اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج7

0
اعتقادات

جلد هفتم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش دوم از موضوع غدیر: بحثی مبسوط درباره حدیث ولایت» و «تفسیر آیۀ تبلیغ» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • نصب امیرالمؤمنین در روز غدیر به ولایت عامّه مطلقه  • ابلاغ ولایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام در طول دوران نبوت  • موارد مخالفت صریح عمر با رسول خدا صلی الله علیه و آله  • نظریه عمر در امامت، نظریه ماکیاول است  • مشکلات و پیامدهای تحمّل ولایت  • شرح واقعۀ عظیم و تاریخی غدیر خم و خطبه‌های رسول الله صلی‌الله علیه و‌ آله  • بحث و تحقیق در شأن نزول و مفاد «آیه تبلیغ»  • تحقیقی بلیغ در سند و مفادِ حدیث ولایت: مَن کُنتُ مَولاه فعَلیٌّ مولاه  • راویان و لغویین و دانشمندانِ علوم مختلف که واقعۀ غدیر خم را نقل کرده‌اند  • تحقیق معنای حقیقی «مولیٰ» و «ولایت» در لغت و موارد استعمال آنها  • مقصود از «مولا» در حدیث غدیر، همراه با ذکر ادله و شواهد بر اثبات معنایِ صحیح آن

امام شناسی ج7

135
  • ظاهریّۀ وضعیّۀ بشریّه را مى‌کردند.

  • و این زمینه و این طرز تفکّرِ سَوادِ جمعیّت، ایجاب مى‌کرد که چنانچه رسول خدا حکمى بیاورد که در آن نمونه‌اى و یا شائبه‌اى از نفع شخصى خود باشد، نسبت به شریعت او توطئه کنند، و بگویند: این همان سلطنت و إمارت استبدادى شاهان است که بدین صورت نبوّت، و به لباس رسالت براى مردم تجلّى کرده است.

  • و این شبهه اگر صورت تحقّق خارجى به خود مى‌گرفت، و حزب مخالف موفّق مى‌شدند آن را به کرسى بنشانند؛ و در این اتّهام فائق آیند؛ رخنه و فسادى در دین پیدا مى‌شد که أبداً قابل تدارک و جبران نبود؛ و هیچ مصلحى نمى‌توانست آن را اصلاح کند. البتّه براى پیامبر بعضى از اختصاصاتى که در آن توهّم نفع شخصى بوده است، که در آن مزایا منحصر به فرد بوده موجود بوده است؛ ولى طورى نبود که بتوان آن را دستاویز کرد؛ و به اصطلاح هُوْ و جنجال راه انداخت. نظیر قضیّۀ زَید بن حَارِثَه و طلاق زینب عمّه زادۀ پیامبر و ازدواج با او، که عیال پسر خواندۀ او بود. و نظیر اختصاص آن حضرت به خمس غنائم، و نظیر تعدّد ازواج؛ و امثالها.

  • زیرا جواز ازدواج با عیال مُطَلَّقۀ پسر خوانده، اختصاص به رسول اللَه نداشته است. و آن حضرت به أمر خدا در أوّلین وَهْله این حکم را دربارۀ خود إجرا کرد، تا زمینۀ اجراى آن در بین همۀ مسلمین آسان شود.

  • و جواز ازدواج با بیشتر از چهار زن براى آن حضرت اگر از روى هواى نفس و بدون اذن خدا بود؛ هیچگاه آن را از مسلمانان دریغ نمى‌نمود؛ زیرا سیرۀ آن حضرت در ایثار مسلمانان و مقدّم داشتن آنها را بر منافع شخصى خود، در آنچه براى خدا و براى خود از أموال و غیرها معیّن مى‌فرمود؛ هیچ شبهه و شکّى را باقى نمى‌گذارد که این نحوۀ ازدواج بر اساس أمر خداست؛ نه ملاحظه منفعت شخصى.

  • از اینجا خوب به دست مى‌آید که آیۀ تبلیغ دلالت دارد بر آنکه حکمى که نازل شده است؛ حکمى است که در آن شائبۀ توهّم انتفاع رسول خدا، و اختصاص او به مزایاى حیاتى است، که آنها نیز مورد نظر و خواست غیر رسول خدا بوده؛ و