
امام شناسی ج7
جلد هفتم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش دوم از موضوع غدیر: بحثی مبسوط درباره حدیث ولایت» و «تفسیر آیۀ تبلیغ» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • نصب امیرالمؤمنین در روز غدیر به ولایت عامّه مطلقه • ابلاغ ولایت امیرالمؤمنین علیهالسلام در طول دوران نبوت • موارد مخالفت صریح عمر با رسول خدا صلی الله علیه و آله • نظریه عمر در امامت، نظریه ماکیاول است • مشکلات و پیامدهای تحمّل ولایت • شرح واقعۀ عظیم و تاریخی غدیر خم و خطبههای رسول الله صلیالله علیه و آله • بحث و تحقیق در شأن نزول و مفاد «آیه تبلیغ» • تحقیقی بلیغ در سند و مفادِ حدیث ولایت: مَن کُنتُ مَولاه فعَلیٌّ مولاه • راویان و لغویین و دانشمندانِ علوم مختلف که واقعۀ غدیر خم را نقل کردهاند • تحقیق معنای حقیقی «مولیٰ» و «ولایت» در لغت و موارد استعمال آنها • مقصود از «مولا» در حدیث غدیر، همراه با ذکر ادله و شواهد بر اثبات معنایِ صحیح آن
امام شناسی ج7
249محبّت آنها به على علیه السّلام گردد که چون بدانند أمیرالمؤمنین در رتبه و درجۀ پیغمبر اکرم، دوستدار و یار آنهاست، بنابراین بر آنها لازم است از او متابعت کنند، أمر او را گردن نهند و هیچگاه در مقام خلاف و ردّ گفتار او برنیایند.
و چون رسول خدا صلى اللَه علیه و آله گفتار خود را با جملۀ مَنْ کُنْتُ مَوْلاَه آغاز کردند معلوم مىشود که بنابراین تقدیر، از محبّت و نصرت إراده نفرموده است مگر همان ـ گونه محبّت و نصرتى را که خود نسبت به أفراد مؤمنین داشته است. فلهذا على علیه السّلام هم چنین محبّتى به مردم دارد، و چنین نصرتى از آنها مىنماید.
و در این صورت این نوع از محبّت و نصرت همانند محبّت و نصرت رسول خدا اختصاص به زعیم دین و دنیا و مالک امور، و دافع از کیان و ناموس آنها و نگهدار بیضۀ اسلام خواهد داشت؛ و این معنى همان معناى أولویّت به آنها از نفوسشان است که اگر نباشد، گرگان درنده، و وحوش درهم شکننده، و أیادى أعادى کفر و نفاق، جامعۀ اسلام را درهم مىشکنند، و دستهاى عناد از هر سو دراز مىشود، غارتهاى بنیاد برکننده أموال مسلمین را مباح، و نفوسشان را در معرض هلاک، و ناموس و حَرَم خدا را هَتْک مىنمایند. و دیگر غرض از دعوت و بَسْط نظام دین از بین مىرود. و البتّه کسى که در محبّت و نصرت تا این سر حدّ باید بوده باشد او خلیفۀ خداوند بر روى زمین و خلیفۀ رسول خدا خواهد بود. و اینست معناى ولایت کبراى إلهیّه.
و اگر مراد از حدیث، إخبار از وجوب محبّت و نصرت علىّ بن أبیطالب است بر جماعت مؤمنان و یا إنشاء این معنى است، و معنایش این مىشود که: هر کس که من دوستدار و یار او هستم او دوستدار و یار علىّ بن أبیطالب است؛ و یا بر او واجب است که دوستدار و یار على باشد، در این صورت این معنى أمر تازهاى نبود که محتاج به خطبه و تشکیل اجتماع مردم بدین نحو بوده باشد، زیرا معلوم است که چون أمیرالمؤمنین از مؤمنان است، طبق آیات قرآن کریم، مردم او را دوست دارند، و یا باید دوست داشته باشند.
از این گذشته اگر مراد از حدیث إنشاء و یا إخبار از محبّت مسلمانان و یا نصرت آنها نسبت به أمیرالمؤمنین علیه السّلام بود، باید بفرماید: مَنْ کَانَ مَوْلاَیَ فَهُوَ مَوْلَی عَلِیٍّ یعنى هر کس مُحِبّ و یا ناصر من است باید او مُحِبّ و ناصر على باشد؛
