اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اللَه شناسی ج1

0
اعتقادات
جلد ها

جلد اول از مجموعۀ «الله‌شناسی» تألیف ارزشمند علامه آیت‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی ـ قدّس‌سرّه ـ بوده که پیرامونِ «امکان لقاء پروردگار، و حضور حق در همۀ عالَم، و کیفیت عشق بین حق و خلق» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  اهم مباحثِ این مجلّد:  • تفسیر آیۀ نور  • تطبیق آیۀ نور بر خمسۀ طیبه  • انسان کامل، محلّ تجلی آیۀ نور  • خدا را می‌توان دید، و خدا را با خدا می‌توان شناخت  • خداوند عاشق خلق، و خلق عاشق اوست   • عاشقان لقاء خدا از هیچ گزندی نمی‌هراسند  • راه وصول به معرفت الله، عبور از نفس‌پرستی است  • اقسام تجلیات پروردگار بر سالک الی الله  • سلوک برای آماده‌شدن جهت جذبه الهی است  • امکان دیدار و لقاء خداوند برای مؤمنین خوش‌کردار  • خداوند همه‌جا هست؛ چشم بگشا و ببین!  • لقاء خداوند منحصر به قیامت نیست  • بیانی از حقیقت توحید و عشق به پروردگار در کربلا و عاشورا  • ذکر اسناد متواتر، و شرح و تفسیر حدیثِ قرب نوافل

اللَه شناسی ج1

212
  •  چون حجاب میان سالك و حقّ، هستى موهوم سالك است مى‌فرماید كه: تا كوه هستى تو پیش تو باقى است و توئىّ تو با تست، البتّه حقّ محتجب پرده اسماء و صفات خواهد بود؛ و با وجود این حجب نورانى او را به حقیقت نتوان دید. و در رویت البتّه رائى و مَرئى ملحوظ است؛ و در انكشاف ذاتى اصلًا غیر نمى‌ماند؛ كه‌ و لا یرَى اللَهَ إلّا اللَهُ.1

  •  و چون موسى علیه السّلام مشاهده حضرت حقّ در ملابس اسماء و صفات نموده بود لا جرم به اسم «كلیمى» مخصوص بود، و در مكالمه، غیریت مى‌باید كه باشد، و شوق موسى علیه السّلام زیاده از آن بود كه به تجلّیات اسمائى قانع باشد؛ گفت كه: ﴿رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ﴾‌2 یعنى ذات خود را به من نماى تا من در تو نظر كنم! ﴿قالَ لَنْ تَرانِي حضرت‌3 جواب فرمود كه: هرگز تو ما را نبینى! یعنى تا توئىّ تو باقیست من در حجاب توئىّ از تو محجوبم‌

  • گفتم به هواى مهر رویت‌***شد جان و دلم چو ذرّه شیدا
  • بردار ز رخ نقاب عزّت‌***بى‌پرده به ما جمال بنما
    1. «و نمى‌بيند خداوند را مگر خداوند.»
    2. قسمتى از آيه ١٤٣، از سوره ٧: الاعراف: ﴿وَ لَمَّا جاءَ مُوسى‌ لِمِيقاتِنا وَ كلَّمَهُ رَبُّهُ قالَ رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْك قالَ لَنْ تَرانِي وَ لكنِ انْظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكانَهُ فَسَوْفَ تَرانِي فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكا وَ خَرَّ مُوسى‌ صَعِقاً فَلَمَّا أَفاقَ قالَ سُبْحانَك تُبْتُ إِلَيْك وَ أَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ﴾.
      «و هنگامى که آمد موسى براى ميعاد ما در وقت معيّن و پروردگارش با وى سخن گفت، گفت: اى پروردگار من! به من نشان بده تا به سوى تو نظر کنم! پروردگار گفت: تو مرا نخواهى ديد، و ليکن نظرى به کوه بيفکن؛ پس اگر در سر جاى خودش مستقرّ بماند پس بزودى تو مرا خواهى ديد. و چون پروردگارش بر کوه جلوه نمود آن کوه را خرد ساخت و موسى مدهوش بر زمين افتاد. چون موسى از بيهوشى افاقه يافت گفت: خداوندا! تو پاک و منزّه هستى؛ من به سوى تو توبه آوردم، و من اوّلين مؤمن مى‌باشم!»
    3. نسخه «ز»: حضرت عزّت