.
٦ ـ ایشان تو را از هر بدى و علّت و ناپاکى مُبَرَّا و منزّه مىدانستند؛ نه از
- از أبو محمّد سفیان بن مصعب عبدى کوفى است (الغدیر، ج ٢، ص ٢٩٢).
