
امام شناسی ج7
جلد هفتم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش دوم از موضوع غدیر: بحثی مبسوط درباره حدیث ولایت» و «تفسیر آیۀ تبلیغ» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • نصب امیرالمؤمنین در روز غدیر به ولایت عامّه مطلقه • ابلاغ ولایت امیرالمؤمنین علیهالسلام در طول دوران نبوت • موارد مخالفت صریح عمر با رسول خدا صلی الله علیه و آله • نظریه عمر در امامت، نظریه ماکیاول است • مشکلات و پیامدهای تحمّل ولایت • شرح واقعۀ عظیم و تاریخی غدیر خم و خطبههای رسول الله صلیالله علیه و آله • بحث و تحقیق در شأن نزول و مفاد «آیه تبلیغ» • تحقیقی بلیغ در سند و مفادِ حدیث ولایت: مَن کُنتُ مَولاه فعَلیٌّ مولاه • راویان و لغویین و دانشمندانِ علوم مختلف که واقعۀ غدیر خم را نقل کردهاند • تحقیق معنای حقیقی «مولیٰ» و «ولایت» در لغت و موارد استعمال آنها • مقصود از «مولا» در حدیث غدیر، همراه با ذکر ادله و شواهد بر اثبات معنایِ صحیح آن
امام شناسی ج7
239به هر طرف از این نسبت مولى مىگویند. و از این بیان به دست مىآوریم که:
أوّلاً استعمال لفظ مَوْلَی به هر یک از این دو نفرى که در مقابل یکدیگر قرار دارند؛ از باب استعمال کلمهاى در دو معناى متضاد نیست و به إصطلاح از أضْدَاد نیست؛ زیرا مثلاً گرچه آزادکننده و آزاد شده، از جهت فاعلیّت و مفعولیّت، در دو جهت تضادّ واقع شدهاند لیکن استعمال کلمه مَوْلَی در این دو معنى به عنایت این خصوصیّات متضادّه نبوده است، بلکه به ملاحظه همان نفس ارتباط و اتّحادى که بین ناصر و منصور ـ به عنایت معناى نصرت که این دو را به هم پیوند مىدهد ـ موجود است، مىباشد. و این ربط نصرتى، معناى واحدى است که مفهوم ناصر را با مفهوم منصور ربط داده است.
و ثانیاً استعمال لفظ وَلِیّ و مَوْلَی و وَلاَیَت و مشتقّات آنها، در این همه معانى متعدّده که بعضى به بیست و هفت مورد رسانیدهاند، از باب استعمال لفظ، در معانى متعدّده نیست، بلکه استعمال لفظ در معناى واحد اصلى و حقیقى خود آنست و در این مصادیق مختلفه از باب تطبیق و انطباق استعمال شده است؛ بدون لحاظ خصوصیّت مورد انطباق. فعلىهذا لفظ مَوْلَی و وَلِیّ و وَلاَیَت و ماشابَهَها که در این معانى عدیده استعمال مىشود از باب اشتراک معنوى است، نه اشتراک لفظى1.
تفتازانى در «شرح مقاصد»2 و قوشجى در «شرح تجرید»3 و میر سیّد شریف جرجانى در «شرح مواقف» قاضى إیجى در ص ٦١١ گفتهاند که مَوْلَی براى
- در «شرح مواقف» که تقریر دلیل شیعه را در کیفیّت استفادۀ امامت از حدیث ولایت نقل مىکند، در ضمن آن مىگوید: و لأنّها أى المعانى المذکورة تشترک فى الولایة فیجب الحمل علیها و جعل اللفظ حقیقة فى هذا القدر المشترک دفعا للاشتراک اللفظى. (ص ٦١١). و مرحوم علاّمۀ امینى هم در «الغدیر» ج ١ ص ٣٧٠ بعد از بیان وجه مشترک بین بیست و هفت معنائى که براى لفظ مولى کردهاند مىگویند: وجه مشترک بین این معانى أولى به شىء است، فالاشتراک معنوی و هو أوْلی من الاشتراک اللفظیّ المستدعی لأوضاع کثیرة غیر معلومة بنصٍّ ثابتٍ و المنفیَّةِ بالأصل المحکّم. و قد سَبَقَنا الی بُعض هذه النظریّة شمسُ الدین ابن البِطْریق فی «العمدة» ص ٥٦ و هو أحد أعلام الطّائفة فی القرن السادس. و لیکن ما با مرحوم أمینى در کیفیّت وجه مشترک اختلافى داریم که خواهد آمد.
- «شرح مقاصد» ص ٢٨٩.
- چاپ سنگى آن صفحه شمارى ندارد.
