اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اللَه شناسی ج1

0
اعتقادات
جلد ها

جلد اول از مجموعۀ «الله‌شناسی» تألیف ارزشمند علامه آیت‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی ـ قدّس‌سرّه ـ بوده که پیرامونِ «امکان لقاء پروردگار، و حضور حق در همۀ عالَم، و کیفیت عشق بین حق و خلق» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  اهم مباحثِ این مجلّد:  • تفسیر آیۀ نور  • تطبیق آیۀ نور بر خمسۀ طیبه  • انسان کامل، محلّ تجلی آیۀ نور  • خدا را می‌توان دید، و خدا را با خدا می‌توان شناخت  • خداوند عاشق خلق، و خلق عاشق اوست   • عاشقان لقاء خدا از هیچ گزندی نمی‌هراسند  • راه وصول به معرفت الله، عبور از نفس‌پرستی است  • اقسام تجلیات پروردگار بر سالک الی الله  • سلوک برای آماده‌شدن جهت جذبه الهی است  • امکان دیدار و لقاء خداوند برای مؤمنین خوش‌کردار  • خداوند همه‌جا هست؛ چشم بگشا و ببین!  • لقاء خداوند منحصر به قیامت نیست  • بیانی از حقیقت توحید و عشق به پروردگار در کربلا و عاشورا  • ذکر اسناد متواتر، و شرح و تفسیر حدیثِ قرب نوافل

اللَه شناسی ج1

232
  • تجلّى حقّ در اسم واحدیت خود است. و معنى و مفاد «وحدت وجود» كه در السنة عارفان شایع است همین است.

  • بیان حضرت حدّاد در كیفیت برآورده شدن حاجتها در حال فناء

  •  روزى حقیر خدمت حضرت استادنا الاكرم حاج سید هاشم حدّاد روحى فداه عرض كردم: آنان كه خداوند را در لباس اسماء و صفات مشاهده مى‌كنند، در حقیقت ذات و هستى او نیست تا با او سخنى داشته باشند و تكلّم نمایند و عرض حاجات بنمایند؛ و آنان كه در حال فناء از اسماء و صفاتند و مندكّ و فانى در ذات گشته‌اند، برایشان وجودى باقى نمانده است كه سائل و مسئول و سؤال مطرح شود.

  •  فرمودند: «آرى، همین طور است. و لیكن مى‌گویند: پادشاهى بود غلامى داشت كه عاشق گردیده بود. جلوات و شؤون و مقامات شاه او را مجذوب كرده بود. عشق او به حدّى رسیده بود كه به مجرّد آنكه چشمش به شاه مى‌افتاد بى‌هوش شده بر روى زمین مى‌افتاد.

  •  شاه در این حال مى‌آمد و پهلوى او مى‌نشست و استمالت مى‌نمود، ولى وى به هوش نمى‌آمد تا هنگامى كه شاه منصرف گردیده از وى دور شود.

  •  مردم هم چون قرب او را به سلطان دریافته بودند هر یك حاجتى داشتند در عریضه‌اى مى‌نگاشتند و در داخل پاكتى مى‌نمودند تا وى به سلطان عرضه كند و حوائج مردم برآورده شود.

  •  غلام هم نامه‌ها را از ارباب حوائج اخذ مى‌نمود و در جامه‌دانى قرار مى‌داد تا در موعد مقرّرى ملاقات خدمت سلطان تقدیم دارد.

  •  نامه‌ها همین طور جمع مى‌شد تا در وقت معین كه غلام با جامه دان حضور شاه مى‌رفت، ناگهان چشمانش كه به شاه مى‌افتاد مدهوش مى‌گشت. شاه نزد او مى‌ماند و بر بالین وى مى‌نشست، آنگاه دستور مى‌داد جامه دان را باز كنند و نامه‌ها را یك یك بخوانند و در ذیل نامه‌ها حوائج آنها را برآورده و به مهر