اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اللَه شناسی ج1

0
اعتقادات
جلد ها

جلد اول از مجموعۀ «الله‌شناسی» تألیف ارزشمند علامه آیت‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی ـ قدّس‌سرّه ـ بوده که پیرامونِ «امکان لقاء پروردگار، و حضور حق در همۀ عالَم، و کیفیت عشق بین حق و خلق» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  اهم مباحثِ این مجلّد:  • تفسیر آیۀ نور  • تطبیق آیۀ نور بر خمسۀ طیبه  • انسان کامل، محلّ تجلی آیۀ نور  • خدا را می‌توان دید، و خدا را با خدا می‌توان شناخت  • خداوند عاشق خلق، و خلق عاشق اوست   • عاشقان لقاء خدا از هیچ گزندی نمی‌هراسند  • راه وصول به معرفت الله، عبور از نفس‌پرستی است  • اقسام تجلیات پروردگار بر سالک الی الله  • سلوک برای آماده‌شدن جهت جذبه الهی است  • امکان دیدار و لقاء خداوند برای مؤمنین خوش‌کردار  • خداوند همه‌جا هست؛ چشم بگشا و ببین!  • لقاء خداوند منحصر به قیامت نیست  • بیانی از حقیقت توحید و عشق به پروردگار در کربلا و عاشورا  • ذکر اسناد متواتر، و شرح و تفسیر حدیثِ قرب نوافل

اللَه شناسی ج1

109
  • وامى‌گذارى؟!

  •  جبرائیل گفت: به سمت جلو راه را در پیش بگیر! قسم به خدا به جائى رسیده‌اى كه هیچ‌كس از خلق خدا قبل از تو نرسیده است! پس من از نور پروردگارم دیدم، و میان من و او فقط «سُبْحه» فاصله افكند.

  •  من گفتم: فدایت شوم! مراد از «سُبْحه» چه چیز است؟! حضرت با سرش اشاره به زمین كرد و با دستش به سوى آسمان و مى‌گفت: جلال پروردگارم! جلال پروردگارم! سه بار.»

  •  أقول‌: مراد از سُبحه، جلال است همان‌طور كه در روایت، تفسیرش وارد است. و سُبحه دلالت دارد بر تنزّه خداوند از مخلوقاتش، و مرجعش به همان معنى اوّل است. و محصّل ذیل روایت آنست كه رسول اكرم صلّى اللَه علیه و آله پروردگارش را با دیدار آیاتش دیدار كرده است.»1

  • گفتار بیضاوى در تفسیر آیات معراج‌

  •  و قاضى بیضاوى در تفسیر ﴿ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى﴾‌ گفته است:

  •  «یعنى: آنچه را كه رسول خدا با چشمش دیده است از صورت جبرائیل یا خداى تعالى ـ بنا بر آنچه خدا از وى حكایت كرده است ـ چشمش دروغ نگفته است. بجهت آنكه امور قدسیه اوّلًا با قلب ادراك مى‌شوند، و سپس از قلب به چشم انتقال پیدا مى‌نمایند.

  •  یا معنیش آنست كه: هنگامى كه قلبش او را دید نگفت: من تو را نشناخته‌ام؛ زیرا اگر این‌طور گفته بود، دروغ گفته بود. چون همان‌طورى‌كه با چشمش وى را دیده بود، با قلبش او را شناخته بود.

  •  یا معنیش آنست كه: قلبش او را تكذیب ننمود در آنچه او را قلبش دیده بود. و معنى این‌طور مى‌شود كه: آن رویت، تخیل كاذب نبوده است. و دلیل بر

    1. «الميزان فى تفسير القرآن» ج ١٩، ص ٣٤ تا ص ٣٦