
اللَه شناسی ج1
جلد اول از مجموعۀ «اللهشناسی» تألیف ارزشمند علامه آیتالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی ـ قدّسسرّه ـ بوده که پیرامونِ «امکان لقاء پروردگار، و حضور حق در همۀ عالَم، و کیفیت عشق بین حق و خلق» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. اهم مباحثِ این مجلّد: • تفسیر آیۀ نور • تطبیق آیۀ نور بر خمسۀ طیبه • انسان کامل، محلّ تجلی آیۀ نور • خدا را میتوان دید، و خدا را با خدا میتوان شناخت • خداوند عاشق خلق، و خلق عاشق اوست • عاشقان لقاء خدا از هیچ گزندی نمیهراسند • راه وصول به معرفت الله، عبور از نفسپرستی است • اقسام تجلیات پروردگار بر سالک الی الله • سلوک برای آمادهشدن جهت جذبه الهی است • امکان دیدار و لقاء خداوند برای مؤمنین خوشکردار • خداوند همهجا هست؛ چشم بگشا و ببین! • لقاء خداوند منحصر به قیامت نیست • بیانی از حقیقت توحید و عشق به پروردگار در کربلا و عاشورا • ذکر اسناد متواتر، و شرح و تفسیر حدیثِ قرب نوافل
اللَه شناسی ج1
44وَ الارْضِ. «خدا نوردهنده آسمانها و زمین مىباشد.» خودش و حقیقتش نور نیست، نوردهنده است. یعنى نورى كه آسمانها و زمین دارند از جانب خداست. مُنوِّر یعنى نوردهنده.
اعتقاد طوائف مسلمانان درباره اینكه خداوند نور آسمانها و زمین است
دستهاى از عامّه قائلند به معنى اوّل، و جمعى از خاصّه كه راه تأویل را گشودهاند قائلند به معنى دوّم. دسته اوّلین معتقدند كه خدا جسم است و اشكالى ندارد كه واقعیتش نور مادّى باشد. و دسته دوّمین معتقدند كه خدا مادّه و مادّى نیست، بنابراین نور آسمانها و زمین كه نور مادّى است نمىتواند خدا بوده باشد. لهذا در اینجا حتماً باید آیه را تأویل نموده و لفظ نور را به معنى مُنوِّر گرفت تا از این ورطه جان سالم به در برد كه قول به جسمیت خدا باشد، كه مستلزم شرك و محدودیت و امكان اوست؛ و امّا نوردهنده اشكال ندارد، چون خداوند خالق و مُوجِد همه موجودات مجرّده و مادّیه است و خلقت او و نور بخشى او آسمانها و زمین را به نور مادّى مستلزم اشكالى نیست و معنى معقول و شایسته از آن بدست مىآید.
وهّابیه و حنبلیه معتقد به جسمیت خدا مىباشند
از میان مسلمانان فقط طائفه حنابله (تابع أحمد بن حَنبَل) معتقد به معناى اوّل هستند و بر آن اصرار مىورزند. ابن تیمیة، حنبلى است و بر این قول مجدّانه ایستادگى دارد و مىگوید: مراد و مفهوم از آیات قرآن در عبارات و الفاظ مستعمله در آن، همین معانى معروف و متفاهم مادّى و طبیعى و جسمى مىباشد. حمل الفاظ و كلمات آن را بر غیر از این نباید جائز شمرد.
وهّابیه (تابع محمّد بن عبد الوهّاب) كه مذهبشان حنبلى مىباشد بر این امر اصرار و ابرام دارند.
حنابله مىگویند: مراد از عرش، و كرسى، و ید، و نور، و استواء، و نزول، و مجىء ربّ و أمثال ذلك كه در قرآن كریم بسیار وارد شده و استعمال گردیده است، مراد و مفاد آنها همین معانى مستعمله و متفاهمه عرفیه
