اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اللَه شناسی ج1

0
اعتقادات
جلد ها

جلد اول از مجموعۀ «الله‌شناسی» تألیف ارزشمند علامه آیت‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی ـ قدّس‌سرّه ـ بوده که پیرامونِ «امکان لقاء پروردگار، و حضور حق در همۀ عالَم، و کیفیت عشق بین حق و خلق» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  اهم مباحثِ این مجلّد:  • تفسیر آیۀ نور  • تطبیق آیۀ نور بر خمسۀ طیبه  • انسان کامل، محلّ تجلی آیۀ نور  • خدا را می‌توان دید، و خدا را با خدا می‌توان شناخت  • خداوند عاشق خلق، و خلق عاشق اوست   • عاشقان لقاء خدا از هیچ گزندی نمی‌هراسند  • راه وصول به معرفت الله، عبور از نفس‌پرستی است  • اقسام تجلیات پروردگار بر سالک الی الله  • سلوک برای آماده‌شدن جهت جذبه الهی است  • امکان دیدار و لقاء خداوند برای مؤمنین خوش‌کردار  • خداوند همه‌جا هست؛ چشم بگشا و ببین!  • لقاء خداوند منحصر به قیامت نیست  • بیانی از حقیقت توحید و عشق به پروردگار در کربلا و عاشورا  • ذکر اسناد متواتر، و شرح و تفسیر حدیثِ قرب نوافل

اللَه شناسی ج1

214
  • اگر «كوه توئى» نباشد میان تو و حقّ هیچ راه نیست‌

  •  چون حجاب تو از حقّ همین هستى تست و إلّا به حكم‌ ﴿وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْكُمْ‌﴾1 حقّ به تو از تو نزدیكتر است، فرمود كه: متن:

  • حقیقت کهربا، ذات تو کاه است‌***اگر کوه توئى نبود چه راه است؟
  •  یعنى حقیقت ـ كه حقّ مراد است ـ مثال كاه ربا است و ذات و هستى تو همچو كاه، و جذب حقّ مر ترا و انجذاب تو به جانب او در غایت آسانى است؛ فأمّا «كوه توئى» یعنى تعین تو سدّ راه وصول تو شده و مانع رجوع مقید به جانب مطلق گشته است، و اگر كوه توئى نباشد میان تو و حقّ هیچ راه نیست. شعر:

  • قرب، نى بالا و پستى رفتن است‌***قرب حقّ از هستى خود رستن است‌
  • خویش را بگذار و بى‌خود شو درآ***اندرون بزم وصل جانفزا
  • نیستى از خویش عین وصل اوست‌***بگذر از هستى، دلت گر وصل‌جوست‌
  •  چون محو و انطماس هستى سالك عیاناً و شهوداً جز به تجلّى الهى میسّر نیست مى‌فرماید كه: متن:

  • تجلّى گر رسد بر کوه هستى‌***شود چون خاک ره، هستى ز پستى‌
  •  یعنى اگر نور تجلّى ذاتى حقّ بر كوه هستى سالك بتابد، ظلمت هستى او همچون خاك ره، پست و ناچیز گردد و محو مطلق شود؛ چه اقتضاى تجلّى ذاتى حقّ فناى مظاهر و كثرات است. شعر:

  • هرکه شد جویاى دیدار خدا***چون خدا آمد شود جوینده لا
    1. صدر آيه ٨٥، از سوره ٥٦: الواقعة