
امام شناسی ج7
جلد هفتم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش دوم از موضوع غدیر: بحثی مبسوط درباره حدیث ولایت» و «تفسیر آیۀ تبلیغ» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • نصب امیرالمؤمنین در روز غدیر به ولایت عامّه مطلقه • ابلاغ ولایت امیرالمؤمنین علیهالسلام در طول دوران نبوت • موارد مخالفت صریح عمر با رسول خدا صلی الله علیه و آله • نظریه عمر در امامت، نظریه ماکیاول است • مشکلات و پیامدهای تحمّل ولایت • شرح واقعۀ عظیم و تاریخی غدیر خم و خطبههای رسول الله صلیالله علیه و آله • بحث و تحقیق در شأن نزول و مفاد «آیه تبلیغ» • تحقیقی بلیغ در سند و مفادِ حدیث ولایت: مَن کُنتُ مَولاه فعَلیٌّ مولاه • راویان و لغویین و دانشمندانِ علوم مختلف که واقعۀ غدیر خم را نقل کردهاند • تحقیق معنای حقیقی «مولیٰ» و «ولایت» در لغت و موارد استعمال آنها • مقصود از «مولا» در حدیث غدیر، همراه با ذکر ادله و شواهد بر اثبات معنایِ صحیح آن
امام شناسی ج7
121و أرفع است از آنکه خداوند دربارۀ او احتمال تبلیغ حکم و عدم تبلیغ حکم را بدهد؛ در حالى که خود خدا مىفرماید: ﴿اللهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ﴾1.
«خداوند داناتر است آنجائى را که رسالت خود را قرار دهد». فعلىهذا این جمله شرطیّه در ظاهر مفادش تهدید؛ و در حقیقت إعلام به غیر رسول اللَه است که تا چه سر حدّ این أمر نازل شده، حاوى أهمّیّت بوده و رسول خدا در تبلیغش معذور است.
ششم دو جملۀ ﴿وَاللهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إنَّ اللَهَ لاَيَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرينَ﴾ «خداوند تو را از مردم حفظ مىکند! و حقّاً خداوند گروه مخالفان و معاندان را که پیوسته روى حقّ را مىپوشانند، و با حقّ باطناً در ستیز و منازعهاند، به مقاصد دنیوى و أسباب وصول به اهداف خود در شکستن این حکم نازلشدۀ از ناحیه ما رهبرى و هدایت نمىنماید.
جملۀ أوّل مىرساند که در تبلیغ این حکم، پیامبر اکرم صلى اللَه علیه و آله از مردم نگرانى و وحشت داشته است؛ و جملۀ دوّم به منزلۀ جملۀ تعلیلیّه براى این جمله است. زیرا خداوند همۀ گروهها و دستجات مخالف را مهار و مقیّد مىکند؛ و آنها را به دسترسى به اسبابى که بتوانند در این حکم با پیغمبر منازعه و مخاصمه نمایند؛ و براى برانداختن دین او و آئین او قیام و اقدام کنند متمکّن نمىگرداند، و آن اسباب را عاطل و باطل مىسازد. و بالنتیجه ایشان موفّق به ستیزه و منازعۀ با او در این أمر نخواهند شد.
در اینجا اوّلاً مىبینیم که عصمت از مردم را مطلق آورده و بیان نکرده است که: خداوند از کدام گونه از أنواع تعدّیات مردم، از آزار رسانیدن به جسم مثل کشتن و یا مسمون کردن و یا به أقسام قتل ناگهانى بدون توجّه (فَتْک و ترور)؛ و یا معارضه با عرض و آبرو مثل سبّ و لَعْن و شَتْم و افترآء و اتِّهام؛ و یا معارضه با آن حضرت به غیر این امور مانند برگردانیدن وجهه نبوّت و خطّ مشى آن را با مکر و خدعه و کید و حیله؛ پیغمبر خود را حفظ مىکند؛ و بطور کلّى از بیان آن سکوت کرده است. این براى إفادۀ تعمیم است که خلاصه از هر گونه گزند که راجع به
- آیۀ ١٢٤، از سورۀ ٦: أنعام.
