
امام شناسی ج7
جلد هفتم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش دوم از موضوع غدیر: بحثی مبسوط درباره حدیث ولایت» و «تفسیر آیۀ تبلیغ» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • نصب امیرالمؤمنین در روز غدیر به ولایت عامّه مطلقه • ابلاغ ولایت امیرالمؤمنین علیهالسلام در طول دوران نبوت • موارد مخالفت صریح عمر با رسول خدا صلی الله علیه و آله • نظریه عمر در امامت، نظریه ماکیاول است • مشکلات و پیامدهای تحمّل ولایت • شرح واقعۀ عظیم و تاریخی غدیر خم و خطبههای رسول الله صلیالله علیه و آله • بحث و تحقیق در شأن نزول و مفاد «آیه تبلیغ» • تحقیقی بلیغ در سند و مفادِ حدیث ولایت: مَن کُنتُ مَولاه فعَلیٌّ مولاه • راویان و لغویین و دانشمندانِ علوم مختلف که واقعۀ غدیر خم را نقل کردهاند • تحقیق معنای حقیقی «مولیٰ» و «ولایت» در لغت و موارد استعمال آنها • مقصود از «مولا» در حدیث غدیر، همراه با ذکر ادله و شواهد بر اثبات معنایِ صحیح آن
امام شناسی ج7
218عَلَی أیِّ جُرْمٍ أمْ بِایَّةِ سِیَرةٍ *** اُعَنَّفُ فِی تَقْرِیظِهِمْ وَ اُکَذَّبُ١٣ و تا آنکه مىگوید:
ألَمْ تَرَنی مِنْ حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ *** أَرُوحُ وَأَغْدُوخَائِفًا أتَرَقَّبُ١٤ فَطَائِفَةٌ قَدْ أکْفَرَتْنِی بِحُبَّهِمْ *** وَطایفهٌ قَالَتْ مُسِیُ وَ مُذْنِبُ ١٥ و تا آنکه مىگوید:
فَإنْ هِیْ لَمْ تَصْلَحْ لِحَیٍّ سِوَاهُمُ *** فَإنَّ ذَوِی الْقُرْبَی أحَقُّ وَأوْجَبُ١٦ یَقُولُونَ لَم یُورَثْ وَلَوْلاَ تُرَاثُهُ *** لَقَدْشَرِکَتْ فِیهَا بَکِیلٌ وَ أرْجَبُ١٧1 ١ ـ «من به فرح و سرور در آمدم، و خوشحالى من به جهت میل به زنان سیمین بدن نبود، و نه از روى بازى. مگر کسى که از سر و صورتش موى سپید بالا آمده است، بازى مىکند؟!
٢ ـ و دل و هواى مرا به خود نَرُبود خانهاى، و نه آثار منزل کهنه و خرابى که از محبوبههاى دیرین در خیال داشتم؛ و نه مرا بُنِ انگشتان زینتشدۀ به خضاب نیز به اهتزاز و طرب در نیاورد.
٣ ـ و نیستم از کسانى که هَمّ و إرادۀ غیبى او، مرغهاى سانِحَه (از طرف چپ به راست حرکت کننده که به آن فال نیک مىزدند) و مرغهاى بارِحَه (از راست به چپ حرکت کننده که به آن فال شوم مىزدند) را شبانگاه به حرکت درآورد؛ خواه حیوان درست شاخ از جلوى من عبور کند؛ خواه حیوان شاخ شکسته.
٤ ـ و لیکن میل و هواى من به سوى أهل فضیلتها و صاحبان تقوى و پاکى است؛ آنان که بهترین پسران حوّاء هستند؛ و خیر همیشه مطلوب است.
٥ ـ به سوى أفراد سپید سیماى روشن چهره، آنان که در مصائب و شدائدى که به من روى مىآورد به محبّت ایشان به خداوند تقرّب مىجویم.
٦ ـ آنان بنى هاشم، قوم پیغمبرند که من مراراً و کراراً به جهت ایشان راضى شدهام، و از براى ایشان به غضب در آمدهام.
٧ ـ من از روى مودّت، بال خودم را براى ایشان پائین کشیدم به سوى پهلو و جائى که دو جانب و دو سوى آن أهلیّت داشت و وسعت و گشایش داشت.
- «شرح شواهد مغنى»، تألیف سیوطى ج ١ از ص ٣٥ تا ص ٣٩.
