
اللَه شناسی ج1
جلد اول از مجموعۀ «اللهشناسی» تألیف ارزشمند علامه آیتالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی ـ قدّسسرّه ـ بوده که پیرامونِ «امکان لقاء پروردگار، و حضور حق در همۀ عالَم، و کیفیت عشق بین حق و خلق» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. اهم مباحثِ این مجلّد: • تفسیر آیۀ نور • تطبیق آیۀ نور بر خمسۀ طیبه • انسان کامل، محلّ تجلی آیۀ نور • خدا را میتوان دید، و خدا را با خدا میتوان شناخت • خداوند عاشق خلق، و خلق عاشق اوست • عاشقان لقاء خدا از هیچ گزندی نمیهراسند • راه وصول به معرفت الله، عبور از نفسپرستی است • اقسام تجلیات پروردگار بر سالک الی الله • سلوک برای آمادهشدن جهت جذبه الهی است • امکان دیدار و لقاء خداوند برای مؤمنین خوشکردار • خداوند همهجا هست؛ چشم بگشا و ببین! • لقاء خداوند منحصر به قیامت نیست • بیانی از حقیقت توحید و عشق به پروردگار در کربلا و عاشورا • ذکر اسناد متواتر، و شرح و تفسیر حدیثِ قرب نوافل
اللَه شناسی ج1
34استعداد آنست براى اشتعال؛ و این متفرّع مىباشد بر آن دو صفت: نه شرقى و نه غربى بودن آن.
و امّا گفتار بعضى از مفسّرین كه مراد از ﴿لا شَرْقِيَّةٍ وَ لا غَرْبِيَّةٍ﴾ آن است كه شجره زیتونى كه از درختهاى دنیا باشد نیست تا آنكه یا در مشرق و یا در مغرب بروید، و همچنین گفتار بعضى از مفسّرین دیگر كه مراد آن است كه از شجره زیتون نواحى معموره كه در شرق مىروید نمىباشد و از شجره غرب معموره نیز نیست بلكه از شجره شام است كه میان شرق و غرب عالم است و زیتونش از بهترین اقسام زیتون مىباشد؛ هیچكدام از این دو گفتار از سیاق كلام فهمیده نمىگردد.»
و در تفسیر ﴿نُورٌ عَلى نُورٍ﴾ فرمودهاند: «خبر است براى مبتداى محذوف كه ضمیرى باشد كه به نور زجاجه مفهوم از سیاق بازگشت مىكند. و معنى آن این مىشود: نور زجاجه مذكوره در كمال تلمّع خود، نور عظیمى مىباشد بر نور عظیمى.
و در معنى و مراد از بودن نور بر روى نور بعضى گفتهاند: مراد تضاعف نور است نه تعدّد آن. بنابراین نباید گفت: آن نور معینى یا غیر معینى مىباشد در بالاى نور دیگرى مانند خود، و نه آنكه آن نور مجموع دو نور است با وصف دوئیت؛ بلكه آن نور به سبب تضاعفش نور متضاعف غیر محدودى مىباشد. و این نوع تعبیر در كلام، تعبیر شایع و رائجى است.
و این گفتار در معنى ﴿نُورٌ عَلى نُورٍ﴾ داراى فىالجمله جودتى است، و اگرچه اراده تعدّد نور همچنین خالى از لطف و دقّت نمىباشد. چون نورى كه از مصباح طالع مىشود، بالأصاله و بالحقیقه نسبتى به مصباح دارد، و بالمجاز و الاستعاره نسبتى به زجاجه و حبابى كه بر روى چراغ است. و این دو نور با تغایر دو نسبت متغایرند، و با تعدّد دو نسبت متعدّد. و اگرچه به حسب
