
امام شناسی ج7
جلد هفتم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش دوم از موضوع غدیر: بحثی مبسوط درباره حدیث ولایت» و «تفسیر آیۀ تبلیغ» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • نصب امیرالمؤمنین در روز غدیر به ولایت عامّه مطلقه • ابلاغ ولایت امیرالمؤمنین علیهالسلام در طول دوران نبوت • موارد مخالفت صریح عمر با رسول خدا صلی الله علیه و آله • نظریه عمر در امامت، نظریه ماکیاول است • مشکلات و پیامدهای تحمّل ولایت • شرح واقعۀ عظیم و تاریخی غدیر خم و خطبههای رسول الله صلیالله علیه و آله • بحث و تحقیق در شأن نزول و مفاد «آیه تبلیغ» • تحقیقی بلیغ در سند و مفادِ حدیث ولایت: مَن کُنتُ مَولاه فعَلیٌّ مولاه • راویان و لغویین و دانشمندانِ علوم مختلف که واقعۀ غدیر خم را نقل کردهاند • تحقیق معنای حقیقی «مولیٰ» و «ولایت» در لغت و موارد استعمال آنها • مقصود از «مولا» در حدیث غدیر، همراه با ذکر ادله و شواهد بر اثبات معنایِ صحیح آن
امام شناسی ج7
198لَهُ: أمَّا الشَّهَادَتَیْنِ فَقَدْ عَرَفْنَا هُمَا، فَمَا الْقَرِینَتَانِ؟ قَالَ: الصَّلَوةُ وَ الزَّکَوةُ، لاَ یُقْبَلُ إحْدَیْهُمَا إلّاَ بِاْلاُخْرَی؛ وَ الصِّیَامِ وَ حَجِّ بَیْتِ اللَهِ مَنِ اسْتَطَاعَ سَبِیلًا؛ وَ خُتِمَ ذَلِکَ بِالْوَلاَیَةِ. فَأنْزَلَ اللَهُ عَزَّوَجَلَّ: ﴿الْيَوْمَ أكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الإسْلاَمَ دِينًا﴾1.
«إسلام بر پنج صفت فضیلتدار بنا شده است: بر شهادتین؛ و بر قرینتین. از آن حضرت پرسیده شد که: ما شهادتین را دانستهایم و لیکن مراد از قرینتین چیست؟ رسول خدا فرمود: نماز و زکوة؛ یکى از آن دو قبول نمىشود بدون دیگرى. و سوّمى از پنج خصال، روزه، و چهارمى حجّ بیت اللَه الحرام است براى کسى که مستطیع باشد. و این چهار خصلت به موضوع پنجم ختم شده است که آن ولایت است. و خداوند در این باره آیۀ إکمالِ دِینْ و إتْمامِ نِعْمَتْ را فرود آورده است».
و نیز شیخ در «امالى» با سند متّصل خود از أبو ذر غفارى: جُنْدُبُ بْنُ جُنَادَة روایت کرده است که یَقُولُ: رَأیْتُ رَسُولَ اللَهِ صلّی اللَه علیه و آله و سلّم أخَذَ بِیَدِ عَلِیِّ بْنِ أبِیطَالِبٍ علیه السّلام فَقَالَ لَهُ: یَا عَلِیُّ! أنْتَ أخِی، وَ صَفِیِّی، وَ وَصِیِّی، وَ وَزِیری، وَ أمِینِی؛ مَکَانُکَ مِنِّی فِی حَیَاتِی وَ بَعْدَ مَوْتِی کَمَکَانِ هَارُونَ مِنْ مُوسَی إلّاَ أنَّهُ لاَ نَبِیَّ مَعِی. مَنْ مَاتَ وَ هُوَ یُحِبُّکَ خَتَمَ اللَهُ عَزَّوَجَلَّ لَهُ بِالأمْنِ وَ الإیمَانِ؛ وَ مَنْ مَاتَ وَ هُوَ یُبْغِضُکَ لَمْ یَکُنْ لَهُ فِی الإسْلاَمِ نَصِیبٌ2.
أبوذر مىگفت: دیدم که رسول خدا دست على را گرفته بود و به او مىگفت: اى على! تو برادر من هستى! تو برگزیده و خلاصه و نتیجۀ من هستى! تو وصىّ من هستى! تو وزیر من هستى! تو أمین من هستى! مقام و منزلت تو نسبت به من چه در حیات من و چه بعد از مرگ من مقام و منزلۀ هارون است نسبت به موسى مگر اینکه با من پیغمبرى دیگر نیست؛ کسى که بمیرد با دوستى تو خداوند عزّوجلّ خاتمه کار او را به أمن و ایمان منتهى مىکند؛ و کسى که بمیرد با دشمنى تو، او از اسلام بهرهاى ندارد».
- «غایة المرام» ص ٩٥، حدیث سى و یکم. و «أمالى شیخ» ج ٢، جزء هجدهم ص ١٣١ و ١٣٢.
- «غایة المرام» ص ٩٥، حدیث سى و دوّم. و «أمالى ابن شیخ» ج ٢، مجلس جمعه ٤ محرم سنۀ ٤٥٧ ص ١٥٨ و ص ١٥٩.
