اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اللَه شناسی ج1

0
اعتقادات
جلد ها

جلد اول از مجموعۀ «الله‌شناسی» تألیف ارزشمند علامه آیت‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی ـ قدّس‌سرّه ـ بوده که پیرامونِ «امکان لقاء پروردگار، و حضور حق در همۀ عالَم، و کیفیت عشق بین حق و خلق» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  اهم مباحثِ این مجلّد:  • تفسیر آیۀ نور  • تطبیق آیۀ نور بر خمسۀ طیبه  • انسان کامل، محلّ تجلی آیۀ نور  • خدا را می‌توان دید، و خدا را با خدا می‌توان شناخت  • خداوند عاشق خلق، و خلق عاشق اوست   • عاشقان لقاء خدا از هیچ گزندی نمی‌هراسند  • راه وصول به معرفت الله، عبور از نفس‌پرستی است  • اقسام تجلیات پروردگار بر سالک الی الله  • سلوک برای آماده‌شدن جهت جذبه الهی است  • امکان دیدار و لقاء خداوند برای مؤمنین خوش‌کردار  • خداوند همه‌جا هست؛ چشم بگشا و ببین!  • لقاء خداوند منحصر به قیامت نیست  • بیانی از حقیقت توحید و عشق به پروردگار در کربلا و عاشورا  • ذکر اسناد متواتر، و شرح و تفسیر حدیثِ قرب نوافل

اللَه شناسی ج1

256
  • دل من از شرف قرب و كرامت و فضیلتِ دیدار و رویت كدام است؟!)»

  •  ١١ ـ إلَهى قَدْ عَلِمْتُ بِاخْتِلافِ الآثَارِ وَ تَنَقُّلاتِ الاطْوارِ أنَّ مُرادَک مِنّى أنْ تَتَعَرَّفَ إلَىَّ فى کلِّ شَىْ‌ءٍ حَتَّى لا أجْهَلَک فى شَىْ‌ءٍ!

  •  «بار خداوندا! من به‌واسطه اختلاف و تباینى كه در آثار، و به‌واسطه دگرگونى و تغییراتى كه در اطوار عالم به وجود مى‌آورى، دانستم كه مراد و مقصودت از آفرینش من آن مى‌باشد كه در تمام چیزها خودت را به من بنمایانى و بشناسانى؛ تا به جائى كه من در هیچیك از موجودات، فاقد معرفت تو نگردم و در همه و همه تو را ببینم و بدانم و تماشا نمایم!»

  •  آرى! تمام ما سواى خدا از موجودات عالم، چون آفرینششان به ظهور اوست پس خدا در همه آنها اوّلًا و بالذّات ظاهر و هویدا مى‌باشد؛ و ظهور إنّیت و ماهویت آنها ثانیاً و بالعرض است.

  • در هر چه بنگرم تو پدیدار بوده‌اى‌***اى نانموده رخ تو چه بسیار بوده‌اى‌
  •  **** 

  • ابیات هاتف اصفهانى در تجلّى خداوند از در و دیوار

  • یار بى‌پرده از در و دیوار***در تجلّى است یا اولى الأبصار
  • شمع جوئىّ و آفتابْ بلند***روز بس روشن و تو در شب تار
  • گر ز ظلمات خود رهى، بینى‌***همه عالم مشارق الانوار
  • کوروَش قائد و عصا طلبى‌***بهر این راه روشن و هموار
  • چشم بگشا به گلستان و ببین‌***جلوه آب صاف در گل و خار
  • ز آب بى‌رنگ صد هزاران رنگ‌***لاله و گل نگر در آن گلزار
  • پا به راه طلب نِه از ره عشق‌***بهر این راه توشه‌اى بردار
  • شود آسان ز عشق کارى چند***که بود نزد عقل بس دشوار
  • یار گو بالغُدُوّ و الآصال‌***یار جو بالعَشىِّ و الإبکار