اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج7

0
اعتقادات

جلد هفتم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش دوم از موضوع غدیر: بحثی مبسوط درباره حدیث ولایت» و «تفسیر آیۀ تبلیغ» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • نصب امیرالمؤمنین در روز غدیر به ولایت عامّه مطلقه  • ابلاغ ولایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام در طول دوران نبوت  • موارد مخالفت صریح عمر با رسول خدا صلی الله علیه و آله  • نظریه عمر در امامت، نظریه ماکیاول است  • مشکلات و پیامدهای تحمّل ولایت  • شرح واقعۀ عظیم و تاریخی غدیر خم و خطبه‌های رسول الله صلی‌الله علیه و‌ آله  • بحث و تحقیق در شأن نزول و مفاد «آیه تبلیغ»  • تحقیقی بلیغ در سند و مفادِ حدیث ولایت: مَن کُنتُ مَولاه فعَلیٌّ مولاه  • راویان و لغویین و دانشمندانِ علوم مختلف که واقعۀ غدیر خم را نقل کرده‌اند  • تحقیق معنای حقیقی «مولیٰ» و «ولایت» در لغت و موارد استعمال آنها  • مقصود از «مولا» در حدیث غدیر، همراه با ذکر ادله و شواهد بر اثبات معنایِ صحیح آن

امام شناسی ج7

162
  • «مستدرک» إخراج آنهاست. و امّا حدیث طَیْر داراى طُرق بسیارى است که جدّاً زیاد است و من براى آن تصنیفى مستقل نموده‌ام که مجموع آن أحادیث ایجاب مى‌کند که داراى اصل است. و امّا حدیث مَنْ کُنْتُ مَوْلاَهُ فَعَلِیٌّ مَوْلاَهُ داراى طُرُق بسیار خوبى است؛ و من براى آن نیز تصنیفى مستقلّ کرده‌ام.

  • تا آنکه گوید: خطیب بغدادى که در حال حاکم نوشته است: ثقه است و میل به تشیّع دارد؛ بعضى از علماء گفته‌اند که معناى تشیّع او اینست که قائل بود به تفضیل حضرت على بر عثمان که مذهب جمعى از أسلاف بود؛ و اللَه اعلم.

  • تا آنکه گوید: و بالاتر از همه آنست که بعضى از علماء در جمع طرق حدیث غدیر بیست و هشت جلد یا زیاده تصنیف کرده‌اند.

  • چنانچه محمّد بن علىّ بن شهرآشوب مازندرانى؛ که صلاح الدّین خلیل بن ابیک صفدى در «وَافِی بِالْوَفَیَات‌»؛ و شیخ مجد الدّین أبو طاهر محمّد بن یعقوب فیروزآبادى در کتاب «البُلْغَة فی تَرَاجِم أئمَّةِ النَّحْوِ وَ اللُّغة‌»؛ و جلال الدّین عبدالرّحمن بن أبی‌بَکر سُیُوطی در «بُغْیَةُ الْوُعَاةِ فِی طَبَقَاتِ النُّحَاةِ‌» جناب او را به مدائح عظیمه و مناقب فخیمه و محاسن جلیله و أوصاف جمیله ستوده‌اند؛ و صفدى تصریح کرده است که: او صدوق اللهجه بوده، در کتاب «مناقب» بنابر نقل حسین بن خیر1 در کتاب «نُخَب الْمَنَاقِبِ لآلِ أبی‌طَالِبٍ‌» گفته است: جدّ من: شهرآشوب مى‌گفت که: من از أبو المعالى جوینى شنیدم که متعجّبانه مى‌گفت: من یک جلد در بغداد در دست یک نفر صحّاف دیدم که در آن روایات حدیث غدیر بود؛ و بر روى آن نوشته بود: جلد بیست و هشتم از طرق گفتار رسول خدا صلى اللَه علیه و آله: مَنْ کُنْتُ مَوْلاَهُ فَعَلِیٌّ مَوْلاَهُ؛ و به دنبال این جلد، جلد بیست و نهم است.

  • و ابن کثیر شامى از أبو المعالى جوینى ـ على ما نقل ـ در تاریخ خود نقل کرده: إنَّه کَانَ یَتَعَجَّبُ وَ یَقُولُ: شَاهَدْتُ مُجَلَّدًا بِبَغْدَادَ فِی یَدِ صَحَّافٍ فیهِ رِوَایَاتُ هَذَا الْخَبَرِ مَکْتُوبًا عَلَیْهِ الْمُجَلَّدَةُ الثَّامِنَةُ وَ الْعِشْرُونَ مِنْ طُرُقِ مَنْ کُنْتُ مَوْلاَهُ فَعَلِیٌّ مَوْلاَهُ‌؛ وَ یَتْلُوهُ الْمُجَلَّدُ التَّاسِعُ وَ الْعِشْرونَ2.

    1. در «الذریعة» حسین بن جبیر ضبط کرده است.
    2. این داستان را از جوینى، شیخ سلیمان حنفى قندوزى در «ینابیع المودّة» ص ٣٦، و علامّه امینى در ج ١ «الغدیر» ص ١٥٨ از قندوزى در «ینابیع» نقل مى‌کند. و در «غایة المرام» جزو اول ص ١٠٣ از ابن شهرآشوب از جدّش شهرآشوب از جَوْینى نقل مى‌کند.