
اللَه شناسی ج1
جلد اول از مجموعۀ «اللهشناسی» تألیف ارزشمند علامه آیتالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی ـ قدّسسرّه ـ بوده که پیرامونِ «امکان لقاء پروردگار، و حضور حق در همۀ عالَم، و کیفیت عشق بین حق و خلق» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. اهم مباحثِ این مجلّد: • تفسیر آیۀ نور • تطبیق آیۀ نور بر خمسۀ طیبه • انسان کامل، محلّ تجلی آیۀ نور • خدا را میتوان دید، و خدا را با خدا میتوان شناخت • خداوند عاشق خلق، و خلق عاشق اوست • عاشقان لقاء خدا از هیچ گزندی نمیهراسند • راه وصول به معرفت الله، عبور از نفسپرستی است • اقسام تجلیات پروردگار بر سالک الی الله • سلوک برای آمادهشدن جهت جذبه الهی است • امکان دیدار و لقاء خداوند برای مؤمنین خوشکردار • خداوند همهجا هست؛ چشم بگشا و ببین! • لقاء خداوند منحصر به قیامت نیست • بیانی از حقیقت توحید و عشق به پروردگار در کربلا و عاشورا • ذکر اسناد متواتر، و شرح و تفسیر حدیثِ قرب نوافل
اللَه شناسی ج1
79این بود ترجمه آیتین مباركتین. و امّا در شرح بالنّسبه تفصیلى آنها باید دید اوّلًا مرجع ضمیر ﴿أَنَّهُ الْحَقُ﴾ چه مىباشد؟!
ضمیر «أَنَّهُ الْحَقُّ» بر مىگردد به مقدّر مأخوذ از «سَنُرِیهِمْ آیاتِنَا»
به نظر حقیر، این ضمیر راجع است به مقدّر مستفاد از فعل «نُرِى» و آن عبارتست از مُرَى (آیه از لحاظ آیه و مرآت بودن براى ضمیر «نا»). «مُرَى»1 چیست؟ آیات حقّ كه نشاندهنده حقّ هستند.
زیرا از جهت بلاغت قرآن و از جهت انسجام تتمّه آیه و آیه بعد، محملى غیر از این نمىتواند داشته باشد. نمىتواند مرجعش «آیاتِنَا» باشد، زیرا «آیات» جمع مؤنّث مجازى است و ضمیر مفرد مذكّر غائب نمىتواند بر آن برگردد. و نیز نمىتواند مُضافٌإلیه آن یعنى لفظ «نَا» باشد. زیرا مرجع ضمیر مذكّر غائب باید اسم جنس مذكّر غائب باشد؛ و ضمیر «نَا» ضمیر جمع متكلّم مع الغیر است.
و نیز نمىتواند به «قرآن» برگردد، بهطورىكه بعضى گفتهاند و دلیل آوردهاند آیه قبلى را:
﴿قُلْ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ كانَ مِنْ عِنْدِ اللَهِ ثُمَّ كَفَرْتُمْ بِهِ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ هُوَ فِي شِقاقٍ بَعِيدٍ﴾.
«بگو اى پیغمبر ما: شما به من خبر دهید كه اگر این كتاب الهى از ناحیه خداوند بوده باشد و در آن صورت شما بدان كفر ورزید، كدام كس گمراهتر
- مُرَى اسم مفعول از باب أرَى يُرى است از باب إفعال. زيرا اسم فاعل آن مُرْئِى و اسم مفعول آن مُرْأَى مىآيد. همزه را به جهت تخفيف بعد از نقل حرکتش به ما قبل آن حذف مىنمايند، مُرِى و مُرَى مىگردد. و امّا مَرْئِىّ اسم مفعول از باب رَأَى يَرَى است که اسم فاعلش راءٍ و اسم مفعولش مَرْئِىٌّ آيد. اسم مفعول در اصل مَرْءُوىٌ بوده است، إعلال مَرْمِىٌّ را حاصل کرد مَرْئِىٌّ شد. رَأَى يَرَى متعدّى به يک مفعول و أرَى يُرِى متعدّى به دو مفعول مىباشد
