
اللَه شناسی ج1
جلد اول از مجموعۀ «اللهشناسی» تألیف ارزشمند علامه آیتالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی ـ قدّسسرّه ـ بوده که پیرامونِ «امکان لقاء پروردگار، و حضور حق در همۀ عالَم، و کیفیت عشق بین حق و خلق» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. اهم مباحثِ این مجلّد: • تفسیر آیۀ نور • تطبیق آیۀ نور بر خمسۀ طیبه • انسان کامل، محلّ تجلی آیۀ نور • خدا را میتوان دید، و خدا را با خدا میتوان شناخت • خداوند عاشق خلق، و خلق عاشق اوست • عاشقان لقاء خدا از هیچ گزندی نمیهراسند • راه وصول به معرفت الله، عبور از نفسپرستی است • اقسام تجلیات پروردگار بر سالک الی الله • سلوک برای آمادهشدن جهت جذبه الهی است • امکان دیدار و لقاء خداوند برای مؤمنین خوشکردار • خداوند همهجا هست؛ چشم بگشا و ببین! • لقاء خداوند منحصر به قیامت نیست • بیانی از حقیقت توحید و عشق به پروردگار در کربلا و عاشورا • ذکر اسناد متواتر، و شرح و تفسیر حدیثِ قرب نوافل
اللَه شناسی ج1
30صَافَّاتٍ كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ وَ تَسْبِيحَهُ﴾.
«آیا ندیدى كه تسبیح مىكنند براى خدا هر كس كه در آسمانها و زمین است، و پرندگان در حال پرواز بطورىكه بالهاى خود را بدون حركت مىگشایند. تمام این موجودات از كیفیت نماز و تسبیحى كه براى خدا مىكنند علم و اطّلاع دارند.»
زیرا تسبیح براى خدا و علم به تسبیح و علم به نماز، با جهالت به كسى كه براى وى نماز مىخوانند و تسبیحش را مىنمایند معقول نمىباشد. و این گفتار نظیر قول خداست:
﴿وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ﴾. (آیه ٤٤، از سوره ١٧: أسرى)
«و هیچیك از چیزها موجود نمىباشند مگر آنكه با حمد او تسبیحش را مىكنند، و لیكن شما تسبیحشان را نمىفهمید!»
و در این حقیقت، بحث تامّى انشاءاللَه خواهیم نمود.
و محصّل كلام این شد كه: مراد از نور در قول خداوند: ﴿اللَهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ﴾ نور اوست از جهت آنكه اشراق مىشود از آن نور عامّى كه بواسطه آن هر چیزى استناره مىنماید؛ و آن مساوى است با وجود هر چیز، و ظهور هر چیز براى خودش و براى غیرش؛ و آن عبارت مىباشد از رحمت عامّه الهیه.»
تفسیر علامه طباطبایى در ﴿مَثَلُ نُورِهِ﴾
و در تفسیر ﴿مَثَلُ نُورِهِ﴾ فرمودهاند: «خداوند نور خودش را توصیف مىكند. و اضافه نور به سوى ضمیرى است كه راجع است به خداى تعالى. و ظاهرش آنست كه «اضافه لامیه» است و دلیل است بر آنكه مراد، وصف نورى كه اللَه باشد نیست؛ بلكه نور مستعارى است كه وى افاضه مىكند. و از این گذشته باز هم مراد، نور عامّ مستعارى كه هر شىء بواسطه آن ظهور پیدا مىكند
