اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج7

0
اعتقادات

جلد هفتم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش دوم از موضوع غدیر: بحثی مبسوط درباره حدیث ولایت» و «تفسیر آیۀ تبلیغ» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • نصب امیرالمؤمنین در روز غدیر به ولایت عامّه مطلقه  • ابلاغ ولایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام در طول دوران نبوت  • موارد مخالفت صریح عمر با رسول خدا صلی الله علیه و آله  • نظریه عمر در امامت، نظریه ماکیاول است  • مشکلات و پیامدهای تحمّل ولایت  • شرح واقعۀ عظیم و تاریخی غدیر خم و خطبه‌های رسول الله صلی‌الله علیه و‌ آله  • بحث و تحقیق در شأن نزول و مفاد «آیه تبلیغ»  • تحقیقی بلیغ در سند و مفادِ حدیث ولایت: مَن کُنتُ مَولاه فعَلیٌّ مولاه  • راویان و لغویین و دانشمندانِ علوم مختلف که واقعۀ غدیر خم را نقل کرده‌اند  • تحقیق معنای حقیقی «مولیٰ» و «ولایت» در لغت و موارد استعمال آنها  • مقصود از «مولا» در حدیث غدیر، همراه با ذکر ادله و شواهد بر اثبات معنایِ صحیح آن

امام شناسی ج7

188
  • روشن شمرده شود. و پس از آنکه از ابن طاوس، داستان أبو المعالى جُوَینى را در بغداد و مشاهده جلد ٢٨ از غدیر را نزد صحّاف بیان مى‌کند مى‌گوید: حِکَایَةٌ لَطِیفَةٌ: ابن ابى الحدید در «شرح نهج البلاغه» مى‌گوید که: یَحیى بن سعید بن على حَنْبلى که معروف به ابْنِ غَالِیَة است، و در قطیفا که در جانب غرب بغداد است سکنى دارد؛ و از کثرت وثوق و اعتماد به او یکى از شهودى است که شهادت او نزد قاضى محکمه مسموع است، براى من بیان کرد که: من در نزد فخر اسماعیل بن على حنبلى فقیه معروف به غُلاَم ابْنُ الْمُثَنَّی حاضر بودم ـ و فخر اسماعیل از پیشوایان حنبلى‌ها در بغداد بود؛ و در فِقه و مسائل خلاف ید طولائى داشت، و تدریس علم منطق مى‌کرد؛ و مجلسى خوش و شیرین عبارت داشت. من او را دیده‌ام و سخن او را شنیده‌ام، و در سنۀ ششصد و ده از دنیا رفت ـ.

  • داستان ابن غالیه و فقیه حنبلى دربارۀ زیارت روز غدیر

  • ابن غالیه مى‌گوید: ما روزى در نزد او بودیم و به گفتگو مشغول بودیم که یک نفر از حنبلى‌ها وارد شد، و داستانى داشت که: بر عهدۀ یکى از مردمان کوفه طلبى داشت که رفته بود به کوفه تا دین خود را بگیرد، و اتّفاقاً رفتن او به کوفه، مصادف شده بود با زیارت روز غدیر؛ و این مرد حنبلى در کُوفه بود؛ و این زیارت که در روز هیجدهم از ماه ذوالحجّه است، آن‌قدر از خلایق به مَشْهد و مَرقد أمیرالمؤمنین علیه السّلام گرد آمده بودند که از حدّ شمارش و إحصاء بیرون بود.

  • ابن غالیه مى‌گوید: فَخْر اسماعیل شروع کرد از أحوال آن مرد پرسیدن، که آیا مال تو وصول شد؟! و آیا مقدارى از آن مال در نزد غریم و بدهکار تو باقیمانده است؟! و آن مرد حنبلى جواب فخر را مى‌داد. تا اینکه آن مرد به فخر گفت: یا سیّدى اگر تو در روز غدیر حضور داشتى، مشاهده مى‌کردى آنچه را که از فضایح و گفتار شنیع و سبّ صحابه عَلَنى با صداهاى بلند بدون هیچ مراقبه و هیچ ترسى، در کنار قبر علىّ بن أبی‌طالب به وقوع مى‌پیوندد! 

  • فخر اسماعیل گفت: این مردم که سبّ مى‌کنند چه گناهى دارند؟ سوگند به خدا، کسى آنها را بر سبّ جرأت نداد، و این باب را به روى آنان نگشود مگر صاحب همین قبر.

  • آن مرد گفت: صاحب این قبر کیست؟!

  • فخر گفت: علىّ بن أبی‌طالب.