
اللَه شناسی ج1
جلد اول از مجموعۀ «اللهشناسی» تألیف ارزشمند علامه آیتالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی ـ قدّسسرّه ـ بوده که پیرامونِ «امکان لقاء پروردگار، و حضور حق در همۀ عالَم، و کیفیت عشق بین حق و خلق» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. اهم مباحثِ این مجلّد: • تفسیر آیۀ نور • تطبیق آیۀ نور بر خمسۀ طیبه • انسان کامل، محلّ تجلی آیۀ نور • خدا را میتوان دید، و خدا را با خدا میتوان شناخت • خداوند عاشق خلق، و خلق عاشق اوست • عاشقان لقاء خدا از هیچ گزندی نمیهراسند • راه وصول به معرفت الله، عبور از نفسپرستی است • اقسام تجلیات پروردگار بر سالک الی الله • سلوک برای آمادهشدن جهت جذبه الهی است • امکان دیدار و لقاء خداوند برای مؤمنین خوشکردار • خداوند همهجا هست؛ چشم بگشا و ببین! • لقاء خداوند منحصر به قیامت نیست • بیانی از حقیقت توحید و عشق به پروردگار در کربلا و عاشورا • ذکر اسناد متواتر، و شرح و تفسیر حدیثِ قرب نوافل
اللَه شناسی ج1
91گوسفند ادراك دارد كه گرگ دشمن اوست؛ و هكذا نسبت به جمیع اصناف حیوان.
انسان موجوداتى را مىشناسد: درخت را مىشناسد، حیوان را مىشناسد، افراد دیگرِ همنوعان خود را مىشناسد. با آنكه آنها از انسان جدا هستند و اختلاف و افتراقشان امرى است بدیهى، چگونه ممكن است انسان، علم و معرفت به آنها پیدا كند؟
قاعدة: لا یعْرِفُ شَىْء شَیئاً إلّا بِما هُوَ فیهِ مِنْهُ
قاعدهاى دارند حكماى ارجمند؛ و آن این مىباشد كه:
لا یعْرِفُ شَىْءٌ شَیئاً إلّا بِما هُوَ فیهِ مِنْهُ.
«هیچ چیز علم و اطّلاع حاصل نمىنماید به چیز دیگرى مگر بواسطه آن جهتى كه از آن چیز در این چیز وجود دارد.» مثلًا بنده كه علم پیدا مىكنم به وجود حیوانى، مثلًا گوسپندى؛ چقدر مىتوانم معرفت پیدا نمایم به آن گوسفند؟! به همان مقدارى كه از گوسفند در ذات من وجود دارد. از گوسفند در ذات من چه چیز هست؟ حیوانیت، حسّاسیت، حركت بالاراده، جسمیت، جوهریت، و آثار و خواصّ و لوازم آنها (مثلًا قوّه غاذیه، نامیه، دافعه، مولّده، و أمثال ذلك) و ادراك جزئیات، و حسّ مشترك، و شناخت دوست و دشمن (از جلب منافع و دفع مضارّ متناسب با خود). اینها امورى مىباشند كه بالاشتراك، میان بنده و میان گوسپند بالسّویه قسمت شدهاند و هر كدام مشتركاً از این خواصّ و آثار بهره برداشت نمودهایم.
امّا به آن خصیصهها یعنى آن خصوصیات و ممیزاتى كه او را از من جدا كرده است، محال است علم حاصل نمایم. زیرا در صورت فرض علم من به گوسفند، چه در «ما به الاشتراك» با آن، و چه درباره «ما به الامتیاز» آن؛ در آن فرض، من عین گوسفند خواهم بود و گوسفند نیز عین من؛ و این «خُلف» مىباشد.
