
اللَه شناسی ج1
جلد اول از مجموعۀ «اللهشناسی» تألیف ارزشمند علامه آیتالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی ـ قدّسسرّه ـ بوده که پیرامونِ «امکان لقاء پروردگار، و حضور حق در همۀ عالَم، و کیفیت عشق بین حق و خلق» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. اهم مباحثِ این مجلّد: • تفسیر آیۀ نور • تطبیق آیۀ نور بر خمسۀ طیبه • انسان کامل، محلّ تجلی آیۀ نور • خدا را میتوان دید، و خدا را با خدا میتوان شناخت • خداوند عاشق خلق، و خلق عاشق اوست • عاشقان لقاء خدا از هیچ گزندی نمیهراسند • راه وصول به معرفت الله، عبور از نفسپرستی است • اقسام تجلیات پروردگار بر سالک الی الله • سلوک برای آمادهشدن جهت جذبه الهی است • امکان دیدار و لقاء خداوند برای مؤمنین خوشکردار • خداوند همهجا هست؛ چشم بگشا و ببین! • لقاء خداوند منحصر به قیامت نیست • بیانی از حقیقت توحید و عشق به پروردگار در کربلا و عاشورا • ذکر اسناد متواتر، و شرح و تفسیر حدیثِ قرب نوافل
اللَه شناسی ج1
285سبحانه به بندهاش آن است كه حجاب را از روى پرده دلش بر مىدارد و وى را متمكّن مىكند تا در بساط قرب او قدم گذارد. زیرا آنچه را كه خداوند به عنوان وصف براى خود اتّخاذ فرموده است، باید به اعتبار غایات اخذ گردد نه به اعتبار مبادى.
و علامت محبّت خداى سبحانه به بندهاش آن مىباشد كه او را توفیق مىبخشد تا از عالم غرور پهلو تهى كند، و به سوى عالم نور ارتقاء حاصل نماید. با خداوند انس گیرد، و از ما سواى او در وحشت باشد. و جمیع هموم او در هم پیچیده و بصورت هَمّ واحد درآید.
بعضى از عارفان گفتهاند: إذا أرَدْتَ أنْ تَعْرِفَ مَقامَک، فَانْظُرْ فِیما أقامَک!
«اگر مىخواهى مقام خودت را بشناسى، ببین تا خدا تو را در كجا اقامت داده است!»
درباره این فقره: «پس زمانى كه من او را دوست داشتم، گوش او مىباشم كه با آن مىشنود.» فرموده است:
بعضى از صوفیه و اتّحادیه و حلولیه و ملاحده به ظواهر آن عبارات تمسّك نموده، و از بواطن این استعارات اعراض كردهاند؛ بنابراین هم خودشان گمراه شدهاند و هم دیگران را گمراه نمودهاند، با اینكه عقل جمیع خردمندان حكم مىكند به استحاله اتّحاد چیزى با اشیاء كثیره متباینه الحقائق مختلفه الآثار.
این از طرفى؛ و از طرف دیگر كفر صریحى را كه ذكر نمودهاند اختصاصى به محبّین و عارفین به خدا ندارد، بلكه حكم مىكنند به اتّحاد خداى تعالى با جمیع اصناف موجودات حتّى سگها و خوكها و قاذورات؛ ﴿سُبْحانَهُ وَ تَعالى عَمَّا يَقُولُونَ عُلُوًّا كَبِيراً﴾.
