اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج7

0
اعتقادات

جلد هفتم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش دوم از موضوع غدیر: بحثی مبسوط درباره حدیث ولایت» و «تفسیر آیۀ تبلیغ» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • نصب امیرالمؤمنین در روز غدیر به ولایت عامّه مطلقه  • ابلاغ ولایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام در طول دوران نبوت  • موارد مخالفت صریح عمر با رسول خدا صلی الله علیه و آله  • نظریه عمر در امامت، نظریه ماکیاول است  • مشکلات و پیامدهای تحمّل ولایت  • شرح واقعۀ عظیم و تاریخی غدیر خم و خطبه‌های رسول الله صلی‌الله علیه و‌ آله  • بحث و تحقیق در شأن نزول و مفاد «آیه تبلیغ»  • تحقیقی بلیغ در سند و مفادِ حدیث ولایت: مَن کُنتُ مَولاه فعَلیٌّ مولاه  • راویان و لغویین و دانشمندانِ علوم مختلف که واقعۀ غدیر خم را نقل کرده‌اند  • تحقیق معنای حقیقی «مولیٰ» و «ولایت» در لغت و موارد استعمال آنها  • مقصود از «مولا» در حدیث غدیر، همراه با ذکر ادله و شواهد بر اثبات معنایِ صحیح آن

امام شناسی ج7

247
  • را نمى‌توان مراد از حدیث گرفت؛ چون لازمه‌اش سخافت و کوتاهى مُعَرّفى و بى‌ارزش بودن این خطبۀ مهمّ است.

  • معنى ندارد که رسول خدا در این مجتمع عظیم، در بین مسیر، و گرماى هوا، أمر به توقّف کند و دستور بدهد که آنان که پیشاپیش رفته‌اند مراجعت کنند، و آنان که از عقب مى‌رسند بمانند و حرکت نکنند؛ و همه را در یک محلّى که منزلگاه نیست نگهدارد بر اساس وحى خداوندى که شبیه به تهدید صورت گرفت؛ و مردم هم که در رنج سفر و در گرماى هوا و نامساعد بودن محلّ توقّف، بطورى که چون روى زمین براى استماع خطبه مى‌نشستند، نیمى از رداى خود را زیر پا، و نیم دیگر را بر سر مى‌انداختند، که گرما از زمین و از آسمان آنان را به تَعَب نیفکند، آنگاه منبرى از کوهان‌هاى شتر ترتیب دهند، و پیامبر بر آن منبر بالا رود، و بگوید: چون خبر رحلت مرا خداوند به من اطّلاع داده است؛ لذا این أمر مهمّ و توقّف مردم براى این جهت است که مبادا وقتش فوت شود، و مطلبى است که از نظر دین و دنیا در کمال اهمّیّت؛ بلکه در أقصى درجۀ عنایت است؛ آن‌وقت مردم را خبر دهد به مطلبى که هیچ فائده‌اى بر آن مترتّب نیست، و در إعلان عمومى آن آنهم بدین کیفیّت و خصوصیّت هیچ نیازى نباشد. مثل اینکه بگوید: هر کس که من همنشین او هستم و یا همسایۀ او و یا وارد بر قبیله و عشیرۀ او و یا داماد او و یا نزدیک و قریب به او، علىّ بن أبی‌طالب همانند من همنشین او و یا همسایۀ او، و یا وارد بر قبیله او، و داماد و نزدیک اوست.

  • ما این کار را دربارۀ صاحبان عقل‌هاى ضعیف، احتمال نمى‌دهیم، تا چه رسد دربارۀ صاحب عقل أوّل و انسان کامل: پیامبر رحمت و خطیب بلاغت. و على هذا تهمت زشتى است که ما دربارۀ پیامبر اسلام بعضى از این معانى را از کلمه مَوْلَى نسبت دهیم.

  • و بنابر فرض آنکه یکى از این معانى مراد باشد چه فضیلتى براى أمیرالمؤمنین علیه السّلام خواهد بود که در آن محفل عظیم به او تهنیت گویند، و صدا به بَخٍّ بَخٍّ بلند کنند؛ و سعد بن أبى وقّاص در حدیث وارد شده از او، این فضیلت را بر تمام شترهاى سرخ مو، و یا از تمام دنیا و آنچه در آنست، ترجیح دهد، اگر بنا به فرض عمر نوح را هم به او بدهند، و در این مدّت طولانى از این شترهاى سرخ مو، و یا از