
اللَه شناسی ج1
جلد اول از مجموعۀ «اللهشناسی» تألیف ارزشمند علامه آیتالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی ـ قدّسسرّه ـ بوده که پیرامونِ «امکان لقاء پروردگار، و حضور حق در همۀ عالَم، و کیفیت عشق بین حق و خلق» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. اهم مباحثِ این مجلّد: • تفسیر آیۀ نور • تطبیق آیۀ نور بر خمسۀ طیبه • انسان کامل، محلّ تجلی آیۀ نور • خدا را میتوان دید، و خدا را با خدا میتوان شناخت • خداوند عاشق خلق، و خلق عاشق اوست • عاشقان لقاء خدا از هیچ گزندی نمیهراسند • راه وصول به معرفت الله، عبور از نفسپرستی است • اقسام تجلیات پروردگار بر سالک الی الله • سلوک برای آمادهشدن جهت جذبه الهی است • امکان دیدار و لقاء خداوند برای مؤمنین خوشکردار • خداوند همهجا هست؛ چشم بگشا و ببین! • لقاء خداوند منحصر به قیامت نیست • بیانی از حقیقت توحید و عشق به پروردگار در کربلا و عاشورا • ذکر اسناد متواتر، و شرح و تفسیر حدیثِ قرب نوافل
اللَه شناسی ج1
88چه مىگویم که هست این نکته باریک *** شب روشن میان روز تاریک1 - «گلشن راز» نجم الدّين محمود بن عبد الکريم شبسترى، با خطّ عماد اردبيلى، انتشارات کتابخانه احمدى ـ *** شيراز، ١٣٣٣ شمسى، ص ١١ تا ص ١٣. آية اللَه علّامه کبير حاج شيخ آقابزرگ طهرانى (قدّه) در «الذّريعة» ج ١٨، ص ٢٢٦ و ٢٢٧ آوردهاند:
١٣٠: «گلشن راز»:
منظوم فارسى از شيخ عارف سعد الدّين محمود شبسترى صاحب «مرآة المحقّقين» که در «کشف الظّنون» تصريح نموده است که آن از کتب شيعه مىباشد، و از براى آن چهار شرح ذکر کرده است. و آن، جواب هفده سؤال منظوم است که به سوى وى از خراسان، سيّد أمير حسين [حسينى ـ *** صح] هَروى: خليفة بهاء الدّين زکريّا مَلتانى: خليفة شهاب الدّين سهروردى فرستاده است. اوّل سؤالها اينست:
ز اهل دانش و ارباب معنى *** سؤالى دارم اندر باب معنى
اوّل «گلشن راز» اينست
بنام آنکه جان را فکرت آموخت *** چراغ دل به نور جان برافروخت
و در آن مىباشد گفتارش
نشان ناشناسى ناسپاسى است *** شناسائىّ حقّ در خودشناسى است١
و در اواخر آن وجه تسميهاش را بدينگونه ذکر کرده است:
از آن گلشن گرفتم شمّهاى باز *** نهادم نام او را «گلشن راز»
و در تاريخش گفته است:
گذشته هيفده از هفتصد سال *** ز هجرت ناگهان در ماه شوّال (٧١٧)
و آخرين بيت آن اين است
بنام خويش کردم ختم [و] پايان *** الهى عاقبت «محمود» گردان
و نيز با شرحش: «مفاتيح الإعجاز» طبع شده است. و شروح ديگرى هم دارد که بالغ بر يازده شرح مىباشد؛ از آنهاست تعليقات خواجه عبد الرّحيم خلوتى (دانشمندان آذربايجان: ١٤٢). آن شروح را ميرزا حسن شفيعزاده شبسترى در کتاب کبيرش که در شرح حال شبسترى تأليف کرده است ذکر نموده است.
«گلشن راز» ترجمهاى دارد به زبان آلمانى که در سنه ١٢٥٤ (مطابق با سنه ١٨٣٨ ميلادى) بطبع رسيده است. و ترجمهاى هم به ترکى بطور منظوم، و همچنين تخميسى به فارسى دارد. و يک بيت آن را محمّد بن محمود دهدار به نام «مرآة الحقآئق» شرح کرده است. و شروح دگرى براى بعضى از ابياتش منفرداً ذکر شده است. نسخههاى خطّى آن شايع مىباشد؛ قديمترين از آنها را که من اطّلاع پيدا نمودم نزد مهدى بيانى است که در طهران و تاريخش سنه ٧٥٤ است، و (ادبيّات: ١٠٩ د) تاريخش نيمه رجب ٨٣٠، و (دانشگاه: ١٩٣٠) ربيع الاوّل ٨٣٥، و (مجلس: ٩٦٦) که کتابت آن در سنه ٨٥٨ بوده است.
(١) در «گلشن راز» اينطور است: شناسائىّ حق در حقشناسى است
- «گلشن راز» نجم الدّين محمود بن عبد الکريم شبسترى، با خطّ عماد اردبيلى، انتشارات کتابخانه احمدى ـ *** شيراز، ١٣٣٣ شمسى، ص ١١ تا ص ١٣. آية اللَه علّامه کبير حاج شيخ آقابزرگ طهرانى (قدّه) در «الذّريعة» ج ١٨، ص ٢٢٦ و ٢٢٧ آوردهاند:
