
امام شناسی ج7
جلد هفتم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش دوم از موضوع غدیر: بحثی مبسوط درباره حدیث ولایت» و «تفسیر آیۀ تبلیغ» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • نصب امیرالمؤمنین در روز غدیر به ولایت عامّه مطلقه • ابلاغ ولایت امیرالمؤمنین علیهالسلام در طول دوران نبوت • موارد مخالفت صریح عمر با رسول خدا صلی الله علیه و آله • نظریه عمر در امامت، نظریه ماکیاول است • مشکلات و پیامدهای تحمّل ولایت • شرح واقعۀ عظیم و تاریخی غدیر خم و خطبههای رسول الله صلیالله علیه و آله • بحث و تحقیق در شأن نزول و مفاد «آیه تبلیغ» • تحقیقی بلیغ در سند و مفادِ حدیث ولایت: مَن کُنتُ مَولاه فعَلیٌّ مولاه • راویان و لغویین و دانشمندانِ علوم مختلف که واقعۀ غدیر خم را نقل کردهاند • تحقیق معنای حقیقی «مولیٰ» و «ولایت» در لغت و موارد استعمال آنها • مقصود از «مولا» در حدیث غدیر، همراه با ذکر ادله و شواهد بر اثبات معنایِ صحیح آن
امام شناسی ج7
215فَلَمْ اُبْلِغْ بِهَا لَعْنًا وَ لَکِنْ *** أسَاءَ بِذَاکَ أوَّ لُهُمْ صِنیعَا٣ فَصَارَ بِذَلِکَ أقْرَبُهُمْ لِعَدْل *** إلَی جَوْرٍ وَأحْفَظُهُمْ مُضِیعَا ٤ أضَاعُوا أمْرَ قَائِدِهِمْ فَضَلُّوا *** وَ أقْومِهِمْ لَدَی الْحِدْثَانِ رِیعَا ٥ تَنَاسَوْا حَقَّهُ وَ بَغَوْا عَلَیْهِ *** بِلاَتِرَهٍ وَ کَانَ لَهُمْ قَرِیعَا ٦ فَقُلْ لِبَنِی اُمَیَّةَ حَیْثُ حَلُّوا *** و إنْ خِفْتَ الْمُهَنَّدَ وَ الْقَطِیعَا ٧ ألاَ اُفٍّ لِدَهْرٍ کُنْتُ فِیهِ *** هِدَانًا طَائِعًا لَکُمُ مُطِیعَا ٨ أجَاعَ اللَهُ مَنْ أشْبَعْتُمُوُه *** وَ أشْبَعَ مَنْ بِجَوْرِکُمُ اُجِیعَا ٩ وَیَلْعَنُ فَدَّ اُمَّتِهِ جَهَارًا *** إذَا سَاسَ الْبِرَیَّهَ وَ الْخَلِیعَا ١٠ بِمَرْضِیِّ السِّیاسَةِ هَاشِمِیٌّ *** یَکُونُ حَیًا لاُمَّتِهِ رَبِیعَا ١١ وَلَیْثًا فِی الْمَشَاهِدِ غَیْرَ نُکْسٍ *** لِتَقْوِیمِ الْبَرِیَّةِ مُسْتَطِیعَا ١٢ یُقِیمُ اُمُورَهَا وَ یَذُبُّ عَنْهَا *** وَ یَتْرُکُ جَدْبَهَا أبَدًا مَرِیعَا ١٣ ١ ـ «و در روزى که از درختها سایبان درست کردند، از درختان غدیر خمّ، رسول خدا صلى اللَه علیه و آله ولایت علىّ بن أبیطالب علیه السّلام را بر مردم آشکارا نمود، اگر مورد قبول واقع مىشد و پیروى مىشد.
٢ ـ و لیکن مردان از قوم، آن ولایت را مبایعه کردند؛ و به دادوستد و خرید و فروش آن پرداختند، و من هیچگاه ندیدهام أمر بزرگى همانند ولایت، مورد مبایعه قرار گیرد؛ و مبیع واقع شود.
٣ ـ و من لعنت و تبرّى خود را بدین مبایعه نمىرسانم؛ و لیکن اوّل آن مردان بدین مبایعه کار زشتى انجام داد.
٤ ـ و بدین عمل، نزدیکترین آنها به عدالت به سوى جور و ستم کشیده شد، و نگهبانترین آنها، خراب کننده و ضایع کننده شد.
٥ ـ أمر و فرمان رهبرشان على را گم کردند و ضایع نمودند پس گمراه شدند؛ أمر آن کسى را که در حادثات جهان از همۀ افراد سعه و گشایشش استوارتر و محکمتر بود.
٦ ـ حقّ او را عمداً به مرحله نسیان سپردند، و بر او ستم کردند، بدون آنکه قصاص و خونى از او طلب داشته باشند؛ با آنکه او رئیس و سرپرست و قیّم ایشان بود.
