اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اللَه شناسی ج1

0
اعتقادات
جلد ها

جلد اول از مجموعۀ «الله‌شناسی» تألیف ارزشمند علامه آیت‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی ـ قدّس‌سرّه ـ بوده که پیرامونِ «امکان لقاء پروردگار، و حضور حق در همۀ عالَم، و کیفیت عشق بین حق و خلق» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  اهم مباحثِ این مجلّد:  • تفسیر آیۀ نور  • تطبیق آیۀ نور بر خمسۀ طیبه  • انسان کامل، محلّ تجلی آیۀ نور  • خدا را می‌توان دید، و خدا را با خدا می‌توان شناخت  • خداوند عاشق خلق، و خلق عاشق اوست   • عاشقان لقاء خدا از هیچ گزندی نمی‌هراسند  • راه وصول به معرفت الله، عبور از نفس‌پرستی است  • اقسام تجلیات پروردگار بر سالک الی الله  • سلوک برای آماده‌شدن جهت جذبه الهی است  • امکان دیدار و لقاء خداوند برای مؤمنین خوش‌کردار  • خداوند همه‌جا هست؛ چشم بگشا و ببین!  • لقاء خداوند منحصر به قیامت نیست  • بیانی از حقیقت توحید و عشق به پروردگار در کربلا و عاشورا  • ذکر اسناد متواتر، و شرح و تفسیر حدیثِ قرب نوافل

اللَه شناسی ج1

226
  • صفات همچنین باید محال باشد.

  •  اگر جواب داده شود: شناخت خدا با صفات و آثار متناهیه او مى‌باشد، نه صفات كلّیه عامّه لازمه ذات كه غیر متناهى است. سؤال مى‌شود: در ذات هم همین‌طور دنبال وجود جزئى و ذات جزئى كه مترشّح از ذات اوست مى‌روند نه دنبال ذات كلّى و وجود مجرّد بسیط لا یتناهى وى. بنابراین وجه استحاله آن چیست؟!

  •  اگر در پاسخ گفته شود: آرى، شناخت خدا با صفات غیر متناهیه او نیز محال است همان‌طور كه شناخت ذات او استحاله دارد، ولى شناخت خدا با صفات بوسیله فناى در صفات صورت مى‌گیرد؛ و در فناء حدّ و قید و تناهى معنى ندارد. سالك راه خدا در صفات غیر متناهیه او نیست و نابود مى‌گردد. جواب آن است كه: در ذات نیز این‌چنین است، شناخت ذات خدا با فناى در ذات تحقّق مى‌پذیرد. پس در ذات، عنوان سالكى نیست تا خدا را بشناسد؛ خداست كه خدا را مى‌شناسد. در صفات هم ایضاً این‌طور مى‌باشد. زیرا در مقام فناء محض در صفات كلّیه حقّ تعالى عنوان و اسمى از سالك باقى نمى‌ماند تا به صفات وى پى برد؛ بلكه خداست كه صفات خدا را مى‌شناسد. و امّا در صفات جزئیه و در ذات جزئیه، علم و معرفت بدون اشكال است. اگر گفته شود: خدا ذات جزئى ندارد بلكه موجودات طلوع و ظهور وجود اویند، گفته مى‌شود: خدا صفات جزئى نیز ندارد بلكه صفات موجودات طلوع و ظهور صفات اویند.

  •  بالجمله این سخن كه خدا را با صفات مى‌توان شناخت نه با ذات؛ اگر منظور و مراد صفات كلّیه است آنهم امكان ندارد، و اگر مراد صفات جزئیه است میان ذات و صفات تفاوت نیست. و امكان فنا و استحاله و اندكاك همان‌طور كه در صفات او جلّ و علا ممكن است، در ذات او جلّ و علا نیز