اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اللَه شناسی ج1

0
اعتقادات
جلد ها

جلد اول از مجموعۀ «الله‌شناسی» تألیف ارزشمند علامه آیت‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی ـ قدّس‌سرّه ـ بوده که پیرامونِ «امکان لقاء پروردگار، و حضور حق در همۀ عالَم، و کیفیت عشق بین حق و خلق» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  اهم مباحثِ این مجلّد:  • تفسیر آیۀ نور  • تطبیق آیۀ نور بر خمسۀ طیبه  • انسان کامل، محلّ تجلی آیۀ نور  • خدا را می‌توان دید، و خدا را با خدا می‌توان شناخت  • خداوند عاشق خلق، و خلق عاشق اوست   • عاشقان لقاء خدا از هیچ گزندی نمی‌هراسند  • راه وصول به معرفت الله، عبور از نفس‌پرستی است  • اقسام تجلیات پروردگار بر سالک الی الله  • سلوک برای آماده‌شدن جهت جذبه الهی است  • امکان دیدار و لقاء خداوند برای مؤمنین خوش‌کردار  • خداوند همه‌جا هست؛ چشم بگشا و ببین!  • لقاء خداوند منحصر به قیامت نیست  • بیانی از حقیقت توحید و عشق به پروردگار در کربلا و عاشورا  • ذکر اسناد متواتر، و شرح و تفسیر حدیثِ قرب نوافل

اللَه شناسی ج1

135
  • برساند فعلیةً. آنان كه رسانیدند كه رسانیدند؛ و آنان كه استعداد خود را ضایع كرده و نتوانسته‌اند در حرم امن و امان وى استقرار یابند و از موانع و خطرات قرقگاه حریم وى عبور كنند نیز بالاخره در تجلّیات جلالیه او در مواقف حساب، وى را دیدار و ملاقات خواهند نمود، و به معشوق و محبوب حقیقى خود از پس پرده هزار حجاب خواهند رسید و خواهند فهمید كه اوست محبوب و معشوقشان؛ غایة الامر ایشان در عالم دنیه دنیویه شهوات با چشمان رمد آلوده خود او را نگریسته‌اند و اینك هم از پس پرده و حجاب به ملاقات خدا مى‌رسند.

  • كلام شیخ بهائى راجع به «رساله عشق» أبو على سینا

  •  شیخ بهاء الدّین عامِلى در كشكول خود گوید:

  •  شیخ الرّئیس أبو على سینا رساله‌اى دارد در بیان عشق‌1 به اسم «رسالة عشق» و در آنجا مقال خود را گسترش داده است كه عشق اختصاص به نوع انسان ندارد بلكه در جمیع موجودات از فلكیات و عنصریات و موالید ثلاث (معدنیات و نباتات و حیوان) بطور غریزه و سرشت در

    1. عشق به معنى دوستى مفرط است و آن را از مادّه عَشَقَة گرفته‌اند. عشقه گياهى است که به ساق درخت انگور مى‌پيچد و تمام وجودش را به آن مى‌چسباند و پيوند مى‌زند و در نتيجه مايع حياتى درخت رَز را مى‌مکد و درخت خشک مى‌شود. اين گياه که آن را لَبْلاب و يا سِرِيشْلَه گويند تخم ندارد که از زمين برويد بلکه خود به خود در تاکستان پيدا مى‌شود و سر و ته آن به درخت انگور چسبيده است. اگر قطعه‌اى از آن جدا شود و به درخت انگور دگرى برسد فوراً به آن مى‌چسبد و سريعاً رشد مى‌کند و آن را نيز مى‌خشکاند. براى انهدام يک رزستان کافى است که يک دانه عشقه را در آنجا روى زمين بيندازند، اين گياه به سرعت توليد مثل نموده و انگورها را خشک مى‌نمايد. باغبانان از اين گياه وحشت دارند و اگر قطعه‌اى از آن را در تاکستان ببينند فوراً آن را قطع، و آتش مى‌زنند تا يک تکه آن هم بر روى زمين باقى نماند.