
اللَه شناسی ج1
جلد اول از مجموعۀ «اللهشناسی» تألیف ارزشمند علامه آیتالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی ـ قدّسسرّه ـ بوده که پیرامونِ «امکان لقاء پروردگار، و حضور حق در همۀ عالَم، و کیفیت عشق بین حق و خلق» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. اهم مباحثِ این مجلّد: • تفسیر آیۀ نور • تطبیق آیۀ نور بر خمسۀ طیبه • انسان کامل، محلّ تجلی آیۀ نور • خدا را میتوان دید، و خدا را با خدا میتوان شناخت • خداوند عاشق خلق، و خلق عاشق اوست • عاشقان لقاء خدا از هیچ گزندی نمیهراسند • راه وصول به معرفت الله، عبور از نفسپرستی است • اقسام تجلیات پروردگار بر سالک الی الله • سلوک برای آمادهشدن جهت جذبه الهی است • امکان دیدار و لقاء خداوند برای مؤمنین خوشکردار • خداوند همهجا هست؛ چشم بگشا و ببین! • لقاء خداوند منحصر به قیامت نیست • بیانی از حقیقت توحید و عشق به پروردگار در کربلا و عاشورا • ذکر اسناد متواتر، و شرح و تفسیر حدیثِ قرب نوافل
اللَه شناسی ج1
60تَتَفَکرُوا فِى ذَاتِ اللَهِ!1
و همچنین در جاى دگر آورده است: «امّا آنچه فرموده است [كه] ما هر كجا عقل بیشتر مىیابیم عشق بر وى ظریفتر و شریفتر و ثابتتر مىیابیم؛ چنانكه سید كائنات [صلوات اللَه علیه] عاقلترین موجودات و عاشقترین موجودات بود.
به حقیقت بدانكه نور عقل با كمال مرتبه او، در مثال مشكوةِ جسد و زجاجۀ دل و روغنِ زیتِ روح؛ به مثابت صفاى زیت است كه ﴿يَكادُ زَيْتُها يُضِيءُ﴾. و اگرچه زیت رُوحانیت و صفاى آن كه نور عقل است ملائكه داشتند؛ كه خُلِقَتِ الْمَلَائِکةُ مِنْ نُورٍ و آن زیت بود كه قابل ناریت نور الهى بود كه ﴿وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ﴾، و لیكن مشكاة جسد و زجاجه دل و مصباح سرّ و فتیله خفىّ نداشتند، كه قابل ناریت نور الهى نشدند بىاین اسباب.
و حیوانات [را] اگرچه مشكاة جسد و زجاجه دل بود امّا زیت روحانیت و صفاى نور [كه آن عقل است] نبود، هم قابل نتوانستند آمدن [كه] فَأَبَینَ أَن یحْمِلْنَهَا وَ أَشْفَقْنَ مِنْها
انسان كامل: كسى كه در او تمام شؤون آیه نور تجلّى دارد
كمال استعداد قبول آن امانت كه به حقیقت نور فیض بىواسطه است، انسان را دادند؛ كه ﴿لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ﴾. كه او را تنى مشكاة وار و دلى زجاجه صفت و زیت روح با صفاى عقل كه زجاجه دل [را] بدانچنان نورانى كرد كه ﴿الزُّجاجَةُ كَأَنَّها كَوْكَبٌ دُرِّيٌ﴾ بداد، و در زجاجه دل مصباح سرّ و فتیله خفىّ بنهاد، و به نار نور الهى بدین مجموعه كه آدم عبارت ازوست تجلّى كرد؛ كه خُلِقَ آدَمُ فَتَجَلَّى فِیهِ مِصْبَاحٌ نهادِ او [كه] قابل آن [نار] نور الهى آمد؛ كه ﴿وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ﴾.
- رسالة «عشق و عقل» ص ٥٣ و ٥٤
