
امام شناسی ج7
جلد هفتم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش دوم از موضوع غدیر: بحثی مبسوط درباره حدیث ولایت» و «تفسیر آیۀ تبلیغ» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • نصب امیرالمؤمنین در روز غدیر به ولایت عامّه مطلقه • ابلاغ ولایت امیرالمؤمنین علیهالسلام در طول دوران نبوت • موارد مخالفت صریح عمر با رسول خدا صلی الله علیه و آله • نظریه عمر در امامت، نظریه ماکیاول است • مشکلات و پیامدهای تحمّل ولایت • شرح واقعۀ عظیم و تاریخی غدیر خم و خطبههای رسول الله صلیالله علیه و آله • بحث و تحقیق در شأن نزول و مفاد «آیه تبلیغ» • تحقیقی بلیغ در سند و مفادِ حدیث ولایت: مَن کُنتُ مَولاه فعَلیٌّ مولاه • راویان و لغویین و دانشمندانِ علوم مختلف که واقعۀ غدیر خم را نقل کردهاند • تحقیق معنای حقیقی «مولیٰ» و «ولایت» در لغت و موارد استعمال آنها • مقصود از «مولا» در حدیث غدیر، همراه با ذکر ادله و شواهد بر اثبات معنایِ صحیح آن
امام شناسی ج7
131اینست که:
شعر من، همان شعر من است. یعنى کسى نپندارد که قریحۀ شعرى من خراب شده؛ و از کار افتاده و کند شده است، و یا اینکه حوادث روزگار مرا خسته کرده؛ و از شعر گفتن همانند شعر سابق انداخته است؛ بلکه شعر من در امروز از جهت فصاحت و بلاغت، همان گونه شعرى است که دیروز مىسرودهام.
ولى اینگونه توجیه دربارۀ آیۀ تبلیغ درست نیست؛ چون بنابر فرض نزول آیه در أوّل بعثت؛ رسالت رسول اللَه که اصل دین و یا مجموعۀ دین است؛ أمر واحدى بوده است، که هیچوقت دستخوش تغییر و تبدیل و اختلاف قرار نمىگرفته است؛ تا اینکه گفته شود: اگر آن رسالت را تبلیغ نکنى؛ یا اصل رسالت را تبلیغ نکنى! زیرا که مفروض اینست که رسالت رسول الله؛ همان أصل رسالتى است که مجموعۀ معارف دینیّه است.
و از اینجا استفاده مىشود که این آیه صلاحیّت ندارد که در بَدْوِ بعثت آمده باشد؛ و مراد از ﴿مَا اُنْزِلَ إلَيْكَ﴾ أصل دین و یا مجموع معارف و أحکام آن باشد. و به همین دلیل این آیه صلاحیّت ندارد که در وقت دیگرى تا آخر زمان حیات رسول خدا نازل شده باشد؛ اگر مراد از ﴿مَا اُنْزِلَ إلَيْكَ﴾ أصل دین و یا مجموع معارف آن باشد. زیرا که إشکال در هر صورت یکى است؛ و آن لزوم لغویّت در گفتار خدا است که مفادش به این برگردد که: اگر تبلیغ أصل دین و یا مجموعۀ آن را نکنى؛ تبلیغ أصل دین و یا مجموعۀ آن را نکردهاى! و علاوه اشکال خوف رسول خدا بر نفس خود در این صورت باقى است؛ گرچه آیه در بدو بعثت نیامده باشد.
حکم مورد تبلیغ باید امر بسیار مهمّى بوده باشد
و از آنچه گفتیم واضح شد که مراد از وجوب تبلیغ رسول خدا، در این آیه در هر تقدیر نمىتواند أصل دین و یا مجموعۀ معارف آن باشد؛ و لا بد باید آن را بعض از دین قرار دهیم. و در این صورت نیز اگر جمله ﴿فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ﴾ نیز معنایش همین رسالت بعضى از دین باشد؛ عین همان محذور و اشکال بر مىگردد. پس چارهاى نیست مگر آنکه مراد از رسالت را تمام دین و یا أصل آن بگیریم؛ و در این صورت معناى آن اینطور مىشود که:
اگر این حکم خاصّى که به تو نازل شده است تبلیغ نکنى؛ أصل دین و مجموعه أحکام آن را تبلیغ نکردهاى! و این معنائى صحیح و قابل قبول است نظیر
